رسیدگی به این پرونده از دوسال قبل به دنبال شکایت والدین 9 کودک در شرق تهران شروع شد. آنها در گزارش خود به پلیس ادعا کردند فردی با لباس پلیس کودکان ما را پس از اغفال ربوده و در خلوتگاه شیطانی خود مورد آزار قرار داده است.
۳۱۰ مطلب
رسیدگی به این پرونده از دوسال قبل به دنبال شکایت والدین 9 کودک در شرق تهران شروع شد. آنها در گزارش خود به پلیس ادعا کردند فردی با لباس پلیس کودکان ما را پس از اغفال ربوده و در خلوتگاه شیطانی خود مورد آزار قرار داده است.
«نیمه شب پسرم گریان به سراغم آمد و گفت: اسهال شده است. متوجه موضوع غیرمنتظرهای شدم. به سراغ همسرم رفتم و او را بیدار کردم. همسرم وقتی صحنه را دید، به من گفت: شروین به او تعرض کرده است. پسرم کنار شروین خوابیده بود. برادرم را بیدار کردیم و درباره این موضوع حرف زدیم. من و برادرم داشتیم به این فکر میکردیم چه کنیم که متوجه درگیرشدن شوهرم با شروین شدیم. برادرم به کمکش رفت و آنها شروین را خفه کردند بعد هم تصمیم گرفتند جسد را از خانه خارج کنند».
آنها در اعترافات خود گفتند که در حالت هوشیاری نبودند و از این اتفاق هیچ خاطرهای در ذهن خود ندارند، اما در بدن دخترجوان اثرات تعرض و کبودیهای ناشی از ضرب و شتم دیده شده که ثابت میکند او مورد حمله قرار گرفته است.
رییس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران با بیان اینکه بعضا دیده میشود که پیمانکاران وظایف خود را به پیمانکاران درجه ۲ و ۳ واگذار میکنند و حتی از اتباع بیگانه بهرهکشی میشود، گفت: باید مدل نظارتیمان را موثرتر کنیم و قطعا این مهم پیگیری میشود.
پدر سنگدل مرندی که پس از ضرب و جرح فرزند خردسالش و انتشار تصاویر وی در فضای مجازی، متواری شده بود، در مخفیگاهش در تهران دستگیر شد.
فردی که برای پدرش مواد مخدر میخرد، چند بار او را مورد تجاوز قرار داده و حتی کتکش هم زده است. این موضوع با پدر لیدا در میان گذاشته شد. او به طور کامل اظهار بیاطلاعی کرد و گفت: از وقتی مادر لیدا از من جدا شد، لیدا با من زندگی میکند؛ من ساعتهای طولانی در خانه نیستم، اما مدام با دخترم در ارتباط هستم؛ شخصی که لیدا درباره او گفته است سیامک نام دارد و از آنجا که من به مواد اعتیاد دارم برایم مواد تهیه میکند و به خانه من رفتوآمد دارد.
برای خرید ترقه سوار مترو شدم. تعدادی ترقه خریدم و دوباره سوار مترو شدم تا به خانه برگردم. در راه بازگشت دو نفر از دستفروشان مترو به من گفتند که میتوانند انواع و اقسام ترقه را با قیمتهای ارزان به من بدهند. من هم گولشان را خوردم و همراهشان رفتم، اما آنها مرا به خانهای برده و مورد آزار و اذیت قرار دادند.
حوادث دلخراش اخیر نه تنها روح جامعه ایرانی را خدشه دار کرد بلکه این خطر جدی را به دنبال دارد که احساس امنیت و اعتماد عمومی را به عنوان یکی از مهمترین مولفههای «سرمایه اجتماعی» تضعیف کند.