ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۸۶۶۳۲

داستان کریستینا شِربِک؛ زنی که جیمز باند از روی زندگی آن ساخته شد!

داستان کریستینا شِربِک؛ زنی که جیمز باند از روی زندگی آن ساخته شد!

سال‌هاست از کریستینا شربک با لقب «محبوب‌ترین جاسوس چرچیل» یاد می‌شود اما آیا چرچیل واقعا چنین جمله‌ای گفته بود؟ زندگی این مامور مخفی آن‌قدر پرماجراست که حتی بدون افسانه‌ها هم شبیه یک رمان جاسوسی به نظر می‌رسد.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- در یک بعدازظهر تاریخی به تاریخ ۱۵ ژوئن ۱۹۵۲ (۲۵ خرداد ۱۳۳۱)، مردی در راه‌پله‌های تاریک و محقر هتلی کوچک در غرب لندن، در کمین زنی ایستاده بود؛ زنی که پیش‌تر بارها دست رد به سینه او و پیشنهاد ازدواجش زده بود.

به گزارش فرارو، این زن، مأموری بود که سال‌ها از مرگبارترین و خطرناک‌ترین مأموریت‌های جنگ جهانی دوم و تعقیب و گریزهای گشتاپو جان سالم به در برده بود، اما حالا در چرخشی تراژیک و غیرمنتظره، سرنوشتش به آن راه‌پله کثیف و خاموش گره خورده بود. مرد کینه‌توز که تاب تحمل پاسخ منفی را نداشت، در یک لحظه چاقویی بیرون کشید و با ضربه‌ای مستقیم و کشنده به قلب زن، به زندگی پرفراز و نشیب او پایان داد.

کریستینا شِربِک (که بعدها با نام مستعار کریستین گرانویل نیز شناخته شد) همان‌جا روی پله‌ها غرق در خون جان باخت. شربک که از آتش مسلسل‌های ارتش آلمان نازی، عبورهای مخفیانه از مرزهای اشغال‌شده اروپا و حتی شکنجه‌گاه‌ها و اتاق‌های بازجویی گشتاپو جان سالم به در برده بود، سرانجام سال‌ها پس از اتمام جنگ، در زمان صلح تسلیم مرگ شد.

داستان پرفراز و نشیب زنی را می‌خوانیم که بارها تا آستانه مرگ پیش رفت، اما هر بار با زیرکی و شجاعت از چنگال آن گریخت.

چرا کریستینا شربک مشهور شد؟

نام بسیاری از مأموران اطلاعاتی در تاریخ جنگ جهانی دوم ثبت شده است، اما کمتر کسی از جزئیات زندگی پیچیده و پرمخاطره کریستینا شربک آگاهی کامل دارد. او از نخستین زنان مأمور در «سرویس عملیات ویژه» بریتانیا (SOE) به شمار می‌رفت و در طول جنگ، مأموریت‌هایی را با موفقیت به سرانجام رساند که هنوز هم در زمره جسورانه‌ترین و بی‌نقص‌ترین عملیات‌های این سازمان استخباراتی طبقه‌بندی می‌شوند.

کریستینا

سال‌هاست که در بسیاری از کتاب‌ها و رسانه‌های بریتانیایی از او با لقب «محبوب‌ترین جاسوس چرچیل» یاد می‌شود. هرچند سند مستقیمی از زبان خود وینستون چرچیل وجود ندارد که عین این عبارت را گفته باشد. همچنین بسیاری معتقدند شخصیت «وسپر لیند» در رمان کازینو رویال اثر ایان فلمینگ نیز تا حدی از زندگی او الهام گرفته شده است.

البته اگر همه این داستان‌ها را کنار بگذاریم هم، زندگی واقعی کریستینا شربک آن‌قدر پرماجراست که نیازی به اغراق ندارد.

کریستینا اول مه ۱۹۰۸ در ورشو به دنیا آمد. پدرش از خانواده‌ای اشرافی بود اما بخش زیادی از ثروتش را از دست داده بود و مادرش از خانواده‌ای ثروتمند می‌آمد. 

کریستینا از همان سال‌های نوجوانی از کلیشه‌های رایج دختران اشراف‌زاده فاصله می‌گرفت. اسب‌سواری، اسکی و کوهنوردی را به صورت جدی دنبال می‌کرد تا سال‌ها بعد، در ماموریت‌های مخفی‌اش میان کوهستان‌های اروپای اشغال‌شده، به کارش بیاید.  همین روحیه باعث شد با شروع جنگ جهانی دوم، به جای فرار از اروپا، تصمیم دیگری بگیرد.

جنگ، همه‌چیز را تغییر داد

سپتامبر ۱۹۳۹، آلمان به لهستان حمله کرد. کریستینا آن زمان همراه همسرش در آفریقا بود اما خیلی زود خود را به بریتانیا رساند و برخلاف بسیاری از پناهندگان منتظر سرویس‌ اطلاعاتی نماند، خودش سراغشان رفت؛ او لهستانی می‌دانست، کوهستان‌های مرزی را می‌شناخت و می‌توانست به سرزمینی که برای بسیاری از ماموران انگلیسی ناشناخته بود، وارد شود.

شربک

چند ماه بعد، با نام «کریستین گرانویل» (Christine Granville) به سرویس عملیات ویژه بریتانیا پیوست. سازمانی که ماموریتش خرابکاری، جاسوسی و حمایت از مقاومت در کشورهای اشغال‌شده بود. او از نخستین زنانی بود که به سرویس عملیات ویژه بریتانیا (SOE) پیوست و در عملیات‌های مخفی شرکت کرد. شربک همچنین از نخستین جاسوسانی بود که پس از آغاز جنگ، اطلاعات مهمی درباره تحرکات و آمادگی نظامی آلمان را از اروپای اشغال‌شده به لندن رساند.

نخستین ماموریت‌های کریستینا بیشتر شبیه داستان‌های ماجراجویانه بودند تا عملیات اطلاعاتی؛ شب‌ها، در سکوت کوه‌های پوشیده از برف کارپات، روی اسکی از مرز عبور می‌کرد. میکروفیلم‌ها را داخل دستکش‌هایش پنهان می‌کرد. میکروفیلم، پول و پیام‌های محرمانه را بین لهستان اشغال‌شده و مجارستان جابه‌جا می‌کرد و اگر نور چراغ گشتی‌های آلمانی روی برف می‌افتاد، ماموریت همان‌جا تمام می‌شد

زنی که گشتاپو را بازی داد

در یکی از همین ماموریت‌ها، گشتاپو (پلیس مخفی دولت آلمان نازی) او و همکارش را در بوداپست بازداشت کرد. خطر این بار کاملا واقعی بود. اگر هویتش فاش می‌شد، نه‌تنها به عنوان جاسوس، بلکه به دلیل ریشه خانواده مادرش نیز محکوم به مرگ بود.

کریستینا تصمیم هوشمندانه‌ای گرفت و آخرین شانسش را امتحان کرد چون می‌دانست اگر بازجویی ادامه پیدا کند، دیر یا زود هویتش فاش خواهد شد. او آن‌قدر زبانش را گاز گرفت که دهانش پر از خون شد و سپس وانمود کرد به سل پیشرفته مبتلاست. پزشک آلمانی، آثار زخم قدیمی روی ریه‌اش را با نشانه‌های بیماری اشتباه گرفت و ماموران، از ترس سرایت سل آزادش کردند.

این فقط یکی از چند باری بود که او با جسارت و خونسردی از موقعیتی فرار کرد که خیلی‌ها زنده نمی‌ماندند تا ماجرایش را تعریف کنند.

فیلم
*مورگان پولانسکی در نقش کریستینا شِربِک در فیلم «پارتیزان» به کارگردانی جیمز مارکوند (۲۰۲۴).

