شوراها در برزخ بلاتکلیفی
وقتی انتخابات به تعویق میافتد و این وضعیت طولانی میشود نخستین چیزی که آسیب میبیند همین کارکرد سیاسی و اجتماعی شوراهاست.
بابک کاظمی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: «بلاتکلیفی درباره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا فقط یک مساله اداری یا یک اختلاف بر سر تاریخ برگزاری انتخابات نیست. موضوع بسیار فراتر از تعیین یک روز برای رفتن مردم پای صندوق رای است. آنچه امروز اهمیت دارد جایگاه شوراها در ساختار حکمرانی کشور و میزان جدیتی است که مسوولان برای استمرار این نهاد مردمی قائل هستند.
شوراها از معدود نهادهایی هستند که مردم در آنها به صورت مستقیم درباره مدیریت امور محلی تصمیم میگیرند. شهروندی که شاید نتواند در بسیاری از سطوح تصمیمگیری کشور نقش مستقیم داشته باشد در انتخابات شوراها میتواند درباره کسی که قرار است در مدیریت شهر یا روستای او نقش داشته باشد تصمیم بگیرد، همین ویژگی به شوراها اهمیت ویژهای میدهد. به همین دلیل هرگونه ابهام طولانی درباره انتخابات شوراها میتواند پیامدهایی فراتر از یک مساله حقوقی داشته باشد. وقتی زمان برگزاری انتخابات مشخص نیست و هر روز اخبار متفاوتی درباره انتخابات منتشر میشود طبیعی است که افکار عمومی نسبت به آینده این نهاد دچار پرسش شود.
مساله فقط این نیست که انتخابات چه زمانی برگزار خواهد شد. پرسش مهمتر این است که چرا باید درباره موضوعی که ارتباط مستقیم با حقوق سیاسی و اجتماعی مردم دارد چنین فضای مبهمی شکل بگیرد. اگر شرایط اضطراری موجب تعویق انتخابات شده است باید دلایل و مبانی آن برای مردم به صورت روشن توضیح داده شود. اگر شرایط برای برگزاری انتخابات فراهم شده نیز باید بدون ایجاد ابهام برنامه مشخصی ارایه شود.
آنچه بیش از همه به اعتماد عمومی آسیب میزند نه تاخیر به تنهایی بلکه نبود اطلاعرسانی روشن و تصمیم قطعی است. در چنین شرایطی شوراهای فعلی نیز در وضعیت خاصی قرار گرفتهاند. اعضای شورا نمیدانند دقیقا تا چه زمانی باید مسوولیت خود را ادامه دهند و ازسوی دیگر شهروندان نیز نمیدانند چه زمانی باید برای انتخاب نمایندگان جدید خود آماده شوند.
این وضعیت درنهایت میتواند بر مدیریت شهرداریها نیز اثر بگذارد. مدیریت شهری نمیتواند برای مدت طولانی در فضای بلاتکلیفی فعالیت کند. شهرداری فقط یک دستگاه خدماتی نیست که وظیفه آن جمعآوری زباله یا ترمیم آسفالت خیابانها باشد.
مدیریت شهرهای امروز با مسائل پیچیدهای مانند حمل و نقل عمومی، آلودگی هوا، توسعه شهری، بافت فرسوده، بحران آب، مسکن و عدالت فضایی روبهرو است. برای چنین مسائلی وجود یک شورای فعال و دارای پشتوانه اجتماعی ضروری است.
متاسفانه در سالهای اخیر در برخی شهرها نقش شوراها بیش از اندازه به انتخاب شهردار و بررسی امور اجرایی محدود شده است. درحالی که شورا میتواند محل گفتوگوی اجتماعی درباره آینده شهر باشد. شورا باید بتواند درباره مسائل اصلی شهر سیاستگذاری کند و از شهرداری درباره عملکرد خود توضیح بخواهد.
وقتی انتخابات به تعویق میافتد و این وضعیت طولانی میشود نخستین چیزی که آسیب میبیند همین کارکرد سیاسی و اجتماعی شوراهاست. اختلافنظرهای موجود در شوراها نیز اگر در چارچوب قانون و با رعایت اخلاق سیاسی صورت گیرد بخشی از پویایی یک نهاد انتخابی است. شورایی که در آن همه اعضا بدون اختلافنظر حرکت کنند لزوما شورای موفقی نیست. گاهی یک اقلیت منتقد میتواند مانع تصمیمهای اشتباه شود و مسائل پنهان را به افکار عمومی منتقل کند.
از همین منظر باید مراقب نگاه ابزاری به انتخابات شوراها بود. انتخابات نباید صرفا زمانی اهمیت پیدا کند که نتیجه آن با محاسبات سیاسی گروههای مختلف هماهنگ باشد. اصل انتخابات مهمتر از نتیجه آن است. صندوق رای زمانی ارزش دارد که نتیجه آن هرچه باشد پذیرفته شود.
اگر قرار باشد درباره برگزاری انتخابات فقط از زاویه اینکه چه گروهی پیروز خواهد شد تصمیمگیری شود آنگاه ماهیت انتخابات به تدریج از یک سازوکار مردمسالارانه به یک ابزار سیاسی تقلیل پیدا میکند. این اتفاق در بلندمدت به زیان همه جریانها خواهد بود.
شاید برخی تصور کنند انتخابات شوراها اهمیت چندانی ندارد و میتوان آن را برای مدتی به تعویق انداخت بدون آنکه پیامد جدی داشته باشد، اما این نگاه با واقعیت جامعه امروز سازگار نیست. مردم نسبت به تصمیمات مربوط به شهر و محل زندگی خود حساس هستند و عملکرد شورا و شهرداری را مستقیما لمس میکنند.
اگر قرار است انتخابات برگزار شود باید زمان آن به شکل روشن اعلام شود. اگر قرار است باز هم به تعویق بیفتد باید دلایل آن صریح و شفاف برای مردم بیان شود. بدترین حالت این است که جامعه هر روز با یک خبر تازه مواجه شود و هیچ مرجع مشخصی مسوولیت ارایه روایت نهایی را برعهده نگیرد.
اعتماد عمومی با شعار ساخته نمیشود. اعتماد زمانی شکل میگیرد که مردم بدانند تصمیمات مهم چگونه گرفته میشود و مسوولان در برابر تصمیمهای خود پاسخگو هستند.
امروز مساله انتخابات شوراها فقط انتخاب چند عضو شورای شهر نیست. مساله جایگاه رای مردم در اداره امور محلی است. اگر شوراها قرار است بخشی از ساختار حکمرانی باشند باید جایگاه واقعی خود را داشته باشند.
شوراها نباید در برزخ بلاتکلیفی باقی بمانند. شهروندان حق دارند بدانند چه زمانی رای خواهند داد و چه کسانی قرار است در آینده درباره سرنوشت شهر آنها تصمیم بگیرند.
مسوولان باید هر چه سریعتر از فضای ابهام خارج شوند و تصمیمی روشن قانونی و قابل دفاع اتخاذ کنند، زیرا درنهایت مساله فقط تاریخ یک انتخابات نیست. مساله اعتماد مردم به نهادی است که قرار است صدای آنها در مدیریت شهر باشد.»