تکثرگرایی نجات در پرتو تفسیر طالقانی
«طالقانی نه تنها نجات را در دایره اسلام منحصر نمیکند که حتی از ادیان تصریح شده در قرآن هم فراتر میبرد و سپس حتی از دایره مؤمنانِ به ادیان، آن سوتر می رود و قاصران را هم در دایره نجات یا رستگاری قرار می دهد.»
مجید مرادی در یادداشتی در کانال تلگرامی خود نوشت: «آیتالله سیدمحمود طالقانی، مفسر قرآن، فقیه و سیاستمدار ایرانی از درخشانترین چهرههای تاریخ ایران است. شخصیتی کاریزماتیک داشت و پیوندی استوار با مردم و در برابر استبداد پهلوی ایستادگی کرد و طعم زندان را چشید و در فرصت کوتاهی که پس از پیروزی انقلاب ۵۷ داشت، در قامت نماینده ملت در خبرگان قانون اساسی کوشید تا در توزیع قدرت در نظام جمهوری اسلامی، شوراها را در کانون اصلی قرار دهد و از این راه حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش را ممکن و میسر کند.
اندیشه طالقانی در ابعاد مختلف هنوز ارزش مطالعه و بررسی را دارد.
او عالمی دینی بود اما اندیشه دینی او از جنسی دیگر بود. او اساسا دین را به گونهای دیگر و متفاوت از غالب علمای دینی میدید و تعصب صنفی و مذهبی و دینی نداشت و نجات را منحصر در دین یا دینی خاص نمیدید و به عمل شایسته بیش از باور به این یا آن دین بها میداد و رهیافت عقل فطری را هم معذّر و نجاتبخشی میشمرد و رستگاری و نجات را از قلمرو ادیان هم فراتر برد.
طالقانی در تفسیر آیه الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالنَّصَارَیٰ وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره/۶۲) میگوید این چهار آیین اسلام، یهود، نصرانی، صابئی که در آیه ذکر شده نمونه کامل مذاهب حقه یا معروف است که در شرق میانه و مهد پرورش پیامبران ظاهر گشته، در محیط دعوت و پرورش اینهاست که بیشتر نفوس مستعده میتوانند به یگانگی مبدء و عالم آخرت ایمان آرند و عمل صالح را به خوبی تشخیص دهند و گرنه مقصود آیه کلی و عمومی است و مخصوص به پیروان این ادیان نیست. نکته باریکی که طالقانی در تفسیر این آیه به آن اشاره میکند این است که اهل کتاب بودن راه انحصاری نجات نیست چرا که صابئان اهل کتاب نیستند و اساسا ذکر این ادیان از باب نمونههایی ست که در خاورمیانه شناخته شده بودند و مقصود آیه، کلی ست و نه انحصار نجات در این ادیان.
در این جا طالقانی از آیه ۱۲۲ نساء کمک میگیرد تا نجات را از انحصار چهار یا پنج دینی که در قرآن نامشان برده شده است نیز بیرون برد.
آیه چنین میگوید:
لَیْسَ بِأَمَانِیِّکُمْ وَلَا أَمَانِیِّ أَهْلِ الْکِتَابِ مَنْ یَعْمَلْ سُوءًا یُجْزَ بِهِ وَلَا یَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِیًّا وَلَا نَصِیرًا [پاداش و کیفر یا نجات و هلاک] به دلخواه شما و به دلخواه اهل کتاب نیست؛ هر کس بدی کند، در برابر آن کیفر میبیند، و جز خدا برای خود یار و مددکاری نمییابد.
طالقانی ضمن اشاره به آیه فوق میگوید حق - و به تعبیر امروزی ما نجات- وابسته به آرزوها و بافتههای اهل کتاب (مسلمانان و یهودیان و مسیحیان و صابئان) نیست و هر کس بد کند جزای آن را بیند.
قرآن بنا به تفسیر طالقانی سنت رستگاری یا نجات را پیوسته یادآوری میکند تا پیروان این چهار دین دچار غرور و آرزوها و بافتههای خود و گذشتگان خود نشوند. (پرتوی از قرآن ج۱.۱۸۲).
طالقانی در پرتو این آیه قرآن، مؤمنان را از غرور و خودشیفتگی و خوشخیالی برحذر میدارد که گمان نکنند ایمان به خدا و دین خاص برای آنان معافیت میآورد و کردار بدشان را میپوشاند.
طالقانی نه تنها نجات را در دایره اسلام منحصر نمیکند که حتی از ادیان تصریح شده در قرآن هم فراتر میبرد و سپس حتی از دایره مؤمنانِ به ادیان، آن سوتر میرود و قاصران را هم در دایره نجات یا رستگاری قرار میدهد.
او کسانی را که دعوت پیامبران را نشنیدند و یا قدرت تحقیق ندارند معذور میداند و آنان را در صورتی که به هدایت عقل فطری ایمان آرند و راه صلاح در پیش گیرند مأجور میشمارد چنان که عواقب کردار بد مؤمنان را هم متوجه خودشان میداند.
به نظر طالقانی هم کسانی که دعوت پیامبران را نشنیدند و هم کسانی که قدرت تشخیص حق و باطل را ندارند، در صورت صداقت و جدیت در تحقیق که همان باور به هدایت عقل فطری است معذور هستند.
بدین ترتیب میبینیم که دایره نجات و رستگاری در اندیشه طالقانی بسیار گستردهتر از آن چیزی است که علمای همه مذاهب اسلام معتقدند.
اکنون که امکانات معرفتی جدید، تحولات کلامی شگرفی را به ویژه در دو سه دهه پیش به این سو رقم زده است سخن گفتن از تعمیم نجات آسان شده است اما در نیم قرن پیش، نوآوری الهیاتی شگرفی بود که طالقانی در پرتو قرآن و به شیوهای درخشان ارائه کرد. روانش شاد باد!
یک دهان خواهم به پهنای فلک
تا بگویم شرح آن رشگ ملک»