آن روی سکه جنگ
با فرسایشی شدن شرایط، بهتدریج پرسشهایی درباره فلسفه جنگ، نسبت هزینه و فایده آن و راههای برونرفت از این وضعیت مطرح میشود و باید برای جامعه پاسخهایی داشت. چه چیزهایی را حفظ میکنیم و چه هزینههایی برای آن میپردازیم؟
فرارو- محسن صالحیخواه؛ مرور سه خبر، تصویری از آن روی سکه جنگ را به ما نشان میدهد. رویی که برخی تمایل زیادی به دیدن آن نشان نمیدهند.
مدیر شرکت توانیر اخیراً گفت در جریان جنگ ۴۰ روزه، حدود ۴۲۰۰ مگاوات از ظرفیت تولید برق کشور از دست رفت و به بیش از ۲۰۰۰ نقطه از تأسیسات آسیب رسید. برای درک اهمیت این ظرفیت از دسترفته، بد نیست به این نکته اشاره کنیم که این رقم تقریباً معادل چهار برابر ظرفیت نیروگاه اتمی بوشهر است.
چند روز قبل خبر رسید یکی از واحدهای گازی نیروگاه فولاد مبارکه تا پایان امسال به مدار بازمیگردد و واحد دوم، تابستان ۱۴۰۶ راهاندازی میشود. به این فهرست، واحدهای پتروشیمی و برخی دیگر از زیرساختهایی را هم اضافه کنید که در همین جنگ هدف حمله قرار گرفتند.
بازسازی پل B-1 کرج که روز ۱۳ فروردین در حمله هوایی آمریکا آسیب دید، حدود یک سال زمان نیاز و نزدیک به ۳.۷ هزار میلیارد تومان هزینه خواهد داشت.
این خبرها که روی دیگر سکه جنگ هستند، میان اخباری گم میشوند که شاید با اغراضی خاص به جامعه تزریق میشوند. حتی ممکن است در پاسخ به آنها گفته شود جنگ هزینه دارد یا بهتر از آن را میسازیم. نکته اینجاست که حامیان تجاوز خارجی به ایران نیز، درست مانند کسانی که در داخل کشور از جنگ حمایت میکنند، همین توجیه را برای آسیبهای گسترده به زیرساختهای کشور مطرح میکنند؛ همنوایی عجیبی که منشأ آن چندان روشن نیست.
یک روایت رسمی وجود دارد که میگوید اگر زیرساختهای ایران هدف حمله قرار بگیرد، در مقابل، تمام زیرساختهای منطقه زیر ضربه خواهد رفت. اما پرسش اصلی چیز دیگری است: ایران، به عنوان کشوری که با بحران اقتصادی و ناترازیهای گسترده روبهرو است، تا چه اندازه توان تحمل آسیب به زیرساختهایش را دارد؟ و اگر حملات محدود به بخشهای مختلف کشور، از انرژی و صنعت گرفته تا مخابرات و حملونقل، به عملیاتی گسترده تبدیل شود، آن زمان چه باید کرد؟
کشورهایی مانند قطر و امارات برای جبران خسارتهای جنگ با محدودیت مالی روبهرو نیستند و وضعیت اجتماعی آنها نیز با ایران قابل مقایسه نیست. ضمن اینکه نباید فراموش کنیم، همانطور که مقامهای رسمی کشور بارها درباره علت حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه گفتهاند، ایران به خاک آمریکا دسترسی ندارد؛ بنابراین آسیب مستقیمی به آمریکا وارد نمیشود و آسیب غیرمستقیم آن نیز با شرایطی که ایران تا همین امروز متحمل شده و احتمال تشدید آن وجود دارد، قابل مقایسه نیست.
بر اساس آمار رسمی، در دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه، بیش از ۴۵۰۰ نفر در ایران جان خود را از دست دادند. از منظر تلفات انسانی نیز، هزینهای که از نظر کمّی و کیفی بر ایران تحمیل شده، نه با آمریکا و اسرائیل و نه حتی با کشورهای جنوب خلیج فارس، اردن یا هر نقطه دیگری که هدف حمله قرار گرفته، قابل مقایسه نیست.
با فرسایشی شدن شرایط، بهتدریج پرسشهایی درباره فلسفه جنگ، نسبت هزینه و فایده آن و راههای برونرفت از این وضعیت مطرح میشود و باید برای جامعه پاسخهایی داشت. چه چیزهایی را حفظ میکنیم و چه هزینههایی برای آن میپردازیم؟ آن روی سکه جنگ، همان جایی است که تبلیغات سیاسی تمام میشود و صورتحساب واقعی روی میز قرار میگیرد.