نادر انتصار:
تفاهم اسلامآباد تمام شده/ میانجیگریها بعید است به جایی برسد
نادر انتصاد گفت: گفت: رفتوآمدهای مقامهای پاکستان و عمان را باید در چارچوب رابطه ایران و امریکا ارزیابی کرد. مساله اصلی این است که خود امریکا و شخص دونالد ترامپ رسما اعلام کردهاند تفاهمنامه اسلامآباد دیگر وجود ندارد.
رفتوآمدهای دیپلماتیک برای احیای تفاهمنامه اسلامآباد ظاهرا به دلیل موضع صریح دولت ترامپ مبنی برعدم اعتبار این سند، شاید بینتیجه باشد. بالاخص آنکه واشنگتن با این تصور که اقتصاد ایران در آستانه چالشی جدی است، جنگ اقتصادی را با هدف وادار کردن تهران به پذیرش خواستههای کلان خود طراحی و اجرا کرده؛ رویکردی که نشان میدهد تغییر ملموسی در استراتژی طرف امریکایی برای بازگشت به دیپلماسی دیده نمیشود.
به گزارش اعتماد، نادر انتصار، استاد بازنشسته و برجسته دانشگاه آلابامای جنوبی امریکا، در پاسخ به پرسش نخست درباره هدف سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و همچنین سفر پیشروی وزیر خارجه عمان به ایران آنهم به فاصله یک روز و در این بازه زمانی گفت: رفتوآمدهای مقامهای پاکستان و عمان را باید در چارچوب رابطه ایران و امریکا ارزیابی کرد. مساله اصلی این است که خود امریکا و شخص دونالد ترامپ رسما اعلام کردهاند تفاهمنامه اسلامآباد دیگر وجود ندارد. وقتی یکی از طرفهای یک تفاهم اعلام میکند آن توافق دیگر معتبر نیست، مبنای مشخصی برای گفتوگو درباره بازگشت به آن باقی نمیماند.
از همین رو به باور انتصار در حال حاضر، تنها برخی-نه همه- در داخل ایران از ضرورت بازگشت به تفاهم اسلامآباد سخن میگویند؛ حال آنکه رییسجمهور امریکا که خود آن تفاهمنامه را امضا کرده، به طور رسمی اعلام کرده است که این تفاهم دیگر وجود ندارد.
این استاد روابط بینالملل در ادامه تاکید کرد: تا امروز هیچ نشانهای در امریکا دیده نمیشود که واشنگتن بخواهد حتی به یکی از بندهای تفاهمنامهای که رییسجمهور این کشور امضا کرده، بازگردد. بنابراین، به باور من، سفر عاصم منیر یا سفر وزیر خارجه عمان و دیگر رفتوآمدهای مشابه نیز به نتیجه مشخصی نخواهد رسید.
جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران با هدف عقبنشینی تهران طراحی شده است
نادر انتصار در پاسخ به این پرسش که اگر تفاهم اسلامآباد از منظر امریکایی پایان یافته پس چرا نشریهها و تینکتنکهای امریکایی چون فارینپالیسی و فارنافرز از خواست ترامپ برای احیای این سند میگویند و حتی گفته میشود سفر میانجیها با هدف احیای این تفاهمنامه انجام شده، گفت: «مقالههایی که در فارینپالیسی و فارنافرز منتشر میشوند، دیدگاه نویسندگان آنها هستند و موضع رسمی دولت امریکا به شمار نمیروند.»
او افزود: ممکن است برخی از این مقالات حاوی نکتهها و تحلیلهای دقیق و مهم باشند، اما نباید آنها را با مواضع رسمی واشنگتن اشتباه گرفت.
به گفته انتصار، موضع دولت امریکا، دولت ترامپ و به ویژه افراد نزدیک به ترامپ، با افرادی که برای نشریات و ژورنالها مقاله مینویسند، تفاوت دارد.
این استاد روابط بینالملل ادامه داد: به نظر میرسد بخش بزرگی از مقامهای ارشد دولت ترامپ همچنان بر این باورند که فشار اقتصادی، خواه آن را «فشار حداکثری» بنامند یا هر عنوان دیگری که واشنگتن برای آن انتخاب میکند، میتواند نتیجهبخش باشد.
او تاکید کرد: این افراد معتقدند اقتصاد ایران «در آستانه فروپاشی کامل» یا نزدیک به لبه پرتگاه قرار گرفته است و فشارهای بیشتر، هر چند ممکن است به زمان نیاز داشته باشد، درنهایت یا اقتصاد ایران را به سطحی میرساند که دیگر نتواند روی پای خود بایستد، یا تهران را ناگزیر میکند «دستکم بخش عمده خواستههای مهم امریکا» را بپذیرد. بنابراین، نباید مواضع مطرح شده در مقالههای نشریات و فصلنامههای امریکایی را با رویکرد رسمی دولت امریکا، به ویژه حلقه نزدیکان ترامپ و «اسراییلپرستان» پیرامون او، یکسان دانست.
ایران برای عبور از سد تحریمها نیاز به برنامه عملیتری دارد
انتصار در پاسخ به پرسش دیگر که در صورت فراهم نشدن بستر احیای دیپلماسی، واکنش احتمالی تهران به جنگ اقتصادی امریکا چه خواهد بود و ایران چه گزینههایی برای عبور از سد تحریمها و محدودیتهای تشدید شده دراختیار دارد، گفت: «سطح تحریمهای امریکا گاه افزایش مییابد و گاه تاحدی کاهش پیدا میکند، اما ایران بیش از سه دهه است که با تحریمهای سخت و یکجانبه امریکا مواجه است.»
او افزود: به باور من، در این مدت، برنامهریزی اقتصادی ایران برای کاهش آسیبپذیری در برابر تحریمها به اندازه کافی منسجم و موثر نبوده است. مساله اصلی این است که ایران چگونه میتواند از تحریمها عبور کند و ساختار اقتصادی خود را بهگونهای بازطراحی کند که تا حد ممکن، آثار فشارهای خارجی را کاهش دهد.
این استاد روابط بینالملل ادامه داد: ایران باید طی سالهای گذشته، افزون بر بحث و بررسی، برنامههای عملیتری را برای اصلاح و تقویت بنیه اقتصادی خود دنبال میکرد.
به گفته او، هنوز هم نشانههای کافی از شکلگیری یک برنامه جامع و متفاوت برای بهبود ساختار اقتصادی و کاهش اثر تحریمها دیده نمیشود.
انتصار افزود: ایران در حوزه نظامی تا به موفقیتهایی دست یافته است، اما رویارویی کنونی همزمان در جبهههای نظامی و اقتصادی جریان دارد.
از نگاه او، چالش اصلی ایران در حوزه اقتصادی، نیاز به برنامهریزی جدیتر و اقدام عملی بیشتر برای مواجهه با جنگ اقتصادی است. او در پایان تاکید کرد: جنگ اقتصادی علیه ایران موضوع تازهای نیست و بیش از سه دهه، با شدتهای متفاوت ادامه داشته است.
از این رو، به باور او، ادامهدادن الگوهای پیشین به تنهایی کافی نیست و کشور باید مساله اصلاح و تابآوری اقتصادی را «با فوریت و جدیت بیشتری» دنبال کند.
چین بعید است رویارویی پرهزینه با واشنگتن را برگزیند
نادر انتصار در پاسخ به پرسش دیگری درباره رویکرد روسیه، چین، عراق و کشورهایی که از صادرات نفت و دیگر اقلام ایران ذینفع بودهاند، به ویژه چین به عنوان یکی از اصلیترین واردکنندگان نفت ایران و آیا توقف احتمالی صادرات نفت ایران میتواند تنش میان واشنگتن و پکن را افزایش دهد یا چین به دلیل روابط تجاری گسترده با امریکا به دنبال مسیرهای جایگزین برود، گفت: «باید توجه داشت که چین در چند ماه اخیر مصرف نفت خود را به طور محسوسی کاهش داده است.» برخی مطالب منتشر شده ازسوی منابع چینی نشان میدهد که چین در ماههای اخیر، به ویژه پس از جنگهای امریکا و اسراییل علیه ایران، مصرف نفت خود را حدود ۳۰درصد پایین آورده است.
به گفته انتصار، چین به این نتیجه رسیده که باید اتکای خود به نفت را کاهش دهد و استفاده از دیگر منابع انرژی را افزایش دهد؛ مسیری که تا حد زیادی نیز در آن موفق بوده است.
این استاد روابط بینالملل ادامه داد: اگر چین بتواند روند کاهش مصرف نفت را تداوم دهد، نیازش به نفت ایران نیز به همان اندازه کمتر خواهد شد. ایران همچنان یکی از منابع تامین نفت چین خواهد ماند، اما نه منبعی که نبود آن بتواند چین را با فلج اقتصادی مواجه کند.
انتصار در ادامه تاکید کرد: به باور من، چین یا به این سطح از کاهش وابستگی رسیده یا در حال رسیدن به آن است. بنابراین، نباید انتظار داشت پکن برای حفظ دسترسی پیشین به نفت ایران، بحران جدی و پرهزینهای در روابط خود با امریکا ایجاد کند.
او افزود: امریکا از نظر اقتصادی برای چین اهمیت بسیار بیشتری دارد و این دو قابل مقایسه نیستند. هرچند میان چین و امریکا اختلافهای فراوانی وجود دارد و شاید نتوان بهسادگی آنها را شریک نامید، اما تا زمانی که پکن امریکا را مهمترین منبع اقتصادی خود برای صادرات و واردات بداند، نباید انتظار داشت تعامل اقتصادی با واشنگتن را صرفا به دلیل کاهش دسترسی به نفت ایران به خطر بیندازد.
هرمز برگ برنده مهمی برای ایران است مشروط به آنکه با آن خوب بازی کند
نادر انتصار در پاسخ به پرسش پایانی درباره روایتهای متفاوت ایران و امریکا از کنترل تنگه هرمز و تلاشهای واشنگتن برای کانالهای موازی هرمز نیز خاطرنشان کرد: «تردیدی نیست که امریکا تلاش میکند شاهراههای دیگری برای صدور نفت پیدا کند، اما تحقق چنین هدفی سالها زمان میبرد.»
او افزود: ایجاد مسیرهای جایگزین موضوعی نیست که با یک اعلام تلویزیونی یا یک تصمیم ناگهانی محقق شود. کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس نیز مدتهاست برای کاهش تمرکز صادرات نفت و دیگر کالاهای خود بر تنگه هرمز و خلیجفارس تلاش میکنند؛ اما این روندی بلندمدت است و باید درباره سالهای آینده سخن گفت.
این استاد روابط بینالملل ادامه داد: در مقطع کنونی، تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی «بسیار مهم و حیاتی» است. هر چند ایران و امریکا هر دو مدعی کنترل کامل بر این آبراه هستند، اما در واقعیت «هیچکدام از دوطرف کنترل کامل را به آن معنا دراختیار ندارند.» وضعیت کنونی تا حد زیادی به بنبست رسیده است؛ نه یک طرف میتواند به طور کامل مطابق خواست خود از تنگه بهرهبرداری کند و نه طرف دیگر قادر است کنترل مطلقی اعمال کند.
او در پاسخ به این پرسش که آیا تنگه هرمز همچنان میتواند برگ برنده ایران باشد، افزود: «در زمان کنونی، بدون تردید تنگه هرمز یک برگ برنده بسیار مهم برای ایران است.» به گفته او، اگر تهران بتواند این ابزار را «بهدرستی بازی کند»، همچنان ظرفیت استفاده راهبردی از تنگه هرمز را دراختیار خواهد داشت.