روایت عراقچی از روز حمله به بیت رهبری
عراقچی درخصوص حمله به بیت رهبری گفت: شورای راهبردی روابط خارجی همان ساعت جلسهٔ ثابت هفتگی داشت، رهبر شهید انقلاب در دفترشان حاضر بودند، شهید شمخانی هم جلسهٔ شورای دفاع را تشکیل داده بود. تشکیل جلسات همزمان در آن روزها موضوع عجیبی نبود؛ اما اطلاع دشمن از این جلسات، نتیجهٔ یک حفرهٔ اطلاعاتی بود که احتمالاً هنوز هم وجود دارد.
سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه در گفتوگو با برنامه «ماجرای جنگ» گفت: پس از اینکه دشمن آرایش نظامی خود در منطقه را کامل کرد، مجددا درخواست مذاکره برای غنیسازی صفر را مطرح کرد و میگفتند اگر این را قبول نکنید، دوباره حمله خواهیم کرد. پس از بحثهای فراوان، مجددا جمعبندی این شد که مذاکرات را آغاز کنیم و عمده هدف ما هم اتمام حجت بود تا بعدا کسی نگوید اگر مذاکره کرده بودید، جنگ نمیشد.
او گفت: دوستان ما در دستگاه سیاست خارجی و نیروهای نظامی مطمئن بودند که مجددا جنگ خواهد شد و به همین دلیل با مذاکره موافقت کردیم. ما اعلام کرده بودیم دولت و نیروهای مسلح، به امید ما مذاکرهکنندگان ننشینند. در نتیجه همین آمادگی، تنها دو ساعت پس از آغاز جنگ رمضان، پاسخدهی را شروع کردیم.
عراقچی عنوان کرد: از همان روز اول برنامهریزیها انجام شد که در صورت هدف قرار گرفتن رهبری، تنگه هرمز را ببندیم.
وزیر امور خارجه همچنین در پاسخ به اینکه چند مرتبه حمله در حین مذاکرات باعث کاهش اعتبار مذاکرهکنندگان میشود، گفت: ما برای حفظ اعتبار و آینده سیاسی خودمان کار نمیکنیم. اگرچه برخی هستند که یک سری تصمیمات را صرفا برای اعتبار خود میگیرند، اما من چنین رویکردی را خیانت میدانم.
عراقچی عنوان کرد: ما آن زمان (بین دو جنگ) کمیته هستهای را در داخل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی تشکیل دادیم که اکنون به کمیته مذاکرات تبدیل شده و به کمیته ۶ نفره معروف است. ابتدا، شهید شمخانی مسئولیت این کمیته را بر عهده داشت و سپس که شهید لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی رسید، ریاست این کمیته را بر عهده گرفت. تمام بحثهای مربوط به مذاکرات، در این کمیته صورت میگرفت و مصوبات آن، عینا همان روال مصوبات شورای عالی امنیت ملی را طی میکرد. در آنجا، تعابیر جالبی در مورد مذاکرهکنندگان به کار گرفته میشد.
وزیر امور خارجه در گفت و گو با برنامه «ماجرای جنگ» گفت: اگرچه تاسیسات هستهای ما در جنگ ۱۲ روزه آسیب دیده بود و ما عملا در یک تعلیق اجباری بودیم، اما مأموریت داشتیم که خواست دشمن برای پذیرش تعلیق غنیسازی را رد کنیم. نمیتوان گفت اگر آن را قبول میکردیم، جنگ نمیشد، اما قطعا اگر میپذیرفتیم، خسارت بدتر از جنگ میدیدیم، زیرا عزت کشور را فروخته بودیم.
عراقچی در پاسخ به اینکه بهتر بود تعلیق را میپذیرفتیم تا دوره ترامپ و نتانیاهو تمام شود، گفت: تصمیمگیری با من و شما نیست. اگر این را میپذیرفتیم، عملا به دشمن اجازه داده بودیم که با جنگ به خواستههای خود برسد و این به یک الگو برای دشمن تبدیل میشد. شکست اینجاست؛ نه نابودی تاسیسات کشور.
وی گفت: با وجود اینکه مذاکرات ۷ اسفند به نتیجه نرسیده بود، اما ملاقات تیمهای فنی در وین را پذیرفتیم. جمعه شب، من فضا را کاملا جنگی دیدم.
عراقچی در بخش دیگر گفتگو گفت: از جمعه ۸ اسفند فضا بهسمت جنگ رفته بود. من ۸ صبح شنبه با رئیسجمهور دیدار داشتم و به او گفتم که «فضا جنگی است». ما معمولاً گزارشها را به آقای حجازی میدادیم و ایشان به رهبری منتقل میکرد. من ساعت ۹ با آقای حجازی دیدار داشتم و گزارش مذاکرات را به ایشان منتقل کردم و وقتی داشتم به فضای سنگین جنگی اشاره میکردم، آنجا هدف حمله قرار گرفت.
وی گفت: شورای راهبردی روابط خارجی همان ساعت جلسهٔ ثابت هفتگی داشت، رهبر شهید انقلاب در دفترشان حاضر بودند، شهید شمخانی هم جلسهٔ شورای دفاع را تشکیل داده بود. تشکیل جلسات همزمان در آن روزها موضوع عجیبی نبود؛ اما اطلاع دشمن از این جلسات، نتیجهٔ یک حفرهٔ اطلاعاتی بود که احتمالاً هنوز هم وجود دارد.
وی گفت: جلسهٔ شهید شمخانی با فرماندهان در شورای دفاع، دفتر شهید شیرازی، دفتر آقای حجازی و دفتر رهبر شهید اهداف دشمن در محدودهٔ بیت رهبری بودند.