من دانشجو بودم و بهتازگی نامزد کرده بودم. اینکه خواهرم به خاطر مرد دیگری داشت از شوهرش طلاق میگرفت، خیلی مسئله مهمی برای خانواده من بود و آبروی ما در خطر بود. من خیلی ناراحت بودم. شوهرخواهرم هم ناراحت بود، اما چون آن مرد برای خواهرم وکیل گرفته بود، کارهای خواهرم برای طلاق داشت بهسرعت پیش میرفت. تا اینکه روز حادثه من به خانه ژاله رفتم...