ترنج

ازدواج

۱۳۶۹ مطلب

  • در تصاویر جدید منتشر شده همسر دوم پادشاه تایلند با لباس نظامی در حال شلیک، پریدن از هواپیما و چتربازی، خلبانی و ... دیده می شود.

  • علاقه شدید یک دختر جوان به پیرمردی 83 ساله در جاوه اندونزی به ازدواج این دو با یکدیگر ختم شد.

  • عروس و داماد بخت برگشته در حالی که هنوز در لباس مراسم عروسی بودند و تازه خطبه عقدشان جاری شده بود، از دنیا چشم بستند.

  • صدها نفر از یهودیان ارتدوکس در مراسم عروسی مناحم ناچوم فرزند خاخام برجسته یهودی و هانا هالبرشتام شرکت کردند.

  • بعد از گذشت چند سال روزی همسرم به منزل آمد و گفت که از او کلاهبرداری کرده اند و برای پرداخت بدهی هایش قصد فروش منزل را دارد. او به اصرار خانه را فروخت اما بعد از مدت کوتاهی وقتی طلبکاران به در منزل آمدند متوجه شدم که رحمت خانه و سرمایه مان را در قمار از دست داده است. تنها یک خودرو برایمان مانده بود که آن را هم فروخت و در قمار باخت. پدر شوهرم دیگر حاضر به حمایت از ما نشد و اکنون با دو فرزند 14 و 10 ساله توانایی تامین هزینه های زندگی مان را نداریم.

  • رئیس کانون سردفتران ازدواج و طلاق تاکید کرد: عقدی که در دفاتر ازدواج غیرمجاز انجام می‌شود در هیچ جا ثبت نمی‌شود و در آینده برای زوجین مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد.

  • همسر شما در عین رضایت از زندگی‌مشترک در پذیرفتن نقش تأهل خود به ثبات و پختگی نرسیده، بنابراین زمانی که در اجتماع قرار می‌گیرد، دچار بی ثباتی و تزلزل می‌شود. بهتر است از سرزنش یا هرگونه برخورد منفی در قبال این رفتار بپرهیزید و سعی در بهبود روابط خود با او داشته باشید تا همسرتان زودتر بتواند با ازدواج خود کنار بیاید و با نقش پسر مجرد کم سن و سال خداحافظی کند!

  • بررسی‌ها در این خصوص ادامه داشت تا اینکه دوشنبه گذشته برادر هوشنگ خودش را به پلیس معرفی کرد. او گفت: من نمی‌دانستم که پلیس در جست و جوی من است وگرنه زودتر خودم را معرفی می‌کردم. وی درباره ۱۲۰ میلیون تومان هم گفت: این پول را برادرم از فروش سهامش به‌دست آورده بود. او این پول را به من داد برای اینکه قبلاً ۶۰ میلیون تومان از من قرض گرفته بود و ۶۰ میلیون تومان هم به کسی بدهی داشت. او این پول را به من داد تا بدهی‌هایش را پرداخت کنم. این پول را هم قبل از زمان مرگش به من داد.

  • آلزایمر گرفتن صدیقه شروع بدبیاری‌های این تجارت خانوادگی بود. همه مشکل هم از آلزایمر نبود، سبک ازدواج‌ها داشت عوض می‌شد. ابراهیم اولین کسی بود که مغازه‌اش را بست؛ دیگر کسی ظرف کرایه نمی‌کرد. کار و بار جمیله هم کم‌رونق شد، عروس‌های جدید مدل‌های دمده او را نمی‌پسندیدند. حسن هم می‌نالید که در عکاسی و فیلم‌برداری دست زیاد شده و با فتوشاپ کارهایی می‌کنند که او سر درنمی‌آورد و باید کارش را عوض کند...

  • اگر تعریف و تمجید‌ها خوب است باید خدا را شکر کنم. فکر کنم در این فصل و همچنین تاریخ زنیت سریع‌ترین گل را زده‌ام. فکر می‌کنم در تاریخ لیگ روسیه و از نظر سرعت در به ثمر رساندن گل، بعد از اینکه در رده دوم قرار دارم. اینکه نام من در تاریخ باشگاه زنیت ثبت شد اتفاق مهمی بود که خوشبختانه برایم رقم خورد.

تبلیغات