ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۴۸۴۵۹

ربیعی: برخی جمهوریت را چنان مسدود کردند که نقش مردم دیده نشود

ربیعی: برخی جمهوریت را چنان مسدود کردند که نقش مردم دیده نشود

«امروز واژه‌های «میهن» و «ملت» بسیار تکرار می‌شوند، اما پیش از انقلاب، حاکمیت وقت، ایران را بدون مردم می‌خواست. شاه، ایران را با خود تعریف می‌کرد؛ «میهن» مفهومی مستقل از او نداشت. همین ناتوانی در درک استقلالِ مفهوم میهن، ریشه یکی از بنیادی‌ترین مطالبات مردم بود.»

تبلیغات
تبلیغات

علی ربیعی، روزنامه نگار، در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

انقلاب اسلامی ایران صرفا یک رخداد سیاسی نبود؛ پدیده‌ای اجتماعی و تاریخی بود که بر بستری از خواست‌های انباشته‌شده یک جامعه شکل گرفت. پیروزی انقلاب، نتیجه اراده جمعی مردمی بود که صداقت، استقلال، آزادی و عدالت را طلب می‌کردند. جامعه ایرانِ آن روز، چنان به‌هم‌پیوسته و هم‌صدا بود که تردیدی در وجود یک خواست ملی برای تغییر رژیم باقی نمی‌گذاشت. 

با این‌همه، باید با خود صادق باشیم؛ ما نتوانستیم علل انقلاب برای نسل‌های جدید تبیین کنیم. انقلاب را روایت کرده‌ایم، اما کمتر آن را توضیح داده‌ایم. کمتر گفته‌ایم چرا جامعه‌ای به آن نقطه رسید و چرا انقلاب، برای مردم آن روز، «ضرورت» بود نه «انتخاب». به مرور زمان، به خصوص بعد از جنگ تحمیلی، «اکنون» هایی که شتابان رخ دادند و مقایسه‌های تبیینی امروز و دیروز را دچار چالش کردند. 

به همین دلیل، بعد از یک گذار چهار دهه‌ای، برخی از اعتراضات درست نسبت به نارسایی‌های امروز به ارجاعی غلط از گذشته‌ای - که یک‌بار با قاطعیت از سمت مردم مردود شناخته شده- داده می‌شود. این ارجاع غلط، بدون تردید، نتیجه عملکردهایی در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است که سبب پدید آمدن شرایطی شده که آن گذشته و رژیم مردود، در زرورق بسته‌بندی‌های رسانه‌های بدخواه سرزمین ایران، عرضه می‌شود؛ در صورتی‌که به نظر من اعتراضاتی که به «اکنون‌» ها وجود دارد باید به چرایی بازگشت مناسبات مردود شده پیش از انقلاب صورت‌بندی شود. از همین زاویه است که باید به کسانی نگریست که امروز می‌کوشند آینده ایران را به گذشته‌ای مردود شده گره بزنند.

نگاه کنید به واژه‌های «میهن» و «ملت». امروز واژه‌های «میهن» و «ملت» بسیار تکرار می‌شوند، اما پیش از انقلاب، حاکمیت وقت، ایران را بدون مردم می‌خواست. شاه، ایران را با خود تعریف می‌کرد؛ «میهن» مفهومی مستقل از او نداشت. همین ناتوانی در درک استقلالِ مفهوم میهن، ریشه یکی از بنیادی‌ترین مطالبات مردم بود. استقلال‌طلبی مردم، فقط استقلال از بیگانه نبود؛ استقلال از شاه هم بود. مردم می‌خواستند «ملت» باشند، نه رعیت. امروز هم عده‌ای کوشیدند «جمهوریت» را چنان مسدود سازند که نقش مردم دیده نشود و بزرگترین دستاورد انقلاب، «حضور مردم در پای صندوق‌های رای» را کم‌ارزش کنند. «استقلال»، «آزادی» و «جمهوریت» پربسامدترین پیام و خواسته ملت در آن روزها بود.

بخشی از این ارجاع غلط به گذشته مردود شده ناشی از آن است که نهادهای مناسب برای «جمهوریت» و «آزادی» بیشتر و بیشتر و متناسب با تغییرات نسلی و ارزشی ساخته نشد. نگاه کنید به عنوان مثال، رژیم گذشته با تمام توان و حتی با سرنیزه سعی در تغییر مسیر سبک زندگی فرهنگی و دینی جامعه داشت. نگاه کنید به کتاب «صدایی که شنیده نشد» و بیان زنده‌یاد «مجید تهرانیان» در چگونگی مقاومت جامعه و حتی روشنفکران در مقابل نوعی زورگویی برای تغییر فرهنگ. به نظر من، تلاش‌های عده‌ای برای سیاستگذاری‌های انضباطی و تنبیهی برای تغییر فرهنگی به نحوی ارجاع به مناسبات گذشته با روندی معکوس بود. آزادی، مسیری پرپیچ‌وخم است. که امروز هم نیازمند تلاش مستمر و همراهی جمعی است. عده‌ای به بهانه‌های مختلف در این سال‌ها، با تفاسیری خودخواسته، آزادی‌هایی را محدود کردند. هرچند ایران در موقعیت ژئوپلیتیکی‌ای قرار دارد که همواره محل طمع قدرت‌ها بوده است. 

این واقعیت، دو پیام روشن دارد: 

نخست برای کسانی که در ساختار حکمرانی هستند؛ به بهانه استقلال - هرچند درست - نباید مانع توسعه آزادی شوند. 

دوم برای جامعه؛ هر حرکت اعتراضی باید هوشمندانه باشد تا استقلال کشور، دستاویز سوءاستفاده نشود. با صراحت می‌گویم هیچ بیگانه‌ای، برای هیچ ملتی، خوشبختی و رفاه به ارمغان نیاورده است. حافظه تاریخی ما، مغول‌ها، تیمورها و اسکندرها را از یاد نبرده است؛ می‌آیند، می‌سوزانند و می‌برند. این قاعده تاریخ است، نه استثنای آن. از همین‌رو، استقلالی که انقلاب از آن سخن گفت و برایش هزینه داده شد، گوهری گرانبهاست. حتی با همه نارضایتی‌ها، دلخوری‌ها و نارسایی‌ها، نباید آن را فراموش کرد یا از دست داد. نقد اگر هست -که هست- باید معطوف به این پرسش باشد: چرا به اهداف انقلاب نرسیدیم؟ چرا عدالت و رفاه، آن‌گونه که شایسته بود، محقق نشد؟ چرا برخی پدیده‌ها، نگران‌کننده شبیه دوران پیش از انقلاب شده‌اند؟

به تعبیر روشن قانون اساسی، نمی‌توان به نام استقلال، آزادی را محدود کرد و به نام آزادی، کمترین خدشه‌ای به استقلال وارد ساخت. قانون اساسی، توازنی طلایی میان این دو برقرار کرده است. اصل نهم قانون اساسی، دقیقا بر همین نسبت تاکید دارد و بازخوانی آن، امروز بیش از همیشه ضروری است. انقلاب ما، انقلابی برای «استقلال و آزادی» بود؛ همراه با تلاش برای ایستادن در برابر مداخله بیگانگان و همچنین استقلال برای شکوفایی استعدادهای ملی. «آزادی» برای رشد، توسعه و برابری؛ هم در داخل و هم در تعامل با جهان. در همین ایام با سوگی درونی، باید با شجاعت بپذیریم که نارسایی‌هایی از سوی همه ما رخ داده است. راه برون‌رفت، در آن چیزی است که می‌توان آن را «مراقبت ملی» نامید؛ تامل فردی و جمعی، فراتر از غوغاسازی‌هایی که برای ما طراحی می‌شود.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات