جی دی ونس درباره توافق با ایران مدعی شد «این مسئله ذاتاً غیرقابل پیشبینی است؛ زیرا خودِ ایرانیها غیرقابل پیشبینی هستند و گاهی به تعهداتی که به ما دادهاند، عمل نمیکنند.»
۱۴۳۰ مطلب
جی دی ونس درباره توافق با ایران مدعی شد «این مسئله ذاتاً غیرقابل پیشبینی است؛ زیرا خودِ ایرانیها غیرقابل پیشبینی هستند و گاهی به تعهداتی که به ما دادهاند، عمل نمیکنند.»
اسحاق دار گفت: هدف اصلی «توافق دفاعی مشترک مکه» تقویت تلاشهای مشترک و جاری برای صلح، ثبات و شکوفایی در سراسر منطقه است.
همزمان با انتشار گزارشهایی درباره گفتوگوی دونالد ترامپ و محمد بنسلمان، ادعای موافقت عمان با چارچوب یک توافق موقت برای بازگشایی تنگه هرمز و اظهارات تازه رئیسجمهور آمریکا درباره احتمال دستیابی به توافق با ایران، گمانهزنیها درباره ازسرگیری روند دیپلماسی میان تهران و واشنگتن بار دیگر افزایش یافته است.
آیا تفاهم اخیر با میانجیگری عمان صرفاً یک توافق محدود دریایی است؟ یک کارشناس مسائل استراتژیک معتقد است پایان محاصره دریایی میتواند دیپلماسی بازدارنده ایران را به دیپلماسی شکوفایی اقتصادی تبدیل کند، به شرط آنکه از یک پروژه مقطعی به روندی پایدار تبدیل شود.
ماجد الانصاری گفت: برای جامعه جهانی روشن است که اسرائیل مانع اجرای توافق غزه است.
در منطق سیستم های حقوقی اگر یک توافق حتی روی سنگ خارا هم نوشته شود، امکان نقض دارد.بسیاری از توافق ها علیرغم حضور قوه قهریه، خسارت ها و مجازات ها، باز هم نقض می شود.فرقی نمی کند معاهده باشد یا توافق. حتی یک معاهده بین المللی مثل NPT هم با مراحلی قابل خروج است.این که فکر کنیم یک توافق هرگز شکسته نمی شود، یک رویای غیرواقعی است.
ترامپ: من (جنگ با ایران) را یک درگیری محدود مینامم/ آنها میخواهند به توافق برسند، اما من میگویم که آنها برای توافق آماده نیستند ولی خیلی زود آماده خواهند شد.
به اعتقاد یک تحلیلگر سیاست خارجی، آمریکا امنیت جریان انرژی را بخشی از منافع راهبردی خود تلقی می کند. بنابراین اگر احساس کند آزادی کشتیرانی در هرمز با مخاطره جدی روبه رو شده است، بعید است صرفا به اعتراضهای دیپلماتیک اکتفا کند. البته این به آن معنا نیست که واشنگتن نیز دست باز و بدون هزینه دارد.
اقدامات اخیر آمریکا در تنگه هرمز که بار دیگر امنیت این آبراه را متشنج کرده، به گفته یک تحلیلگر سیاسی با روح توافقات موجود در تضاد است و نشان میدهد ترامپ بهدنبال عبور از وضعیت فعلی و افزایش فشار بر ایران است؛ تجربه سالهای گذشته نیز حاکی از آن است که هر زمان دیپلماسی به سمت آرامش حرکت کرده، اقدامات میدانی در سطح نظامی و سیاسی روند مذاکرات را دچار اختلال کرده است.
ایجاد دوقطبیهای کاذب و مطلقانگارانه (مانند مبارزه مطلق در برابر توافق مطلق) توسط جریانهای سیاسی، عملاً دست حاکمیت را در مانورهای دیپلماتیک و بهرهگیری از فرصتهای حقوقی بینالمللی میبندد. تهییج افکار عمومی علیه فرآیندهای قانونیِ تصمیمگیری و برچسب زدن به مذاکره، به معنای تضعیف نهادهای مستقر و جایگزینی عقلانیت حقوقی با پدیده «پوپولیسم خیابانی» است.