ترنج

اخبار حوادث

۹۷ مطلب

  • می‌ترسیدم فیلم‌ها را منتشر کند به همین دلیل باز هم به او مقداری پول دادم. تصور می‌کردم که دست از سرم بردارد، اما دوباره یک ماه بعد به سراغم آمد و باز هم به او مبلغی پرداخت کردم

  • با وجود هشدار‌های لازم همواره شاهد ورود افراد به سد‌های کشاورزی و مناطق شنا ممنوع هستیم و معمولا نتیجه این بی‌احتیاطی‌ها اسفناک است که با مرگ افراد به پایان می‌رسد.

  • مأموران قلابی پس از سرقت ساعت مچی، طلاجات و وجوه نقد، دختر جوان را در جاده قدیم کرج رها و فرار کردند.

  • من به دلیل اینکه با مادرزنم صحبت می‌کردم، با او در یک منطقه بودم. بعد او را از ماشین پیاده کردم. حتی اول خواستم به خانه‌اش بروم، اما، چون داماد و دخترش در خانه بودند، او حاضر نشد قبول کند من به خانه‌اش بروم و چند خیابان پایین‌تر با من قرار گذاشت. بعد سوار ماشین من شد...

  • متهم در تحقیقات مقدماتی منکر هر‌گونه جرمی شد و با سخنان گمراه‌کننده قصد فریب پلیس را داشت، اما د‌رنهایت بعد از مواجهه با مدارک ضمن اعتراف به جرم خود، هدف از این کار را انتقام‌جویی از شاکی و برهم‌زدن زندگی او عنوان کرد.

  • من از بدرفتاری‌های باجناقم با خواهرزنم مطلع بودم. ساناز همیشه از بدرفتاری‌های مهدی گلایه می‌کرد و من می‌دانستم باجناقم بار‌ها همسرش را کتک زده است. وقتی متوجه شدم او به خواهرزن دیگرم و دخترم هم نظر دارد، غیرتی شدم و قبول کردم تا در قتل مهدی به خواهرزنم کمک کنم.

  • طبق تحقیات صورت گرفته چندی پیش بین یکی از کاسبان محل با جوانی ۳۵ ساله به نام سعید اختلافی ایجاد شده است و بامداد امروز این کاسب با همدستی سه فرد دیگر برای درگیری با سعید کمین کرده اند و بلافاصله بعد از رسیدن سعید و دوستش رضا به محل، با شمشیر و کلت به آن‌ها حمله کردند که سعید به علت اصابت گلوله به لب فوقانی و ضربات شمشیر در دم جان باخت.

  • همسرم می‌گفت بچه را به من نمی‌دهد. من اعتمادی به او نداشتم، چون می‌دانستم اگر از من جدا شود حتما ازدواج می‌کند و نمی‌خواستم فرزندم زیر دست ناپدری تربیت و بزرگ شود. تصمیم داشتم حضانت فرزندمان را خودم به عهده بگیرم و برای اینکه مشکلی پیش نیاید، او را به خانواده خودم بسپارم. برنامه‌ام این بود که خودم هم در شمال زندگی کنم و منتظر مرگم باشم. پدرزنم هم می‌گفت باید مهریه دخترش را تا ریال آخر بدهم؛ اما من پولی نداشتم و نمی‌توانستم این کار را بکنم. در واقع پدرزنم نمی‌گذاشت ما جدا شویم. اگر او دخالت…

  • در ادامه تحقیقات به بررسی پرونده شخصیت متهم پرداختند و مشخص شد او رابطه بسیار خوبی با خانواده‌اش داشته و پسر آرام و متینی بوده است. نمرات تحصیلی بالایی دارد تنها برادرش نیز مدرک دکتری دارد و آن‌ها زندگی آرامی داشته‌اند و ارتباط او با برادرش هم بسیار خوب بوده است.

  • متهم در ابتدا منکر جرمش شده بود که پس از روبه‌روشدن با مستندات ادله دیجیتال جرم، چاره‌ای جز اعتراف نداشت و در اظهارات خود عنوان کرد بله قبول دارم من به علت دوستی صمیمی که با این دختر داشتم از کلیه اطلاعات شخصی او باخبر بودم و زمانی که با یکدیگر به مشکل برخوردیم اقدام به گذاشتن اطلاعات شخصی‌اش در فضای مجازی کردم.

تبلیغات