گئورگی گوسپودینوف: از اشکهای کودکی تا گفتگو با بورخس و هومر
نقطه عطف فکری گئورگی گوسپودینوف با انتشار ترجمههای بورخس در بلغارستان رقم خورد؛ تجربهای که به گفته خودش «حسی سرمستکننده از آزادی» به او داد و نشان داد ادبیات میتواند مرز ژانرها را درنوردد و حافظه، اسطوره و دانش را درهم بیامیزد.
گئورگی گوسپودینوف، نویسنده بلغاری و برنده جایزه بوکر، از مسیر شخصی کتابخوانی و نویسندهشدنش گفته است؛ مسیری که از تاثیر عمیق «دخترک کبریتفروش» هانس کریستین اندرسن در کودکی آغاز میشود و به کشف رهاییبخش آثار خورخه لوئیس بورخس، بازخوانی «اودیسه» هومر و همنشینی فکری با «کوه جادو» توماسمان میرسد.
به گزارش ایلنا به نقل از گاردین، او خواندن را در پنج یا شش سالگی آموخت و خیلی زود فهمید کتاب؛ جهانی است که نمیخواهد از آن بیرون بیاید. در نوجوانی با ولع، رمانهای ماجرایی توماس مین رید و «مارتین ایدن» جک لندن تا کتابی درباره جرمشناسی میخواند. در ۱۷ سالگی نامهای به جی. دی. سالینجر نوشت که هرگز ارسال نشد، اما بعدها الهامبخش بخشی از کتاب خاطراتش «قاچاقچی داستان» شد.
نقطه عطف فکری او با انتشار ترجمههای بورخس در بلغارستان رقم خورد؛ تجربهای که به گفته خودش «حسی سرمستکننده از آزادی» به او داد و نشان داد ادبیات میتواند مرز ژانرها را درنوردد و حافظه، اسطوره و دانش را درهم بیامیزد.
انگیزه نوشتن برای گوسپودینوف از شعر آغاز شد. تحت تاثیر اشعار پیو یاوروف و نیکولا واپتساروف، مخفیانه شعر میگفت تا اینکه این راز برملا شد. در سالهای بعد، بازخوانی «اودیسه» برایش معنایی تازه یافت؛ بهویژه مضمون پیوند پدر و پسر و مفهوم بازگشت به حافظه. «کوه جادو» توماسمان نیز هنگام نگارش «پناهگاه زمان» همراه فکری او بود؛ نشانهای از این باور که نوشتن هرگز کاملا تنها نیست و همواره در گفتوگو با کتابهای دیگر شکل میگیرد.
او این روزها «کتابهای یعقوب» اثر اولگا توکارچوک را میخواند؛ رمانی بلندپروازانه که برای مطالعهای آرام و تاملی در زمستان مناسب است.