مردی که برای رسیدن به دختری جوان، همسر خود را با قرص برنج به قتل رسانده بود، در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و به قصاص محکوم شد.
۶۲۵ مطلب
مردی که برای رسیدن به دختری جوان، همسر خود را با قرص برنج به قتل رسانده بود، در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و به قصاص محکوم شد.
مردی که متهم است وحید مرادی را در زندان به قتل رسانده است با نقصی که ازسوی دیوان عالی کشور به رأی دادگاه وارد شد، برای بار سوم پای میز محاکمه میرود.
معمولترین مجازات مرگ که بیشتر از همه درباره آن شنیدهایم و خواندهایم، قصاص نفس است. در این مورد، همه چیز مثل اعدام معمولی است؛ با این تفاوت که قاضی اجرای حکم مکلف است پیش از اجرا، تمام تلاش خود را به کار بگیرد که خانواده مقتول رضایت بدهند تا اعدام اتفاق نیفتد و ماجرا با یک پایان خوش به سرانجام برسد. اگر رضایتی در کار نبود، خانواده مقتول حق دارند خودشان مستقیما حکم را اجرا کنند یعنی با دستهای خودشان چهارپایه را از زیر پای قاتل بکشند یا اگر دلش را نداشته باشند میتوانند از شخص دیگری بخواهند…
شهریور سال ۹۶ یکی از فجیعترین قتلهای تاریخ حوادثی ایران با کشته شدن جوان ۱۹ ساله مهابادی به نام صادق برمکی کلید خورد. در این جنایت سه دوست صادق برمکی با انگیزه شیطان پرستی و به خاطر کدورت و کینه قبلی، صادق را بعد از شکنجههای بی رحمانه زنده زنده سوزاندند.
شاکی گفت حاضر به گذشت نیست و خواستار قصاص متهم است. او همچنین گفت: سرنوشت من با این اتفاق تغییر کرد و من حاضر به گذشت نیستم.
من داشتم از جایی به خانه برمیگشتم که جلوی در خانه دختری به من رسید و با عصبانیت به خانوادهام فحاشی کرد. من نفهمیدم او چرا این کار را میکند. از او پرسیدم کیست و چرا فحاشی میکند؟ دختر مدعی شد برادرم، رامین، او را مورد آزار قرار داده و آدرس برادرم را میخواست و مدام به پدر و مادرم فحش میداد. من خیلی ناراحت شدم و به او گفتم اگر اتفاقی افتاده مقصر خودش بوده و حق ندارد به پدر و مادر من توهین کند. این دختر به حرفهایش ادامه داد و بعد هم یک ظرف از کیفش بیرون آورد و روی صورت من پاشید. من دیگر…
من در کنار نامزدم سوار ماشین خودم بودم و داشتیم به جایی میرفتیم. مقتول هم با ماشین خود در حال عبور بود که ما در جایی به هم رسیدیم. او فکر کرد من میخواهم جلوی او بپیچم و عصبانی شد. نگاهی کرد و من فکر کردم قصد دارد با من کلکل کند. بحثی بین ما درگرفت و او عصبانی شد. حالت طبیعی نداشت، یکجوری نگاه میکرد و من اصلا نمیدانم چرا آنقدر عصبانی شد. او به سمت من یورش آورد و من هم به سمت خیابان دیگری پیچیدم تا موضوع تمام شود...
وقتی دادگاهی شدند، هر سه متهم خود را بیگناه جلوه دادند. بیگناهیشان ثابت نشد. فقط ادعا کردند، اما مدارک روشده، حکم قاتل را بر پیشانی متهمان مُهر کرد. قصاص شدند یکی پس از دیگری؛ فراز دهم بهمن ۸۶، دلآرا یازدهم اردیبهشت ۸۸ و شهلا جاهد دهم آذر ۸۹.
تحقیقات آغاز شده بود که مأموران دریافتند محمدرضا از مدتی قبل با همسر ۳۰سالهاش به نام الهه اختلاف داشت و پس از جدایی دوباره به زندگی سابق رجوع کرده و بهتازگی صاحب یک فرزند شده بود. مأموران به پرسوجو از الهه پرداختند و به رابطه او با یکی از دوستان محمدرضا به نام پیمان پی بردند.
با ترانه قرار گذاشتم؛ من از او درخواست فرصت کردم، اما ترانه قبول نکرد و نهایتا با هم درگیر شدیم. او را به داخل شمشادها هل دادم و سپس چند ضربه چاقو به شانه چپش زدم. در ادامه ضربات زیاد دیگری به پهلو و شکم او وارد کردم. سپس کیفش را که محتویات آن ۲۵۰ هزار تومان پول، عابربانک، مدارک شناسایی و... بود، برداشتم و چاقو را نیز در داخل شمشادها پنهان کردم.