چند سال بعد، ماموریتی در فرانسه اشغال‌شده به عهده گرفت که حتی بسیاری از همکارانش آن را غیرممکن می‌دانستند؛ سه مامور سرویس عملیات ویژه در معرض اعدام قرار داشتند. کریستینا بدون اسکورت و بدون سلاح وارد مقر گشتاپو شد. کریستینا به فرمانده آلمانی گفت نیروهای متفقین تا چند ساعت دیگر منطقه را تصرف می‌کنند و اگر زندانیان اعدام شوند، نام او در فهرست جنایتکاران جنگی ثبت خواهد شد. فرمانده آلمانی نمی‌دانست این حرف تا چه اندازه بلوف است اما ریسک نکرد.

در کنار این تهدید، با پرداخت رشوه نیز فرمانده آلمانی را برای آزاد کردن زندانیان تحت فشار گذاشت. نتیجه شگفت‌انگیز بود و هر سه زندانی آزاد شدند.

همکارانش بعدها گفتند که بزرگ‌ترین سلاحش این بود که دیگران را وادار به باور چیزی می‌کرد که به نفع خودش بود. او همچنین استاد تغییر قیافه بود. در صورت لزوم، لهجه، راه رفتن و رنگ موهایش را تغییر می‌داد. یک روز نقش کنتس فرانسوی و روز دیگر نقش پناهنده‌ای فقیر را بازی می‌کرد. او می‌توانست به راحتی به حلقه‌های دشمن نفوذ کند. مافوق کریستینا، سرهنگ کالین گابینز یک بار گفت که «تا به حال ندیده کسی با چنین ظرافتی با سرنوشت بازی کند.»

افسانه‌هایی در مدح یک جاسوس

شاید کمتر مامور اطلاعاتی به اندازه کریستینا شربک با داستان احاطه شده باشد. سال‌هاست که او را «محبوب‌ترین جاسوس چرچیل» می‌نامند. این لقب در کتاب‌ها، مستندها و رسانه‌های بریتانیایی بارها تکرار شده اما مورخان تاکنون سند مستقیمی پیدا نکرده‌اند که نشان دهد خود چرچیل دقیقا چنین عبارتی را درباره کریستینا گفته باشد. با این حال، تردیدی وجود ندارد که گزارش‌ها و اطلاعاتی که شربک از اروپای اشغال‌شده منتقل می‌کرد، تا بالاترین سطوح دولت بریتانیا می‌رسید و در میان فرماندهان اطلاعاتی، جایگاه ویژه‌ای داشت.

افسانه مشهور دیگر، ارتباط کریستینا با دنیای جیمز باند است. بسیاری از پژوهشگران معتقدند شخصیت «وسپر لیند» در رمان کازینو رویال تا حدی از کریستینا شربک الهام گرفته شده که شباهت‌هایش با او باعث شده سال‌ها این فرضیه در میان پژوهشگران و علاقه‌مندان جیمز باند تکرار شود؛ زنی چندزبانه، مرموز و جسور که در دنیای جاسوسی فعالیت می‌کند و سرنوشتی تلخ دارد.

شربکک

با این حال، هیچ مدرک قطعی وجود ندارد که ایان فلمینگ این موضوع را تایید کرده باشد. معتبرترین زندگی‌نامه‌نویس شربک نیز این فرضیه را محتمل اما اثبات‌نشده می‌داند.

صلحی خطرناک‌تر از جنگ

به پاس خدمات کریستینا شربک، نشان امپراتوری بریتانیا (OBE) و مدال جورج (از جمله بالاترین افتخارات غیرنظامی بریتانیا) به او اعطا شد. او همچنین از دولت فرانسه نشان Croix de Guerre را دریافت کرد؛ برای فرانسوی‌ها، یک قهرمان بود. برای لهستانی‌ها، یک اسطوره و برای خودش، فقط زنی بود که وظیفه‌اش انجام داده بود.

یادبود
*لوح یادبود آبی‌رنگی که در سال ۲۰۲۰ توسط بنیاد میراث انگلستان در نشانی شماره ۱ خیابان لکسهام گاردنز، کنزینگتون، لندن نصب شد.

