ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۰۰۴۱

گزارش‌های جدید نشان می‌دهد:

قطعی اینترنت استفاده کاربران از شبکه‌های اجتماعی را دو برابر کرد

قطعی اینترنت استفاده کاربران از شبکه‌های اجتماعی را دو برابر کرد

اینترنت در ایران در سال ۱۴۰۴ و بهار ۱۴۰۵ فقط چند بار قطع نشد؛ شکل استفاده از آن تغییر کرد. در این بازه‌ای ۱۵ماهه، کاربران ایرانی ۱۱۶ روز با محدودیت شدید و قطعی اینترنت مواجه بودند.

اینترنت در ایران در سال ۱۴۰۴ و بهار ۱۴۰۵ فقط چند بار قطع نشد؛ شکل استفاده از آن تغییر کرد. در این بازه‌ای ۱۵ماهه، کاربران ایرانی ۱۱۶ روز با محدودیت شدید و قطعی اینترنت مواجه بودند؛ ۴۸ روز در سال ۱۴۰۴ و ۶۸ روز در بهار ۱۴۰۵. از این میان، قطعی ۸۸روزه‌ای که از اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، طولانی‌ترین خاموشی پیوسته اینترنت در مقیاس ملی و حتی جهانی بود که تا آن زمان برای یک کشور ثبت شده بود.

به گزارش شرق، اما مهم‌ترین اتفاقی که در این ۱۱۶ روز رخ داد، فقط مهاجرت اجباری کاربران به پلتفرم‌های داخلی نبود. کاربر ایرانی، برخلاف تصور ساده‌ای که می‌توانست از یک خاموشی طولانی شکل بگیرد، اینترنت را ترک نکرد؛ بلکه با صرف هزینه‌های میلیونی و با امتحان VPNهای مختلف تلاش کرد همچنان به جهان آزاد اطلاعات متصل بماند. از سوی دیگر فعال شدن کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی دوبرابر شده است. به عنوان نمونه در گزارش جدید «دیتاک» نشان می‌دهد که اگر در سال ۱۴۰۳ هر کاربر ایرانی به‌طور متوسط ۱.۵ حساب فعال در شبکه‌های اجتماعی داشت، این عدد در بهار ۱۴۰۵ به سه حساب رسید؛ یعنی دو برابر شد. کاربران پلتفرم‌های بین‌المللی را رها نکردند و در عین حال، برای ادامه فعالیت، پلتفرم‌های داخلی را نیز به سبد خود اضافه کردند.

این شاید مهم‌ترین روایت گزارش سالانه دیتاک از «سال بقا» باشد: در بحران، کاربر ایرانی یک جایگزین نساخت؛ چند مسیر موازی درست کرد. 

اینترنت از «انتخاب» به «مسیر بقا» تبدیل شد

سال ۱۴۰۴ پیش از آنکه با جنگ و خاموشی ۸۸روزه اینترنت تعریف شود، با مجموعه‌ای از اختلال‌ها و قطعی‌های اینترنتی همراه بود. گزارش دیتاک دوره بررسی خود را ۱۵ ماه در نظر گرفته و ۱۱۶ روز محدودیت و قطعی اینترنت بین‌الملل را ثبت کرده است؛ رقمی که تقریبا یک‌چهارم کل دوره بررسی را شامل می‌شود. در چنین شرایطی، مفهوم «پلتفرم اصلی» نیز تغییر می‌کند. وقتی دسترسی به یک سکو قابل پیش‌بینی نیست، کاربر دیگر نمی‌تواند همه ارتباطات، سرگرمی، خرید، فروش یا ارتباط کاری خود را روی یک بستر بنا کند.

داده‌های دیتاک همین تغییر را نشان می‌دهد. تعداد متوسط حساب‌های فعال به ازای هر کاربر از ۱.۵ حساب به سه حساب رسیده است. در واقع، رشد تعداد حساب‌ها بیشتر از آنکه نشانه افزایش میل به شبکه‌های اجتماعی باشد، می‌تواند نشانه‌ای از افزایش ریسک دسترسی باشد؛ کاربر برای آنکه در زمان قطع یک مسیر، مسیر دیگری داشته باشد، سبد خود را متنوع‌تر کرده است.

این تغییر را می‌توان در رشد برخی پلتفرم‌های داخلی هم دید. در گزارش دیتاک، روبیکا نسبت به نقطه مبنا ۵۰ درصد، بله ۲۷۰ درصد و ایتا ۲۶ درصد رشد نشان داده‌اند. اما همین مقایسه یک نکته مهم‌تر هم دارد: رشد تقاضا لزوما به معنای آمادگی زیرساخت نیست.

روبیکا به دلیل ساختار آشناتر و دسترسی به محتوای سرگرمی توانست بخشی از تقاضای ایجادشده را جذب کند. بله نیز به دلیل ترکیب خدمات ارتباطی، مالی و عمومی به یکی از مقصدهای مهم کاربران تبدیل شد. در مقابل، ایتا در نقطه اوج تقاضا با محدودیت‌هایی مانند توقف موقت ثبت‌نام کاربران جدید و محدودیت حجم فایل‌های ارسالی روبه‌رو شد. به این ترتیب، بحران یک آزمون ساده برای «محبوبیت» پلتفرم‌ها نبود؛ آزمونی برای ظرفیت زیرساختی آنها بود.

کسب‌وکارهایی که کوچک‌تر شدند

اگر فصل اول گزارش درباره تغییر رفتار کاربر است، فصل دوم تصویر هزینه این تغییر را برای کسب‌وکارها نشان می‌دهد؛ جایی که اینستاگرام به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بسترهای تجارت اجتماعی ایران، با یک شوک جدی مواجه شده است.

دیتاک ۶۶ هفته فعالیت فروشگاه‌های فارسی‌زبان اینستاگرام را از فروردین ۱۴۰۴ تا پایان خرداد ۱۴۰۵ بررسی کرده و سه شاخص تعداد فروشگاه‌های فعال، تعداد پست‌های منتشرشده و میزان بازدید را سنجیده است.

نتیجه، از تفاوت مهمی میان «بازگشت مخاطب» و «بازگشت کسب‌وکار» خبر می‌دهد. در اواخر خرداد ۱۴۰۴ و پیش از قطعی اینترنت، تعداد فروشگاه‌های فعال اینستاگرامی به نقطه اوج دوره رسید. پس از قطعی خرداد، فروشگاه‌ها ظرف یک هفته تا ۸۶ درصد ظرفیت اوج خود برگشتند؛ اما پس از قطعی ۸۸روزه، این شاخص تا پایان دوره گزارش به حدود ۵۹ درصد رسید، یعنی اینترنت که دوباره وصل شد، همه کسب‌وکارها برنگشتند.

در خرداد ۱۴۰۵، میزان بازدید محتوا به ۷۸ درصد سطح اوج خرداد ۱۴۰۴ رسیده بود، اما تعداد فروشگاه‌های فعال تنها ۵۹ درصد و تعداد پست‌ها ۵۴ درصد بود. به زبان ساده‌تر، مخاطب سریع‌تر از فروشنده برگشت.

این فاصله مهم است. چون برای یک کسب‌وکار اینستاگرامی، بازگشت اینترنت به معنای بازگشت فوری درآمد نیست. فروشنده باید دوباره تولید محتوا کند، مخاطب را برگرداند، موجودی و زنجیره تأمین را تنظیم کند و اعتماد از دست‌رفته را بازسازی کند. به همین دلیل، اثر قطعی اینترنت را نمی‌توان صرفا با تعداد روزهای خاموشی سنجید؛ بخشی از خسارت بعد از اتصال آغاز می‌شود.

