روز شمار جنگ عراق؛ روایتی به دردناکی ۷ سال
امروز «جو بايدن»، معاون «باراك اوباما»، رئيسجمهوري آمريكا با حضور در مراسم پایان ماموریت نظامي سربازان آمریکایی، پايان هفت سال عمليات نظامي اين كشور در عراق را اعلام كرد.
به گزارش بيبيسي، عراق از آوريل سال 2003 تا 31 آگوست سال 2010 دوران جنگي را پشت سر گذاشت كه روايتي دردناك در تاريخ اين كشور رقم زد، در زير به مهمترين تحولات اين جنگ هفت ساله اشاره ميكنيم:
۹ آوریل ۲۰۰۳، دولت صدام سقوط کرد؛ با پیشروی نیروهای آمریکایی به قلب پایتخت، دولت صدام کنترل بغداد را از دست داد. نیروهای آمریکایی در حرکتی نمادین به عراقیهای خوشحال در پایین کشیدن مجسمه بزرگی از رئیسجمهوري مخلوع کمک کردند.
۱۵ آوریل ۲۰۰۳، آمریکا بنای عراق جدید را آغاز میکند؛ نمایندگان عراقی در همایشی که توسط آمریکا ترتیب داده شده است برای همکاری در ساختن عراقی دموکرات و فدرال به توافق میرسند. این نخستين تلاش برای استقرار حکومت مدنی پس از سرنگونی دولت بعثی در عراق است. «زلمای خلیل زاد»، فرستاده کاخ سفید به شرکت کنندگان در این گردهمایی گفت آمریکا مطلقا تمایلی به حمکرانی بر عراق ندارد.
۱ مي ۲۰۰۳ ، بوش پایان بخش اصلی نبرد مسلحانه را اعلام کرد؛ «جورج بوش» اعلام كرد كه که آمریکا در جنگ عراق پیروز شده و بخش عمده عملیات نظامی در این منطقه پایان یافته است؛ اما هشدار میدهد هنوز کارهای دشوار زیادی برای انجام دادن مانده است.
۶ مي ۲۰۰۳، حکمران جدید آمریکایی و غیر نظامی عراق تعیین شد؛ بوش، «پل برمر» را به عنوان حکمران غیر نظامی عراق تعیین میکند. او موظف میشود که بر گذار عراق به دموکراسی نظارت کند. او همچنین به عنوان مافوق «جی گارنر»، ژنرال بازنشسته که مسئول بازسازی عراق است، منصوب میشود.
۲۲ مي ۲۰۰۳، سازمان ملل تحریمها را لغو میکند؛ سازمان ملل قاطعانه از قطعنامهای که تحریمهای اعمال شده علیه عراق را لغو میکند، پشتیبانی میکند. 14 کشور از ۱۵ عضو شورای امنیت، به پذیرش قطعنامه رای میدهند؛ سوریه، تنها کشور عرب عضو شورا، جلسه رایگیری را تحریم میکند.
۲۳ مي ۲۰۰۳، موسسات و سازمانهای وابسته به صدام منحل ميشوند؛ «پل برمر»، وزارتخانه ها و موسساتی را که نقش اساسی در ساختار قدرت صدام داشتند و نیز ارتش عراق را منحل میکند. این اتفاق یک هفته پس از این میافتد که هزاران تن از اعضای حزب بعث عراق از تصدی مشاغل دولتی محروم شدند.
۱۳ جولاي ۲۰۰۳، عراق برای اداره خود آماده میشود؛ شورای حکمرانی عراق برای نخستين بار تشکیل جلسه میدهد. این شورا از ۲۵ عراقی تشکیل شده است که توسط نیروهای متحد به رهبری آمریکا اتنخاب شدهاند. این شورا به تهیه پیشنویس قانون اساسی جدید کمک خواهد کرد. پل برمر، همچنان تصمیم گیرنده اصلی در عراق است.
۱۶ جولاي ۲۰۰۳؛ آمریکا تصدیق میکند که با جنگ چریکی مواجه است؛ فرمانده عملیات نظامی آمریکا در عراق اعلام میکند که حملاتی که بر ضد نیروهای آمریکایی انجام میشود از جنس «عملیات کلاسیک چریکی» است. تا این زمان، مقامات پنتاگون این عملیات را به عنوان حرکات خشونت بار نامنظم، که توسط افراد باقیمانده از رژیم بعث صورت میگیرد مطرح میکردند.
۲۳ جولاي ۲۰۰۳، پسران صدام در جریان حمله نیروهای آمریکایی کشته میشوند؛ نیروهای آمریکایی، «عدی» و «قصی»، پسران صدام را در حمله به خانهای در شهر شمالی موصل میکشند. به نظر میرسد محل اختفای آنها به نیروهای آمریکایی اطلاع داده شده بود. آمریکا مدتی بعد عکسهایی از جسد این دو تن منتشر میکند تا عراقیهای شکاک باور کنند که این دو برادر ترسناک واقعا مردهاند.
۱۹ آگوست ۲۰۰۳ ، دفاتر سازمان ملل در عراق هدف حملات انتحاری قرار میگیرند؛ بمبی بزرگ در دفتر فرماندهی سازمان ملل در بغداد منفجر میشود. در نتیجه این انفجار، ۲۰ تن از جمله «سرجیو ویرا دو ملو»، فرستاده ارشد سازمان ملل کشته و بیش از ۱۰۰ تن مجروح میشوند. به دنبال این حمله انتحاری، تعدادی از سازمانهای بین المللی تصمیم به خروج نیروهایشان از پایتخت عراق می گیرند.
۲۹ آگوست ۲۰۰۳؛ یک رهبر بلندپایه شیعیان، در بمبگذاری کشته میشود؛ «آیت الله محمد باقر الحکیم»، از رهبران سیاسی شیعیان، به همراه نود تن دیگر با انفجار بمبی که در یک اتومبیل در شهر نجف، در مرکز عراق کار گذاشته شده بود، کشته میشوند. بسیاری از شیعیان، طرفداران صدام را مسئول این بمبگذاری میدانند.
۱۶ اکتبر ۲۰۰۳، سازمان ملل از قطعنامه عراق حمایت میکند؛ شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آرا از نسخه اصلاح شده متنی که توسط آمریکا جهت ترسیم آینده سیاسی عراق تهیه شده حمایت میکند و به آن رای میدهد. این قطعنامه نقش تعیین کننده سیستم اداره کنونی عراق به رهبری آمریکا را محفوظ میدارد و همزمان خواستار انتقال تدریجی حاکمیت و دولت در اولین فرصت ممکن به مردم عراق است.
۱۵ نوامبر ۲۰۰۳، برنامه زمانبندی انتقال قدرت تدوین میشود؛ شورای حکمرانی عراق اعلام میکند که نیروهای متحد به رهبری آمریکا قدرت را تا ژوئن سال ۲۰۰۴ به یک دولت انتقالی تحویل خواهند داد. یکی از وظایف این دولت موقت، زمینه سازی برای تحویل اداره کشور، پس از انتخابات عمومی که در سال ۲۰۰۵ برگزار خواهد شد به دولتی کاملا عراقی است. در این برنامه، انتقال قدرت به دولت عراقی سریعتر از آنچه در برنامه قبلی پیش بینی شده بود انجام می شود.
۱۳ دسامبر ۲۰۰۳، صدام حسین دستگیر میشود؛ نیروهای آمریکایی صدام حسین را دستگیر می کنند. او در گودالی در نزدیکی یک خانه روستایی در زادگاهش، «تکریت»، پنهان شده و بدون درگیری تسلیم میشود. آمریکا که جایزه ۲۵ میلیون دلاری برای اطلاعاتی که منجر به دستگیری صدام شود تعیین کرده بود، اعلام میکند که این اطلاعات را توسط یکی از افراد طایفه صدام دریافت کرده است.
