آگاه صفحه اصلی

جنایت خانوادگی

۷۱ مطلب

  • چون خودش، ولی دم محسوب می‌شد، قصاص در انتظارش نبود، اما او به اتهام کشتن برادرش زیر چوبه دار بود تا اینکه خانواده‌اش با یک شرط او را بخشیدند و قول گرفتند او از شهر برود و دیگر کاری به کار اعضای خانواده نداشته باشد، اما کمال بعد از آزادی به تعهدش عمل نکرد و دوباره رفتار‌های گذشته خود را از سر گرفت تا اینکه کریم در نهایت مصمم شد او را بکشد.

  • «شهرام اعتیاد به مواد مخدر پیدا کرد و بعد از ازدواجش با همسرش نرگس، من و همسرم را اذیت می‌کرد. همین آزار‌ها باعث شد که آن‌ها را با شلیک گلوله به قتل برسانم و اجساد را به داخل حمام ببرم. در مدت سه روز اجساد را مثله کرده و هر قسمت از آن‌ها را به محلی بردم».

  • پسر ۱۹ ساله هم‌باشگاهی پسر ۱۵ ساله بوده که از مدتی قبل با یکدیگر اختلاف داشتند و روز حادثه درگیری آن‌ها پس از پایان باشگاه و در مسیر خانه به زد و خورد تبدیل می‌شود. در این میان پدر پسر ۱۵ ساله از راه می‌رسد و پسرجوان را کتک می‌زند...

  • آن‌ها در اعترافات خود گفتند که در حالت هوشیاری نبودند و از این اتفاق هیچ خاطره‌ای در ذهن خود ندارند، اما در بدن دخترجوان اثرات تعرض و کبودی‌های ناشی از ضرب و شتم دیده شده که ثابت می‌کند او مورد حمله قرار گرفته است.

  • من از مدت‌ها قبل با خواهرم اختلاف داشتم و گمان می‌کردم او با افرادی رابطه دارد. ما بار‌ها با هم دعوا کرده بودیم، اما هیچ‌وقت مشکل میان‌مان حل نمی‌شد. شب حادثه من و خواهرم در خانه تنها بودیم و در ظاهر هم مشکلی وجود نداشت. او برایم شام آورد و از من پذیرایی کرد. بعد از خوردن غذا احساس کردم صورتم می‌سوزد. اصلا حال خوبی نداشتم برای همین رفتم که بخوابم، اما هر کاری کردم خوابم نمی‌برد. تا ساعت دو شب بیدار بودم. حسابی کلافه شده بودم. از آن‌موقع بود که صدا‌هایی در سرم پیچید و هر کاری می‌کردم از بین…

  • پدر سنگدل مرندی که پس از ضرب و جرح فرزند خردسالش و انتشار تصاویر وی در فضای مجازی، متواری شده بود، در مخفیگاهش در تهران دستگیر شد.

  • «وقتی مأمور پلیس به طرفم آمد من همراه دختر مورد علاقه‌ام بودم و از ترس اینکه بازداشت شوم اقدام به شلیک کردم و از کرده خودم پشیمان هستم».

  • «صبح با هم صبحانه‌مان را خوردیم که ساعتی بعد متوجه پیام‌هایی از یک مرد ناشناس شدم و دیدم خواهرم برای عصر با او قرار گذاشت به خاطر همین من بشدت عصبانی شدم و با هم بحث‌مان شد، اما دیدم گوشش بدهکار نصیحت من نیست. حدود ساعت ۲ بعدازظهر بود که از کشوی آشپزخانه یک چاقو برداشتم و بعد با چاقو به جانش افتادم، بعد لباس هایم را که خونی شده بود عوض کردم و در تماس با پلیس خودم را معرفی کردم».

  • «دامادمان با کوکب اختلاف داشت و او را اذیت می‌کرد. حتی یک‌بار وقتی ما از شهرستان به تهران آمدیم و به خانه آن‌ها رفتیم، مجید از عصبانیت دوغ و ماستی را که سوغات برده بودیم روی زمین ریخت و جلوی چشم ما دخترمان را کتک زد. ما اطمینان داریم او قتل را انجام داده است و به همین دلیل حاضر هستیم ۵۰ نفر را برای برگزاری مراسم قسامه به دادگاه معرفی کنیم».

  • «همسرم با مردی رابطه داشت، دخترم این موضوع را به من گفت و من هم عصبانی شدم. دخترم می‌گفت: فیلم رابطه همسرم را هم دارد و همسرم به او حق‌السکوت می‌دهد. روز حادثه به خانه آمدم و متوجه شدم همسرم با مردی که رابطه داشته هارد کامیپوتر دخترم را برده که فیلم را پاک کند، من سوار اتوبوس شدم و همسرم و مردی را که همراه او بود، تعقیب کردم؛ آن‌ها با سمند می‌رفتند و من سوار اتوبوس بودم. در خیابان پاسداران همسرم را دیدم، مردی را که همراهش بود، با چاقو زدم و او فرار کرد، بعد همسرم را زدم و بعد هم خودزنی کردم».

تبلیغات