فروشگاه‌هایی که فهمیدند «یک سکو» کافی نیست

در دل همین بحران، یک رفتار تازه نیز در تجارت اجتماعی شکل گرفته است: چندسکویی‌شدن. بررسی دیتاک نشان می‌دهد از هر ۱۰۰ فروشگاه فعال اینستاگرامی، دست‌کم ۴ فروشگاه آدرس حضور خود در یک بستر داخلی را نیز در معرفی حساب خود قرار داده‌اند؛ عددی که دیتاک آن را نشانه‌ای از شکل‌گیری استراتژی حضور همزمان در چند سکو می‌داند. این عدد در نگاه اول کوچک به نظر می‌رسد، اما اهمیت آن در جهت حرکت بازار است. کسب‌وکاری که تا پیش از این می‌توانست اینستاگرام را «بازار» خود بداند، بعد از تجربه قطعی طولانی مجبور شده است به «مسیرهای جایگزین» فکر کند.

در واقع، یکی از آثار پایدار قطعی‌های اینترنت ممکن است نه صرفا کاهش فروش، بلکه تغییر معماری حضور دیجیتال کسب‌وکارها باشد. این تغییر با تجربه گزارش‌های میدانی درباره قطعی‌های طولانی اینترنت نیز هم‌راستاست؛ در گزارش «۳۰ روز بدون اینترنت» که در  شرق نوشتیم، خاموشی اینترنت به‌عنوان آسیبی فراتر از قطع یک ابزار ارتباطی توصیف شده و به تأثیر آن بر زندگی و فعالیت‌های اقتصادی اشاره شده است.

بازاری که در شب عید خاموش شد

اگر برای سنجش تجارت آنلاین به دنبال یک شاخص روشن باشیم، کمپین‌های فروش یکی از بهترین نقاط اندازه‌گیری‌اند؛ جایی که کسب‌وکار باید بتواند مخاطب را ببیند، به او دسترسی داشته باشد و او را به خرید تبدیل کند. گزارش دیتاک می‌گوید بازار کمپین‌های فروش و بازاریابی در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل حدود ۴۰ درصد کوچک‌تر شده است. اما شدت این افت در همه مناسبت‌ها یکسان نبود. اندازه کمپین بلک‌فرایدی نسبت به سال قبل ۲۴ درصد کاهش داشت و یلدا ۲۶ درصد کوچک‌تر شد. اما برای بازار شب عید، کاهش به ۹۷ درصد رسید؛ بازاری که با آغاز جنگ و قطعی اینترنت عملا برگزار نشد.

این تفاوت مهم است. بلک‌فرایدی و یلدا در شرایطی برگزار شدند که اینترنت برقرار بود و عوامل اقتصادی و اجتماعی نیز بر اندازه بازار اثر گذاشتند. اما شب عید مستقیما در نقطه برخورد جنگ و خاموشی اینترنت قرار گرفت. در نتیجه، مسئله فقط این نیست که «مردم کمتر خرید کردند». مسئله این است که بخشی از بازار اساسا نتوانست به مرحله اجرا برسد.

جالب‌تر آنکه در یلدا، با وجود کاهش حضور برندها، توجه کاربران به این مناسبت هفت برابر بلک‌فرایدی بوده است؛ اما فقط ۵۱ درصد از برندهای شاخصی که در بلک‌فرایدی فعال بودند، در یلدا نیز فعال ماندند

یعنی بحران فقط بازار را کوچک نکرد؛ رقابت را هم تغییر داد. وقتی میدان خلوت می‌شود، بعضی برندها بیشتر دیده می‌شوند

در شرایط عادی، برندها برای دیده‌شدن در بازاری شلوغ با یکدیگر رقابت می‌کنند. اما بحران، بخشی از این رقابت را حذف می‌کند. داده‌های دیتاک درباره یلدا نشان می‌دهد کاهش تعداد برندهای حاضر، برای بعضی برندهای باقی‌مانده به معنای سهم صدای بیشتر بوده است. برای نمونه، در میان برندهای شاخص بررسی‌شده، اسنپ با ۹۰ درصد، دیجی‌کالا با ۷۴ درصد و ایرانسل با ۷۲ درصد سهم صدا در داده مربوط به کمپین یلدا برجسته بوده‌اند.

