کوهنوردان و افرادی که برای تفریح به منطقه وردیج رفته بودند، جسد مرد میانسال را ته دره مشاهده کرده و موضوع را به پلیس اعلام کرده بودند.
۷۱ مطلب
کوهنوردان و افرادی که برای تفریح به منطقه وردیج رفته بودند، جسد مرد میانسال را ته دره مشاهده کرده و موضوع را به پلیس اعلام کرده بودند.
متهم گفت: همسرم بارها به مادرم که دیگر توانایی راه رفتن نداشت توهین کرد. این موضوع بشدت اذیتم میکرد. تصمیم گرفتم به این غر زدنها پایان بدهم، به همین خاطر در یک لحظه او را گرفتم و به زمین انداختم با هم درگیر شدیم بعد هم دستانم را دور گردنش انداختم و خفهاش کردم.
چطور ممکن است یک زوج سالخورده مرتکب چند فقره قتل شده باشند و بتوانند سالها در آرامش در کنار هم زندگی کنند و اصولا هیچوقت در شرایط لو دادن یکدیگر قرار نگیرند.
هیچ همسایهای نیست که رفتار مشکوک یا بدی از اکبر خرمدین یا همسرش ایران دیده باشد. همه از او به خوبی یاد میکنند. از همان پیرمرد قدبلند و چهارشانه ۸۱ سالهای که شنبه همین هفته پسرش را کشته است هیچکس خاطره بدی ندارد. اکبر و ایران چهار فرزند داشتند: آرزو (متولد ۱۳۵۰)، بابک (متولد ۱۳۵۳)، افشین (متولد ۱۳۵۵) و آزیتا یا آذر (متولد ۱۳۶۱). از بین این چهار نفر، همسر اول آرزو، خود آرزو و بابک به ترتیب در سالهای ۱۳۹۰، ۱۳۹۷ و ۱۴۰۰ توسط این پدر و مادر به قتل رسیدهاند.
قاضی شهریاری: پدر و مادر خرمدین اعتراف کردند که در سال ۱۳۹۰ داماد و در سال ۱۳۹۷ دختر خود را به قتل رساندند.
در نخستین تحقیقات برادر مقتول منکر هرگونه اطلاع از موضوع شد، اما در ادامه با مشاهده مدارک و اظهارات شاهدان درنهایت به موضوع قتل برادر و پسرخالهاش اعتراف کرد و گفت که چندی قبل داییام به سراغم آمد و از من خواست تا به خاطر اختلافی که با برادرم دارد، او را به محلی به نام تلمبه خانه در منطقه رکنآباد لامرد ببرم تا او را گوشمالی بدهد.
طبق اعترافات و ادعاهای ایرج (یکی از متهمان اصلی پرونده) طرفهای مقابل مدتی قبل پس از حضور پدر ایرج در منزل وی در منطقه الهیه مشهد، اقدام به تیراندازی میکنند که همین موضوع به درگیریهای بیشتر دامن میزند.
متهم گفت: شب حادثه خواستگار مادرم را به خانه دعوت کردم و بعد هم دعوایمان شد. در این درگیری او را خفه کردم و جسدش را لای پتو پیچیده و به اطراف پاکدشت بردم. چند روزی خودرواش در اختیار من بود که مادرم شک کرد. به او گفتم خود بهنام خودرو را به من داده، اما بعد از چند روز واقعیت را به مادرم گفتم و سپس با جعل اسناد و مدارک خودرواش را فروختم.
طبق تحقیقات اولیه ماموران پلیس مشخص شدکه قاتل ۶۵ ساله به دلیل مصرف مواد مخدر چندی قبل در زندان به سر میبرده است.
«زمانی که پلیس تصاویر را به ما نشان داد همان لحظه پسر خواهرم را شناختم. حمید گاهی اوقات به خانه ما میآمد. آن روز هم یک ساعتی به خانه ما آمد و رفت. من دو پسر و یک دختر دارم و امیرمحمد کوچکترین بچهام بود. صبح امروز - چهارشنبه - به ما خبر دادند که جسد پسرم را پیدا کردهاند به ما گفتند حمید قاتل پسرم است.»