۶ نکته درباره بسته ماندن مجلس: اکثر مردم حتی متوجه تعطیلیاش هم نشدند!
اولاً وقتی مجلس باز بود و هر روز حرف می زدند، چه دُرّ و گوهرهایی از زبان شان جاری می شد که حالا نمی شود؟ و ثانیاً الان هم که هر شب از این تجمع به آن تجمع می روند ولی مشکل شان اینجاست که وقتی حرف شان، حرف حساب نباشد، کسی جدی نمی گیرد.
تعدادی از نمایندگان مجلس، از جمله آقایان رسایی، ثابتی، آقاتهرانی، منان رئیسی و ... از این که مجلس در طول جنگ 40 روزه و حتی بعد از آن تعطیل شده است، انتقاد و ابراز نگرانی کرده اند.
جناب رسایی هم چند روز پیش، برای این که قباحت و غیرمتعارف بودن بستن مجلس را خوب تفهیم کند به پارلمان های آمریکا و اسرائیل اشاره کرده و گفته است: کنست اسرائیلیها و سنای آمریکا در ایام جنگ تعطیل نبود. چرا در آتشبس جلسات علنی تشکیل نشد؟ اگر این جنگ شش ماه دیگر ادامه پیدا کرد، باز هم مجلس تعطیل میماند؟
راستش را بخواهید، حرف این منتقدان، حرف حساب است. در حالی که از رئیس جمهور و رئیس قوه قضائیه تا یک کارمند عادی و یک مغازه دار جزء ، همه و همه سر کارهایشان حاضر می شوند، چرا باید در این بین، تنها جایی که تعطیل مانده، مجلس باشد؟!
حرف آقای رسایی هم درست است که در تمام این مدت، پارلمان های آمریکا و اسرائیل باز بوده و سوالش هم دقیق است که اگر جنگ 6 ماه دیگر ادامه پیدا کند، باز هم مجلس تعطیل می ماند؟
حالا در کنار این نکات ارزشمند که جنابان نمایندگان گفته اند، چند نکته هم ما داریم که ذکرشان شاید خالی از لطف نباشد:
1 - همان طور که جناب رسایی با اشاره مجالس آمریکا و اسرائیل گفته که آنها باز بوده اند پس چرا مجلس ما را بسته اند؟ ما نیز همین مقایسه را علاوه بر آمریکا و اسرائیل به کشورهای جنوب خلیج فارس که درگیر جنگ بوده اند تعمیم می دهیم و می پرسیم: چطور اینترنت این کشورها نه در طول جنگ و نه پس از آن، قطع و محدود و فیلتر نشد و فقط اینترنت مردم ایران به حال و روز رقت انگیز فعلی افتاد؟ چطور بعد از جنگ، عقل آنها به اینترنت پرو نرسید ولی در ایران، با تشدید فیلترینگ، بازار فیلترشکن فروشی شان را گرم و پر رونق کردند؟!
2 - مجلس که بسته شد، تقریباً کسی متوجه نبودنش نشد! حتی خیلی ها نمی دانند که مجلس کی باز بود و کی درهایش را بسته و رفته اند!
ولی قطعی و محدودیت های کلافه کننده و توهین آمیز اینترنت، روز به روز و حتی لحظه به لحظه در حال آزار ملت ایران است و آنها را از ارتباطات متعارف و کار و کاسبی و تحقیق و تفریح شان بازداشته است.
ای کاش، نمایندگان مجلس، بیش از آن که دلتنگ صندلی های سبزشان باشند، نماینده دغدغه های اصلی و واقعی مردم بودند.
3 - مجلسی که خانه ملت باشد و بازتاب دهنده آرا و افکار گوناگون مردم، یک روز و یک ساعت هم بسته باشد، خسران است ولی مجلسی که "اقلیتِ منتخبِ اقلیت" است، همان بهتر که درش را تخته کنند.
به راستی اگر این ها نماینده اکثریت بودند، الان مطالبه اکثریت مردم بازگشایی مجلس نبود؟!
4 - در ناکارآمدی مجلس کنونی همین بس که حتی نمی تواند خودش را بازگشایی کند.
5 - نمایندگان منتقد بسته شدن مجلس می گویند که مجلس را بسته اند که صدایشان به گوش مردم نرسد!
اولاً وقتی مجلس باز بود و هر روز حرف می زدند، چه دُرّ و گوهرهایی از زبان شان جاری می شد که حالا نمی شود؟
و ثانیاً الان هم که هر شب از این تجمع به آن تجمع می روند و بدون محدودیت های زمانی و آیین نامه ای مجلس، هرچه خواستند، می گویند و به گوش مردم هم می رسد.
ولی مشکل شان اینجاست که وقتی حرف شان، حرف حساب نباشد، کسی جدی نمی گیرد، چه در صحن علنی مجلس گفته بگویند و چه بلندگو به دست در پشت وانتی در یک تجمع شبانه!
6 - آرزو می کنیم که روزی، ترکیب مجلس، دقیقاً مساوی باشد با ترکیب باورها و گرایش های مختلف مردم ؛ در آن روز، حتی اگر یک روز هم مجلس تعطیل باشد، مردم از بسته شدن درِ خانه شان برمی آشوبند؛ هر چند که درِ چنان مجلسی را -که یک ملت پشتش هست- نمی توان بست.