پس بحران برای همه برندها به یک شکل عمل نمی‌کند. بخشی از بازار عقب می‌نشیند و بخشی دیگر از خلوت‌شدن میدان استفاده می‌کند.

نمونه دیگر، کمپین جام جهانی است. پس از افت شدید بازار شب عید، توجه مخاطبان به محتوای برندهای شاخص در این کمپین به بالاترین سطح خود در دوره ۱۵ماهه رسید و بیش از سه برابر رشد کرد.

این یعنی بازار دیجیتال، حتی در بحران، کاملا نمی‌میرد؛ مخاطب جابه‌جا می‌شود و برندهایی که بتوانند زمان و میدان درست را پیدا کنند، همچنان امکان دیده‌شدن دارند.

فیلترشکن؛ هزینه‌ سربار به سبد خانوار 

شاید ملموس‌ترین نشانه اقتصادی تغییر دسترسی به اینترنت را بتوان در فصل چهارم گزارش دید: بازار فیلترشکن. دیتاک بر اساس داده‌های خود می‌گوید ۷۵ درصد کاربران ایرانی از فیلترشکن استفاده می‌کنند و از هر سه کاربر فیلترشکن، دست‌کم یک نفر برای آن پول پرداخت می‌کند. در این شرایط، فیلترشکن دیگر صرفا یک ابزار فنی نیست؛ تبدیل به هزینه دسترسی شده است. میانه قیمت هر گیگابایت فیلترشکن در ابتدای دوره ۱۷۰۰ تومان بوده، سپس به ۲۷۰۰ و ۸۰۰۰ تومان رسیده و در اوج قطعی به ۳۹۰ هزار تومان افزایش یافته است؛ در شرایط اوج تقاضا، قیمت‌هایی تا ۲ میلیون تومان برای هر گیگابایت نیز ثبت شده است.

بعد از اتصال مجدد، قیمت کاهش پیدا کرد اما همچنان در سطحی حدود ۴.۸ برابر ابتدای دوره باقی ماند.این اعداد یک پیام روشن دارند: هزینه اینترنت در ایران دیگر فقط هزینه بسته‌ای نیست که از اپراتور خریداری می‌شود.برای بخشی از کاربران، دسترسی به اینترنت بین‌الملل یک لایه هزینه اضافی پیدا کرده است؛ هزینه‌ای که مستقیما از محدودیت دسترسی ناشی می‌شود. از سوی دیگر، محتوای مربوط به فیلترشکن نیز خود به یک بازار توجه تبدیل شده است. گزارش دیتاک می‌گوید محتوای فیلترشکن‌ها فقط در کانال‌های تلگرامی بیش از ۳۰ میلیارد بازدید داشته و در مقایسه محتوایی، توجه به فیلترشکن از محتوای دلار بیشتر بوده است؛ نسبت توجه به این دو حوزه ۱۰ به ۸ گزارش شده است. در چنین شرایطی، محدودیت اینترنت یک بازار ثانویه نیز می‌سازد: بازار دسترسی به خود اینترنت.

بانک‌ها در بحران 24 ساعته

فصل پنجم گزارش از زاویه‌ای متفاوت به بحران نگاه می‌کند: نه فروش و نه دسترسی، بلکه اعتبار.دیتاک شاخص خالص احساسات یا NSS پنج بانک بزرگ را بررسی کرده و میانگین این شاخص را منفی ۵۱ به دست آورده است. اما نکته مهم‌تر در این بخش، رابطه میان مدت بحران و آسیب به برند است.