۱ مارس ۲۰۰۴، قانون اساسی موقت مورد توافق قرار میگیرد؛ شورای حکمرانی عراق، قانون اساسی موقت را تائید میکند. این قانون شامل حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی است و اسلام را به عنوان مرجع قانونگذاری برمیگزیند. این قانون همچنین به کردها تا حدودی اختیارات خود مختاری اعطا میکند. امضای این پیشنویس قانون موقت که به عنوان «قانون اجرایی انتقالی» شناخته میشود به دلیل مخالفت شیعیان تا ۸ مارس به تاخیر میافتد.
۶ آوریل ۲۰۰۴، آمریکا مسجدی در فلوجه را بمباران میکند؛ حدود ۴۰ تن در حین درگیری در مسجدی در فلوجه در اثر اصابت یک بمب هدایت شونده لیزری آمریکایی کشته میشوند. ارتش آمریکا اعلام می کند هدف این حمله، جنگجویانی بودهاند که از داخل مسجد می جنگیدند.
۲۰ آوریل ۲۰۰۴، دادگاه صدام حسین تشکیل میشود؛ رهبران عراقی دادگاهی برای محاکمه صدام حسین و سایر اعضای دولت بعثی تشکیل می دهند. این دادگاه درباره جرایم و محکومیت آنها تصمیم خواهد گرفت.
۲۹ آوریل ۲۰۰۴ ،انتشار عکسهایی از بد رفتاری با زندانیان، آتش خشم را شعله ور میكند؛ عکسهایی از نیروهای آمریکایی در حال آزار زندانیان عراقی در زندان «ابوغریب»در نزدیکی بغداد، منتشر میشود. عکسها به وضوح زندانیان برهنه را نشان میدهد که با سگ ترسانده شده یا مجبور به تقلید حرکات سکسی میشوند. تعدادی از زندانبانان مورد بازجویی قرار میگیرند.
۳۰ آوریل ۲۰۰۴، نیروهای آمریکایی از فلوجه عقبنشینی میکنند؛ پس از یک ماه درگیری خونین با پیکارجویان، نیروهای آمریکایی شروع به عقبنشینی از شهر فلوجه میکنند. آمریکا انتقال مسولیت امنیت شهر به یک ژنرال عراقی را آغاز میکند.
۲۸ مي ۲۰۰۴ ، «ایاد علاوی» به عنوان نخست وزیر موقت منصوب میشود؛ شورای حکمرانی عراق، «ایاد علاوی» را که یک شیعه است، به عنوان نخستوزیر دولت موقت که قرار است از تاریخ ۳۰ ژوئن قدرت را در دست بگیرد، معرفی میکند. علاوی کابینه اش را دو روز بعد معرفی میکند و شورا انحلال خود را اعلام میکند.
۸ ژوئن ۲۰۰۴، سازمان ملل قطعنامه حمایت از انتقال قدرت را تصویب میکند؛ شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آرا به قطعنامه ای رای می دهد که بر اساس آن اشغال رسمی عراق از تاریخ ۳۰ ژوئن پایان می یابد و اداره کشور به حکومتی عراقی سپرده می شود. متن قطعنامه، اختیارات نیروهای چند ملیتی به رهبری آمریکا را مشخص می کند و کنترل درآمد های نفتی عراق را به عراقی ها می سپارد.
۲۸ ژوئن ۲۰۰۴، آمریکا قدرت را به دولت عراقی تحویل میدهد؛ نیروهای متحد به رهبری آمریکا دو روز زود تر از برنامه تعیین شده قدرت را تحویل میدهند. پل برمر پیش از ترک کشور، طی مراسم مختصری در بغداد، اداره کشور را به یک قاضی عراقی واگذار میکند. ایاد علاوی و کابینهاش، چند ساعت بعد مراسم سوگند را به جا میآورند.
۱ جولاي ۲۰۰۴، صدام در دادگاهی عراقی حاضر میشود؛ رئیسجمهوري سابق عراق، در نخستين حضورش در دادگاه برای پاسخ به اتهامات نسل کشی و جنایات جنگی، مخالفت خود را با این دادگاه اعلام میکند. صدام حسین صلاحیت دادگاه را رد میکند و بوش را جنایتکار اصلی معرفی میکند.
۱۸ آگوست ۲۰۰۴، اعضای هیئت قانونگذاری ملی تعیین می شوند؛ کنفرانس ملی عراق، پس از چهار روز مذاکره، هیئت قانونگذاری ۱۰۰ نفرهای را انتخاب میکند. این هیئت وظیفه دارد تا زمان برگذاری اتتخابات عمومی بر عملکرد دولت ایاد علاوی نظارت کند. اختیارات این شورای ملی، شامل حق وتو قوانین و تائید بودجه سال ۲۰۰۵ است.
۱۵ نوامبر ۲۰۰۴، نیروهای آمریکایی و عراقی، فلوجه را پس میگیرند؛ پس از گذشت یک هفته از آغاز حمله به پیکارجویان فلوجه، آمریکا اعلام میکند که نیروهایش کنترل این شهر را به دست گرفتهاند. فرماندهان آمریکایی میگویند که بیش از ۱۲۰۰ نفر از ستیزه جویان در جریان این درگیریهای خونین کشته شده اند. پیکارجویان از ماه آوریل کنترل این شهر را در دست داشتهاند.
۳۰ ژانویه ۲۰۰۵ ، عراقیها پس از ۵۰ سال در انتخاباتی چند حزبی رای میدهند؛ میلیونها عراقی به پای صندوقهای رای میروند تا به رغم تهدید به احتمال خشونت، برای انتخاب مجلس انتقالی رای دهند. این انتخابات، پس از نیم قرن، اولین انتخابات چند حزبی در عراق است. همانگونه که پیشبینی میشد، شیعیان و کردها حضور فعالی در انتخابات دارند. این انتخابات از طرف رهبران بینالمللی و عراقی به عنوان یک موفقیت مورد ستایش است.
۷ آوریل ۲۰۰۵ ، «جلال طالبانی»، رهبر کردهای عراقی به عنوان رئیس جمهوري موقت منصوب میشود؛ مجلس عراق پس از هفته ها بلاتکلیفی، طالبانی را برای این پست عمدتا تشریفاتی انتخاب میکند. انتصاب طالبانی، رهبر اتحادیه میهنی کردستان عراق، برای کردها، اقلیتی که در دوران صدام رنج و محرومیت بسیار کشیده اند، یک پیروزی بزرگ سیاسی به حساب میآید.
۲۸ آگوست ۲۰۰۵ ، سنیهای عراق با قانون اساسی مخالفت میکنند؛ درحالیکه کردها و شیعیان عراقی پیشنویس قانون اساسی عراق را مورد تایید قرار داده و آن را تسلیم مجلس میکنند رهبران سنی عراقی با آن مخالفت میکنند و خواستار نظارت سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب بر قوانین مذکور میشوند. قرار است قانون اساسی عراق در تاریخ ۱۵ اکتبر به رای گذاشته شود.
۲۸ سپتامبر ۲۰۰۵، سرباز زن آمریکایی در آزار و اذیت زندانیان عراقی در زندان ابوغریب، گناهکار شناخته میشود؛«لیندی انگلند»، سرباز آمریکایی به جرم بد رفتاری سال گذشتهاش با زندانیان در زندان ابوغریب، توسط دادگاهی نظامی به سه سال حبس محکوم میشود. او به طرز شرم آوری از ارتش مرخص میشود. در بیانیهای که چند ساعت پیش از صدور حکم قرائت شد، او از نیروهای متحد در عراق، زندانیان و خانوادههای آنان عذر خواهی کرد.
۱۵ اکتبر ۲۰۰۵ ، عراقی ها در رفراندم قانون اساسی شرکت میکنند؛ میلیونها تن از مردم برای رای دادن به قانون اساسی جدید که بر اساس آن، کشور تبدیل به یک دموکراسی اسلامی فدرال پای صندوق های رای میروند. علی رغم انجام چند حمله و پیش آمد چند حادثه خشن، تعداد زیادی از مردم در این رای گیری که تحت تدابیر شدید امنیتی صورت می گیرد شرکت میکنند.
۱۵ دسامبر ۲۰۰۵ ، تعداد زیادی از مردم در انتخابات شرکت می کنند؛ در سرتاسر کشور، شمار زیادی از مردم در انتخابات شرکت میکنند. عربهای سنی، که انتخابات قبلی را در ژانویه ۲۰۰۵ تحریم کرده بودند، حتی در مناطقی که مخالفان و پیکارجویان مستقر هستند، به طور وسیع در این انتخابات شرکت میکنند. نتایج انتخابات در ژانویه ۲۰۰۶ اعلام میشود و «اتحاد یکپارچه عراق» به رهبری شیعیان، بدون کسب اکثریت مطلق آرا به پیروزی میرسد.
۲۱ ژانویه ۲۰۰۶، اتحاد یکپارچه عراق، به عنوان پیروز انتخابات ماه دسامبر، بدون کسب اکثریت مطلق آرا معرفی میشود؛ این اتحاد با فاصله ۱۰ کرسی از اکثریت مطلق، ۱۲۸ کرسی از ۲۷۵ کرسی موجود را از آن خود میکند. احزاب کرد ۵۳ کرسی و جناح اعراب سنی ۴۴ کرسی را تصاحب می کنند. تعدادی از سیاستمداران سنی مدعی می شوند در انتخابات تقلب شده است.
۲۲ آوریل ۲۰۰۶ ، جلال طالبانی از «نوری المالکی» درخواست میکند تا دولت تشکیل دهد؛ انتصاب نوری المالکی به عنوان نخست وزیر، پس از ماهها فراز و نشیب در امید به پایان درگیریها و خشونتهای قومی و فرقهای انجام میگیرد. پس از موافقت نخست وزیر موقت، «ابراهیم جعفری» با کناره گیری از قدرت، جناح اکثریت شیعه،مالکی را به عنوان نامزد مورد نظر خود برمیگزیند. مالکی که به عنوان یکی از معماران «عراق پس از حمله نیروهای متحد» شناخته میشود و به عنوان مشاور جعفری هم خدمت کرده، مورد تائید سیاستمداران سنی نیز هست.
۲۱ آگوست ۲۰۰۶، صدام حسین در دادگاه انفال به نسل کشی متهم می شود؛ صدام حسین و شش متهم دیگر از جمله پسر عموی صدام، «علی حسن المجید»، معروف به علی شیمیایی به جرم نقش داشتن در عملیات نظامی در دهه ۱۹۸۰ بر ضد کردها در شمال عراق محاکمه میشوند. در دادگاه انفال ادعا میشود که بیش از ۱۸۰هزار تن در جریان این عملیات کشته شدهاند.
۵ نوامبر ۲۰۰۵، صدام حسین به اعدام با دار محکوم میشود؛ بسیاری از عراقیها پس از اینکه صدام حسین به جنایت علیه بشریت و اعدام محکوم میشود، به شادمانی میپردازند. این محکومیت به دلیل کشتار ۱۴۸ تن در شهر «دجیل» پس از ترور نافرجام صدام در سال ۱۹۸۲ صورت میگیرد. صدام حسین و سایر متهمان حق تقاضای تجدید نظر دارند. اما به نظر میرسد این جریان بیش از چند هفته طول نکشد و نتیجهای جز محکومیت برای آن ها در بر نداشته باشد.
۳۱ دسامبر ۲۰۰۶ ، صدام حسین به دار آویخته می شود؛ صدام حسین در سحرگاه عید قربان، زمانی که مسلمانان برای قربانی کردن گوسفند آماده میشوند به دار آویخته میشود. هنگامی که یک فیلم غیر رسمی از این مراسم در اینترنت منتشر شد، موجی از اعتراضات، داخل و خارج عراق را فرا گرفت. فیلمی که با استفاده از تلفن موبایل گرفته شده است نشان میدهد که صدام حسین پای چوبه دار مورد طعنه قرار میگیرد.
۱۹ مارس ۲۰۰۷، نمایندگان ایران، سوریه و آمریکا در مذاکرات بغداد شرکت می کنند؛ این مذاکرات، کشورهای همسایه عراق و اعضای دائمی شورای امنیت را گرد هم میآورد. هدف این کنفرانس این است تا همسایگان عراق را قانع کند که اگر تمایلی به حمایت همه جانبه از دولت عراق ندارند، حداقل حمایت ضمنی خود را از این دولت نشان دهند. در نتیجه این مذاکرات، آمریکا با ایران و سوریه دور یک میز می نشینند.
۱۶ آگوست ۲۰۰۷ ، نوری مالکی موفق میشود که با ائتلاف شیعیان و کردها دولت اکثریت و بدون حضور نمایندگان سنی عرب تشکیل دهد.
۱۶ سپتامبر ۲۰۰۷، کارکنان شرکت خصوصی «بلک واتر» که مسولیت تامین امنیت را به عهده دارد، ۱۷ غیر نظامی عراقی را می کشند؛ دولت عراق، این اقدام را غیر قانونی میداند. دولت عراق، بلک واتر را متهم می کند که کارکنان آن، هنگام اسکورت یک هیئت دیپلماتیک آمریکایی در بغداد، ۱۷ غیر نظامی عراقی را بدون اینکه اقدام تحریکآمیزی انجام داده باشند کشتهاند. بلک واتر مدعی میشود که کارکنانش این اقدام را در دفاع از خود انجام دادهاند.
۱۷ فوریه ۲۰۰۸ ، ترکیه عملیاتی نظامی را در شمال عراق علیه مبارزان کرد آغاز کرد.
ژوئن ۲۰۰۹، شش سال پس از آغاز حمله، و پس از تحویل رسمی مسئولیت های امنیتی به نیروهای عراقی، نیروهای آمریکایی از شهرک ها و شهرهای عراقی خارج میشوند.
دسامبر ۲۰۰۹ ، گروه دولت العراق الاسلامی، که با شبکه القاعده مرتبط است، مسئولیت یک سری بمبگذاری انتحاری در بغداد - که طی آن ۱۲۷ تن کشته شدند - و همچنین حملات دیگری که در ماه های اوت و اکتبر ۲۴۰ نفر را کشت، را برعهده گرفت.
ژانویه ۲۰۱۰، ممنوعیت شرکت نامزدهایی که به ارتباط با حزب بعث متهم شده بودند در انتخابات پارلمانی ماه مارس جنجالهایی به همراه داشت. کمی بعد، دادگاهی این ممنوعیت را لغو کرد که این حکم باعث تأخیر در مبارزات انتخاباتی شد.
«علی حسن المجید»، معروف به علی شیمیایی که یکی از چهره های کلیدی دولت صدام حسین بود اعدام شد.
مارس ۲۰۱۰ ، انتخابات پارلمانی؛ هیچ ائتلافی حائز اکثریت کرسی های پارلمان نمیشود.
آگوست ۲۰۱۰ ، عالی ترین مقام نظامی عراق با انتقاد از خروج نیروهای آمریکایی از کشور، آن را زودهنگام میخواند. او هشدار میدهد که ارتش عراق شاید تا یک دهه دیگر هم آمادگی لازم برای بر عهده گرفتن کنترل کامل را پیدا نکند.
31 آگوست 2010، هفت سال پس از حمله نیروهای تحت رهبری ایالات متحده، آخرین تیپ جنگی آمریکایی با حضور «جو بايدن» عراق را ترک می کند.