ترس از تنها شدن می تواند به طور مستقیم با نداشتن اعتماد به نفس و این باور که از هیچ فعالیتی به تنهایی نمی توانید لذت ببرید، در ارتباط باشد یا شاید هم هیچ وقت یاد نگرفته اید که چطور وقتی تنها هستید، احساس راحتی کنید
۱۳۶۹ مطلب
ترس از تنها شدن می تواند به طور مستقیم با نداشتن اعتماد به نفس و این باور که از هیچ فعالیتی به تنهایی نمی توانید لذت ببرید، در ارتباط باشد یا شاید هم هیچ وقت یاد نگرفته اید که چطور وقتی تنها هستید، احساس راحتی کنید
همان طور که می دانید شناخت همه جانبه لازمه هر تصمیم و اقدام است بنابراین در قدم اول لازم است خودتان را از جنبه های مختلف خلق و خو و روحیات درونی، توانمندی ها و استعدادها، شرایط جامعه و ... بهتر بشناسید و سپس اقدام به کسب شناخت از دیگران و جامعه کنید. توجه داشته باشید که خودشناسی زیربنای سایر شناخت هاست.
کیدمن در ارتباط با رسواییهای پی در پی آزار جنسی در هالیوود گفت: «بی شک من هم زمانهایی این تجربه را داشتم هر چند که خیلی کم پیش آمد. اما درباره آنها در رسانهها نخواهم نوشت.»
جوانتر که بودم عین خیالم نبود اما از وقتی رفتم بالای سی سال هر لحظه دلم برای خانه و مادر و خانواده لک می زند. می خواهم برگردم و دیوانه می شوم
احمد امیرآبادی در مخالفت با این فوریت، گفت: غیر از آنچه که تشخیص شرع مقدس اسلام است، یقینا شوران نگهبان آن را رد میکند علاوه بر آن مجلس نمی تواند به مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام ورود کند. باید به این مسائل توجه کنیم تا در مجلس کار عبثی انجام نشود.
«اگر این گونه برداشت کرده اید که همکارتان توجه خاصی به شما دارد و این توجه برای شما آزاردهنده است، میتوانید با حفظ احترام و رعایت اصول کاری درباره دلایل رفتار و احساسی که از ایشان دارید با او گفتگو کنید، ولی خوب است این را هم بدانید که ممکن است همه چیز از جانب همکار شما انکار شود و شما به برداشت بد متهم شوید»
سوال ما این بود که مجوز پاسخ تلفنی را چه ارگانی صادر می کند و آیا نظارتی بر نحوه عملکرد این گونه مشاوره ها هست یا خیر؟ که متاسفانه به جای پاسخ دادن تلفن را قطع کرد. اقدامات و پیشنهادات بی شرمانه در شکل مشاوره، چاهی عمیق بر سر راه دختران جوان است که با چاشنی سادگی و زودباوری آنان می تواند به راحتی نتیجه فاجعه بار داشته باشد.
گاهی وقتی به خانه میرفتم هم تماس میگرفت و تلفنی حرف میزد. تکرار این اتفاق اعتراضهای همسر و دخترانم را در پی داشت. تا حدی که شوهرم به تلفنهای هر شب این مرد حساس شد و گفت دیگر لازم نیست در آنجا کار کنی. اما نمیتوانستم براحتی از خیر حقوق و مزایای این کار بگذرم. اما سعی کردم کمی از او فاصله بگیرم. کم کم حرفهای ناصر از درددل بهجملات عاشقانه رسید و سرانجام از من خواستگاری کرد.