در مورد بانک‌های بررسی‌شده، طول دوره بازیابی به‌تنهایی حدود ۷۸ درصد تفاوت میان نمره NSS بانک‌ها را توضیح می‌دهد. به ازای هر یک روز افزایش در دوره بازیابی، نمره NSS برند حدود ۰.۲۸ واحد کاهش پیدا می‌کند. این یافته، بحران فنی را از یک مسئله فناوری به یک مسئله روابط عمومی تبدیل می‌کند. کاربر ممکن است یک روز اختلال را تحمل کند، اما وقتی اختلال ادامه پیدا می‌کند، روایت جایگزین ساخته می‌شود: «بانک پاسخ نمی‌دهد»، «پول من در دسترس نیست»، «هیچ‌کس نمی‌داند مشکل کی حل می‌شود.»

به همین دلیل، گزارش هشدار می‌دهد اعلام زودهنگام رفع مشکل می‌تواند ضربه بعدی را شدیدتر کند؛ چون اگر پس از اعلام رفع اختلال، سرویس دوباره از دسترس خارج شود، موج جدیدی از انتقاد شکل می‌گیرد. در چنین شرایطی، سرعت واکنش، انتخاب بستر ارتباطی و آمادگی برای طولانی‌شدن بحران، بخشی از عملکرد روابط عمومی است.

نمونه بانک سپه در گزارش اهمیت این مسئله را بیشتر نشان می‌دهد: این بانک در مجموع ۱۱۳ روز در دوره ۱۵ماهه بررسی‌شده در وضعیت بحران و اختلال قرار داشته است. بنابراین، در اقتصاد دیجیتال، بحران با «وصل‌شدن» تمام نمی‌شود؛ گاهی تازه مرحله بازسازی اعتماد آغاز می‌شود.

۱۱۶ روز قطعی، یک رفتار تازه ساخت

اگر پنج فصل گزارش دیتاک را کنار هم بگذاریم، با پنج مسئله جداگانه مواجه نیستیم. تغییر تعداد حساب‌های کاربر، بقای فروشگاه‌های اینستاگرامی، کوچک‌شدن بازار تبلیغات، رشد هزینه فیلترشکن و افت احساسات نسبت به بانک‌ها، در نهایت به یک مفهوم مشترک می‌رسند: ریسک دسترسی. این ریسک پیش از این هم وجود داشت، اما قطعی‌های پی‌درپی و سپس خاموشی ۸۸روزه آن را به بخشی از تصمیم‌گیری روزمره تبدیل کرد:

کاربر، حساب دوم ساخت

فروشگاه، به سکوی دوم فکر کرد

کسب‌وکار، به دنبال مسیر ارتباطی جایگزین رفت

کاربر برای حفظ دسترسی، هزینه بالایی برای فیلترشکن پرداخت کرد

و برندها فهمیدند که در بحران، فقط «حل مشکل» مهم نیست؛ نحوه و زمان اطلاع‌رسانی درباره آن نیز بخشی از بحران است.

در واقع، شاید مهم‌ترین داده گزارش دیتاک نه عدد ۱۱۶ روز باشد و نه ۸۸ روز خاموشی. مهم‌ترین داده، سه حساب فعال به ازای هر کاربر است؛ عددی که نشان می‌دهد کاربر ایرانی به جای اینکه بعد از هر قطعی از یک بستر خارج شود، راه دیگری کنار آن ساخته است. این رفتار البته به معنی عادی‌شدن شرایط نیست. برعکس، می‌تواند نشانه عمیق‌ترشدن بی‌اعتمادی به پایداری دسترسی باشد. از طرف دیگر دقیق‌ترین تصویری این گزارش  از اقتصاد دیجیتال ایران در سال ۱۴۰۴ و بهار ۱۴۰۵ شاید این باشد که اقتصادی که در طول ۱۱۶ روز محدودیت شدید و قطعی کامل، متوقف نشد؛ اما برای ادامه مسیر، مجبور شد هزینه بیشتری بپردازد، مسیرهای بیشتری بسازد و برای هر مسیر، یک راه فرار هم داشته باشد.

ارسال نظرات
خط داغ