جنگ که تمام شد، شربک انتظار داشت زندگی تازه‌ای را آغاز کند اما درست برعکس این اتفاق رخ داد. سرویس عملیات ویژه منحل شد، ماموریت‌ها به اتمام رسید و زنی که سال‌ها برای بریتانیا جانش را به خطر انداخته بود، ناگهان خود را بی‌کار و فراموش‌شده دید. بازگشت به لهستانِ تحت حاکمیت کمونیست‌ها نیز برایش ممکن نبود.

کریستینا حالا مجبور بود برای تامین هزینه زندگی، کارهایی انجام دهد که هیچ شباهتی به گذشته‌اش نداشت. از فروشندگی گرفته تا مهمانداری کشتی‌های مسافربری. بسیاری از مسافران هرگز نمی‌دانستند زنی که برایشان چای می‌آورد، تا چند سال قبل یکی از برجسته‌ترین ماموران مخفی متفقین بوده.

روی یکی از همین کشتی‌ها هم دنیس مالداونی به او علاقه‌مند شد. کریستینا این رابطه را نپذیرفت و چند بار صراحتا مخالفت خود را اعلام کرد ولی مرد دست‌بردار نبود. این علاقه به مرور وسواس‌گونه شد و سرانجام در آن بعدازظهر تابستانی سال ۱۹۵۲، به قتل کریستینا شربک انجامید. در مراسم خاکسپاری کریستینا که در گورستان سنت مری برگزار شد، تعداد انگشت‌شماری از مردم حضور داشتند.

قبر
*محل دفن کریستینا شربک در گورستان کاتولیک سنت مری در غرب لندن

قاتل اندکی بعد دستگیر و محاکمه شد و در دادگاه گفت نمی‌توانسته رد شدن از سوی کریستینا را بپذیرد. تلخ‌ترین تناقض زندگی شربک همین جاست. زنی که از بازداشتگاه‌های گشتاپو، مرزهای مین‌گذاری‌شده و عملیات‌هایی با احتمال مرگ بسیار بالا جان سالم به در برد، سرانجام در زمان صلح و به دست مردی که ادعای عشق داشت، کشته شد.

میراث شربک

معتبرترین زندگی‌نامه کریستینا شربک با عنوان The Spy Who Loved نوشته کلر مالی در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. کتابی که به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران، کامل‌ترین روایت مستند از زندگی اوست.

البته داستان شربک به کتاب‌ها محدود نماند. در سال ۲۰۲۴ فیلم سینمایی The Partisan به کارگردانی جیمز مارکواند ساخته شد و مورگان پولانسکی، بازیگر بریتانیایی نقش او را بر عهده گرفت. نخستین اثر سینمایی مهمی که زندگی شربک را به‌عنوان محور اصلی روایت می‌کند.

حتی دنیای تئاتر و موسیقی هم از شربک بی‌نصیب نمانده. در سال ۲۰۲۵، تئاتر موزیکالی با عنوان Vesper در لهستان روی صحنه رفت. نام این نمایش به همان فرضیه مشهور الهام‌بخش بودنش برای شخصیت «وسپر لیند» در مجموعه جیمز باند اشاره دارد.

جلد کتاب
*جلد یکی از جدیدترین کتاب‌های منتشرشده درباره کریستینا شربک

داستان زندگی او همچنین موضوع مستندها، برنامه‌های رادیویی و پادکست‌های متعددی از جمله برنامه Great Lives شبکه BBC Radio 4 و پادکست Noble Blood بوده است. 

در لندن نیز سازمان English Heritage در سال ۲۰۲۰ با نصب یک لوح آبی بر ساختمان محل زندگی کریستینا، از او به‌عنوان یکی از چهره‌های تاثیرگذار تاریخ بریتانیا یاد کرد.

عمو
*کلر مالی در کنار مایکل مورپورگو؛ عموی مورپورگو از جمله افرادی بود که کریستینا شربک در جریان جنگ جهانی دوم جانش را نجات داد.
تبلیغات
خبرنگار : ملیکا قراگوزلو
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات