برونته و نسل جدید؛ چرا خواندن مشهورترین رمان کلاسیک سخت شده است؟
همزمان با انتشار اقتباس تازهای از «بلندیهای بادگیر»، بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی میگویند بازخوانی این رمان کلاسیک برایشان دشوارتر از گذشته شده است.
فرارو- خوانندگانی که برای دیدن نسخه سینمایی جدید سراغ شاهکار امیلی برونته رفتهاند، حالا از کاهش تمرکز، تغییر عادتهای مطالعه و چالشهای زبان قرن نوزدهمی میگویند.
به گزارش فرارو به نقل از تودی، با نزدیک شدن به اکران نسخه جدید «بلندیهای بادگیر» به کارگردانی امرالد فنل، موجی از مخاطبان در شبکههای اجتماعی تصمیم گرفتهاند بار دیگر به سراغ رمان کلاسیک بلندیهای بادگیر نوشته امیلی برونته بروند؛ اما این بازگشت نوستالژیک برای بسیاری آنطور که انتظار داشتند پیش نرفته است. آنها میگویند خواندن اثری که زمانی در دوران مدرسه یا دانشگاه با اشتیاق ورق میزدند، حالا به تجربهای دشوار و حتی فرساینده تبدیل شده است.
در هفتههای اخیر، کاربران پلتفرم تیکتاک، بهویژه در جامعه موسوم به «بوکتاک»، ویدئوهای متعددی منتشر کردهاند که در آنها از تلاش خود برای بازخوانی این رمان قرن نوزدهمی میگویند. برخی با لحنی طنزآمیز اعتراف میکنند که پس از چند صفحه نیاز به «استراحت ذهنی» دارند و برخی دیگر صریحتر از کاهش تمرکز و حوصله خود نسبت به گذشته سخن میگویند.
مری اسکینر، اینفلوئنسر فعال در حوزه کتاب، در یکی از این ویدئوها میگوید تصمیم گرفته پیش از اکران فیلم جدید، بار دیگر «بلندیهای بادگیر» را بخواند؛ اما خیلی زود متوجه شده که این بار کار به مراتب سختتر است. او با اشارهای کنایهآمیز به مدرک تحصیلیاش در رشته ادبیات انگلیسی میگوید ذهن امروز او با ذهن سالهای دانشگاه تفاوت دارد. به گفته او، در شش ماه گذشته تقریباً هیچ کتابی جز آثار «راحتخوان» نخوانده و حالا متنی با نثر فشرده و ساختار پیچیده برایش چالشبرانگیز شده است.
این تجربه محدود به یک نفر نیست. کاربران دیگری نیز نوشتهاند که با وجود علاقه به داستان و کنجکاوی برای دیدن اقتباس سینمایی، برای پیشروی در متن اصلی با مشکل روبهرو شدهاند. برخی حتی به سراغ نسخههایی رفتهاند که رمان را به انگلیسی امروزی بازنویسی کردهاند تا فهم آن سادهتر شود. یکی از کاربران میگوید: «لازم دارم دقیق بفهمم چه میخوانم»؛ جملهای که بهخوبی فاصله زبانی میان مخاطب امروز و نثر قرن نوزدهم را نشان میدهد.
«بلندیهای بادگیر» نخستینبار در سال ۱۸۴۷ و با نام مستعار «الیس بل» منتشر شد؛ نامی که امیلی برونته برای پنهان کردن هویت زنانه خود برگزیده بود. داستان درباره رابطهای پیچیده و وسواسگونه میان کاترین ارنشاو و هیتکلیف است؛ پسری یتیم که پدر کاترین او را به خانه خود در یورکشایر میآورد. این پیوند عاطفی که با عشق، نفرت، انتقام و رنج درهمتنیده است، در زمان انتشار کتاب بسیاری از مخاطبان را شوکه کرد. فضای تیره، خشونت عاطفی و شخصیتهایی که بهسختی میتوان آنها را «قهرمان» نامید، با معیارهای اخلاقی قرن نوزدهم همخوانی نداشت. با این حال، در گذر زمان، این رمان به یکی از آثار ماندگار ادبیات انگلیسی تبدیل شد و جایگاهی ثابت در برنامههای درسی مدارس و دانشگاهها پیدا کرد.
رز مری هسکل، استاد ادبیات انگلیسی در دانشگاه ایلان و متخصص ادبیات بریتانیا، معتقد است جذابیت ماندگار این اثر از جسارت آن ناشی میشود. به گفته او، کتاب سرشار از صحنههای خشونت، بیرحمی و خونریزی است که در کنار عشقی پرشور و بهظاهر فناناپذیر قرار میگیرد. همین تضاد شدید میان تاریکی و شور عاطفی، مخاطب را درگیر میکند. او میگوید این رمان به نوعی میل پنهان انسان برای مواجهه با ترس و وحشت را ارضا میکند؛ میلی که شاید در زندگی روزمره سرکوب شود، اما در قالب ادبیات امکان تجربهای امن پیدا میکند.
با این حال، خوانندگان امروز با موانعی روبهرو هستند که هم به تغییرات فرهنگی مربوط میشود و هم به تحولات زبانی. اسکینر معتقد است عادت به «دوماسکرولینگ» یا همان پرسهزنی بیپایان در شبکههای اجتماعی و مصرف محتوای کوتاه، تمرکز او را کاهش داده است. او میگوید سالها خواندن رمانهای معمایی مدرن، عاشقانهها و فانتزیهای پرکشش اما ساده، در کنار دنبال کردن محتوای کوتاه آنلاین که پاداش فوری و سریع میدهد، باعث شده صبر و حوصله لازم برای مواجهه با متنی پیچیدهتر را از دست بدهد.
در مقابل، هسکل تأکید میکند که همه چیز را نباید به شبکههای اجتماعی نسبت داد. به گفته او، زبان همواره در حال تغییر است و شیوه نوشتن و صحبت کردن مردم نسبت به ۱۷۰ سال پیش تفاوت چشمگیری دارد. واژگان قدیمی، ساختارهای نحوی طولانی و فشرده، و حتی لهجه یورکشایری برخی شخصیتها، خواندن متن را برای مخاطب امروزی دشوارتر میکند. بنابراین بخشی از این چالش، طبیعی و ناشی از فاصله تاریخی است.
ویرجینیا رادماخر، استاد مطالعات ادبی و فرهنگی و رئیس بخش هنر و علوم انسانی در کالج بابسون، به نکته دیگری اشاره میکند: ساختار روایی پیچیده رمان. «بلندیهای بادگیر» با چند راوی مختلف روایت میشود و بخشی از داستان در قالب نامهها پیش میرود. افزون بر این، راویان کتاب چندان قابل اعتماد نیستند. خواننده نمیتواند مطمئن باشد آنچه درباره شخصیتها میشنود، بازتابی دقیق از واقعیت است. همین چندلایگی روایی و بازی با زاویه دید، نیازمند دقت و تمرکز بیشتری است.
در واکنش به این دشواریها، کاربران بوکتاک به تولید محتواهای آموزشی روی آوردهاند. برخی توصیه میکنند هنگام خواندن، واژههای ناآشنا و خطوط داستانی را همزمان جستوجو کنید. برخی دیگر پیشنهاد میدهند متن را با صدای بلند و حتی با تقلید لهجه بریتانیایی بخوانید تا ریتم و موسیقی جملهها بهتر درک شود. ویدئوهایی نیز منتشر شده که به خوانندگان تازهکار هشدار میدهد در فصلهای ابتدایی به کدام جزئیات توجه کنند؛ جزئیاتی که بعدتر درک گرههای اصلی داستان را آسانتر میکند.
هسکل برای کسانی که قصد دارند به سراغ آثار کلاسیک بروند، توصیهای ساده دارد: پشتکار داشته باشید. او پیشنهاد میکند خواندن کتاب را با تماشای اقتباسهای سینمایی یا تلویزیونی همراه کنید تا تصویرسازی ذهنی آسانتر شود. او میگوید: «در نهایت باید ادامه دهید و تسلیم نشوید؛ هرچه جلوتر بروید، متن روانتر میشود.»
شاید بازخوانی «بلندیهای بادگیر» در عصر شبکههای اجتماعی آزمونی برای سنجش میزان تمرکز نسل امروز باشد؛ اما همزمان فرصتی است برای بازگشت به متنی که با وجود گذشت نزدیک به دو قرن، همچنان درباره عشق، رنج و پیچیدگیهای روح انسان حرف میزند. اگرچه برخی خوانندگان امروز برای عبور از صفحات آن به راهنما و استراحتهای کوتاه نیاز دارند، اما به نظر میرسد همین چالش بخشی از ارزش تجربه خواندن یک کلاسیک ادبی باشد. تجربهای که نه با شتاب، بلکه با تأمل و صبر به ثمر میرسد.