محمد محمدیقیداری در این رابطه، در خصوص اقدامات بهزیستی اظهار کرد: زمانی که دختر نوجوان از بیمارستان ترخیص شد، به همراه مادر و برای جلوگیری از آسیبهای احتمالی با دستور دادستان به خانه امن زنجان منتقل شدند و در واقع مقرر است که تا زمان روشن شدن تکلیف در این مرکز نگهداری شوند.
مدیرکل بهزیستی استان تهران در پاسخ به این سوال که چگونه مهدهای غیرقانونی به فعالیت خود ادامه میدهند؟ اظهار کرد: وقتی فرد متقاضی برای ایجاد و احداث مهدکودک مراجعه میکند وظیفه ما این است که از اداره اماکن استعلام بگیریم. همچنین درخصوص مهدهای غیرمجاز اداره اماکن و دستگاههای نظارتی مکلفند مانع از فعالیتشان شوند و چنانچه به صورت مصداقی گزارش شود که در خیابانی و یا محلهای مهدکودکی وجود دارد که به نظر میآید مجوز فعالیت از بهزیستی ندارد از طریق مقامات قضایی این موضوعات را دنبال میکنیم.
تشریح آنچه بر ملیکا، خواهر و برادرش گذشته بود موجب حساسیت و پیگیری رسانهها و در مقابل جریحهدار شدن احساسات عمومی شد. به خصوص زمانی که برادر ملیکا گفت قاتل، خواهرم را مجبور میکرد بر روی زغال داغ و آب جوش بخوابد. حالا بعد از گذشت چهل و پنج روز قرار بود آخرین جلسه دادگاه رسیدگی به این پرونده به صورت علنی برگزار شود.
دخترک در شرح ماجرا میگوید: ۸ سال داشتم که آن اتفاق تلخ رخ داد. آن زمان درکم از دنیای اطراف در حد تعریفهای مادر و خواهرانم بود. همیشه همه میگفتند آبرو مهم است. دو خواهرم با گرفتن چند سکه طلا به خانه بخت رفته بودند. همه فکرم آن بود که روزی بزرگ شوم و مانند آنها سکه طلا بگیرم و در زندگی خوشبخت شوم. تازه آن موقع مجبور نبودم از صبح تا غروب سر زمین کشاورزی کار کنم.
مدیرکل بهزیستی استان تهران با بیان این که وقوع چنین رفتارهای غیر اخلاقی و غیر انسانی به هیچ وجه قابل گذشت نیست، بیان کرد: اگر چنین اتفاقی در مهدهای تحت نظارت بهزیستی روی دهد بدون شک کمیته اضطرار نظارت بر مراکز غیر دولتی بهزیستی رای به تعطیلی مهد و پیگیری قضایی خواهد داد.
هشتم شهریور امسال بود که یک فروشنده مواد مخدر پسر ۱۰ ساله مرد معتادی را که به وی بدهکار بود، ربود. وی فکر میکرد با این کار مرد معتاد حسابش را تسویه میکند، اما با گذشت ۵ روز وقتی دریافت وی قادر نیست بدهیاش را بدهد در اقدامی وحشیانه از پنجره خانه این مرد معتاد وارد خانه آنها شد و این بار دختران خانواده بهنامهای ملیکا ۵ ساله و مریم ۱۸ ساله را هم با زور اسلحه ربود و به مدت ۲۳ روز این دو خواهر را مورد شکنجه و تجاوز قرار داد. در نهایت پنجم مهر ملیکا بر اثر شدت جراحات و دیر رساندن به مرکز…
پروندهای هم در همان ابتدا برای مدیر مدرسه معین از باب «عدم نظارت و اعلام جرم به موقع» تشکیل شده بود که در این خصوص تحقیقات شعبه بازپرسی انجام شده و همزمان با تکمیل تحقیقات در ارتباط با اتهامات اولیای دانش آموزان به دادگاه ارسال می شود.
پلیس پیامکی در گوشی این زوج پیدا کرده که نشان میدهد گریههای الینا عامل اصلی این کودکآزاری بوده است. تینا برای همسرش پیامک زده بود که گریههای الینا را تحمل نکرده و او را خفه کرده است. هنوز مشخص نیست محمدرضا با توجه به اینکه در هتل ساکن بوده در این کودکآزاری نقشی داشته یا نه؛ چراکه او حاضر به پاسخگویی به پلیس نشد و حین فرار جان باخت. بااینحال، تینا بهدست پلیس بازداشت و بهطور واضح از سوی دادستانی به کودکآزاری فرزندان دوقلوی خود متهم شده است.
در یازدهم مهر ماه، گزارشی مبنی بر مرگ مشکوک کودکی سه ساله به نام ترنم از سوی بیمارستان واصل گردید که براساس نظریه اولیه پزشکی قانونی فوت کودک بر اثر ایراد ضرب و جرح شدید از ناحیه سر و سایر اعضای بدن توسط سیلی و یا جسمی همچون سیم بودهاست که آثار وارده و جای ضربات میتوانسته مربوط به سه ماه گذشته باشد.
پدر او، هم پدرِ دخترش است و هم پدرِ فرزند متولدنشدهاش. خاطره سرانجام تصمیم میگیرد که این موضوع را به ۱۳ رهبر مذهبی بازگو کند. یکی از آنها میگوید، اگر طالبان دوباره به قدرت بازگردند، او میتواند پدرش را سنگسار کند. ۱۱ نفر دیگر میگویند که صبر کند و دعا کند. اما نفر سیزدهم به خاطره میگوید که داستان زندگیاش را در تلویزیون بازگو کند.