اکونومیست:
اوپک را فراموش کنید؛ حزب کمونیست چین تصمیمگیرنده است
چین با مدیریت همزمان واردات، ذخایر و تقاضای داخلی، توانسته است بدون کاهش تولید نفت، بر توازن بازار جهانی اثر بگذارد.
فرارو- برخی تحلیلها مدعیاند جنگ ایران، با وجود ایجاد یکی از بزرگترین شوکهای عرضه در تاریخ بازار نفت نتوانست قیمت نفت را به سطوحی که بسیاری از تحلیلگران پیشبینی میکردند برساند. یکی از مهمترین دلایل کنترل قیمت نفت، تصمیمهای استراتژیک چین بوده است.
به گزارش فرارو به نقل از اکونومیست، در نخستین روزهای جنگ و پس از آنکه تنگه هرمز عملا با اختلال جدی مواجه شد، حدود ۱۴ میلیون بشکه نفت خام در روز در داخل خلیج فارس گرفتار شد. در همین شرایط، عربستان و امارات حدود ۵ میلیون بشکه در روز نفت اضافی را از طریق خطوط لولهای که تنگه هرمز را دور میزدند، منتقل کردند. آمریکا و ژاپن نیز بخشی از ذخایر اضطراری خود را وارد بازار کردند و برخی کشورهای کمدرآمد با اجرای سهمیهبندی، مصرف داخلی را کاهش دادند.
اما عامل مهم دیگری نیز در پشت ثبات نسبی بازار قرار داشت: چین.
چین در فاصله فوریه تا ژوئن ۲۰۲۶، واردات نفت خام خود را حدود ۵۰ درصد کاهش داد؛ یعنی روزانه حدود ۵.۵ میلیون بشکه کمتر نفت وارد کرد. به اعتقاد برخی از کارشناسان بازار نفت، همین اقدام به کاهش بیش از ۳۰ دلاری قیمت هر بشکه نفت برنت کمک کرده است.
اهمیت این اقدام از آنجا ناشی میشود که چین بزرگترین واردکننده نفت جهان است. بنابراین وقتی پکن سرعت خرید خود را کاهش میدهد، فشار تقاضا در بازار جهانی نیز کاهش پیدا میکند. اکونومیست معتقد است چین به کمک همین قدرت خرید و مدیریت تقاضا، اکنون تواناییای پیدا کرده که پیش از این بیشتر در اختیار اوپک و متحدانش بود.
در واقع، عنوان فرعی گزارش اکونومیست نیز به همین موضوع اشاره دارد: «اوپک را فراموش کنید؛ حزب کمونیست چین تصمیمگیرنده است.»
سه اهرم چین در بازار نفت
چین برای اثرگذاری بر بازار جهانی نفت دستکم سه ابزار مهم در اختیار دارد؛ نخست، ذخایر استراتژیک نفت.
چین طی ۱۲ ماه منتهی به اوایل سال ۲۰۲۶ حدود ۲۰۰ میلیون بشکه نفت ارزان خرید و به ذخایر خود اضافه کرد. حجم ذخایر نفت چین اکنون حدود یک میلیارد بشکه برآورد میشود. چنین ذخایری به پکن اجازه میدهد زمان خرید نفت را تغییر دهد و در دورههایی که قیمتها بالا است، وابستگی خود به خرید فوری از بازار را کاهش دهد.
اهرم دوم، کنترل صادرات فرآوردههای نفتی است. دولت چین میتواند با مدیریت مجوزهای صادراتی پالایشگاهها، میزان عرضه فرآوردههایی مانند بنزین و گازوئیل در بازارهای بینالمللی را تغییر دهد.
سومین و شاید مهمترین ابزار چین، مدیریت تقاضای داخلی است. رشد خودروهای برقی، استفاده بیشتر از انرژیهای تجدیدپذیر، اتکا به زغالسنگ و کاهش فعالیت برخی پالایشگاهها به پکن اجازه داده است میزان مصرف نفت خود را تا حدی کنترل کند.
این مجموعه ابزارها باعث شده چین برخلاف کشورهای عضو اوپک، برای اثرگذاری بر بازار جهانی الزاما به کاهش تولید نفت متکی نباشد. چین میتواند با کاهش خرید، افزایش ذخایر یا تغییر میزان صادرات فرآوردهها بر توازن بازار اثر بگذارد.
یکی از مدیران ارشد صنعت تجارت نفت که اکونومیست به اظهارات او استناد کرده، در توصیف این وضعیت گفته است: «چین اکنون اوپک جدید است.»
با این حال، این قدرت بدون محدودیت نیست. ذخایر نفت چین نامحدود نیست و پکن نمیتواند برای همیشه واردات خود را در سطحی بسیار پایین نگه دارد. کاهش بیش از حد خرید نفت در بلندمدت میتواند برای پالایشگاهها و اقتصاد چین نیز هزینه داشته باشد.
با وجود این، جنگ ایران نشان داد که بزرگترین واردکننده نفت جهان دیگر صرفا یک مصرفکننده منفعل نیست. چین اکنون به اندازهای بزرگ است که تصمیمهایش درباره خرید، ذخیرهسازی و مصرف نفت میتواند برای ماهها بازار جهانی را تحت تأثیر قرار دهد؛ قدرتی که به نوشته اکونومیست، جایگاه چین را در بازار نفت از یک خریدار بزرگ به یک بازیگر تعیینکننده تغییر داده است.