روزنامه اطلاعات:
هرچه بیشتر در تهران و البرز خانه بسازید، قیمت مسکن کاهش نمییابد
«استان تهران و البرز هم اینک مجموعاً ۱۷ میلیون سکنه ثابت و ۳ میلیون جمعیت شناور دارند که شامل یک چهارم مردم ایران میشود. چنین بارگذاری غلط جمعیتی در ۵۰ سال گذشته موجب تشدید ناترازی منابع آب، برق، گاز و بروز انواع مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و زیست محیطی در این محدوده شده است.»
کامران نرجه در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت: «مرحوم اَبَوی ۵۰ سال قبل در غرب تهران یک منزل ۵۰ متری نوساز خرید به قیمت ۱۸۰ هزار تومان ولی من الان ناچارم برای خرید همان منزل که بسیار فرسوده شده و قابل سکونت نیست، حداقل۶ میلیارد تومان بپردازم! این جهش ۳۳ هزار برابری قیمت مسکن طی نیم قرن در هیچ اقتصادی به جز بازار کم عرضه و پرتقاضای ایران متصور نیست.
بررسی گزارش قیمت مسکن در پایتخت طی ۱۰۰ سال گذشته نشان میدهد، کمتر کالایی به این اندازه تورم داشته، به گونهای که متوسط قیمت یک مترمربع مسکن نوساز در محلات مرکزی تهران از ۸۰ ریال به ۳۰۰ میلیون تومان رسیده است. (۳ میلیون و ۷۵۰ هزار برابر)
همین گرانی سرسامآور را که علت اصلی آن ناترازی میان عرضه و تقاضاست، میتوان در شهرهای اطراف پایتخت مشاهده کرد.
کرج، ورامین و شهریار که صدسال قبل هرکدام قصبهای کم جمعیت بودهاند و قیمت یک مترمربع خانه در آنها کمتر از ۰.۵ ریال بوده است، اکنون در بازار مسکن با تهران رقابت میکنند.
کارشناسان معتقدند از دهه ۳۰ به بعد سرمایهگذاری متمرکز دولت در توسعه زیرساختهای صنعتی و شروع مهاجرت جمعیت جویای کار به تهران و شهرهای اطراف، در کنار عواملی نظیر رشد درآمدهای نفتی، تغییر الگوی فرهنگ زندگی، رشد نامتقارن امکانات بهداشتی، درمانی و تحصیلی، سیاستهای تورم زای پولی و مالی، برنامههای غلط توسعه اشتغال، رشد نرخ ارز و از همه مهمتر کمبود عرضه زمین و مسکن در پایتخت و شهرهای اطراف به این گرانی بیحد و حصر دامن زده است.
اکنون نیز اگر سیاستهای بخش مسکن و تصمیمات پولی و بانکی حامی افزایش تولید و عرضه بیشتر نباشد، جهش قیمت مسکن تهران و البرز ادامه خواهد یافت.
اما آیا سادهترین راه حل یعنی عرضه بیشتر با هدف کنترل تقاضا، بهترین راهکار برای مبارزه با غول تورم مسکن در این محدوده است؟
استان تهران و البرز هم اینک مجموعاً ۱۷ میلیون سکنه ثابت و ۳ میلیون جمعیت شناور دارند که شامل یک چهارم مردم ایران میشود. چنین بارگذاری غلط جمعیتی در ۵۰ سال گذشته موجب تشدید ناترازی منابع آب، برق، گاز و بروز انواع مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و زیست محیطی در این محدوده شده است.
رئیس جمهور پزشکیان بارها خواستار رفع مشکلات عدیده و پیچیده این منطقه جمعیتی شده و راه حل آن را در تمرکززدایی از تهران و توزیع عادلانه جمعیت بین استانهای دیگر دیده است. با این وجود برخی همچنان با هدف کسب منافع اقتصادی از توسعه ساخت مسکن در تهران و البرز و سکونتگاههای غیررسمی اطراف آن حمایت میکنند.
محلاتی نظیر کمال شهر، مهرشهر، صفادشت، محمدشهر، مارلیک، ملارد، شهرقدس، صباشهر، واوان، کلاک، جهاننما، گرمدره، وائین، بهارستان، رباط کریم، شاهد شهر، اسلامشهر، قرچک، جواد آباد، جلیل آباد، پیشوا و پاکدشت که سه دهه قبل مجموعاً کمتر از ۱۰۰ هزار نفر جمعیت داشتند، اکنون بالغ بر ۳ میلیون نفر جمعیت را در خود جای دادهاند و برخی از آنها به اندازه یک مرکز استان سکنه دارند.
اگرچه بر اساس مفاد طرحهای جامع شهرسازی تهران و البرز، خانهسازی در این دو محدوده ممنوع نیست و حتی برخی معتقدند که برای تنظیم بازار مسکن باید عرضه خانه در این دو محدوده را افزایش داد، اما آیا توسعه خانهسازی و تشویق جمعیت به سکونت در تهران و البرز، مشکلات فعلی زندگی در این محدوده را کاهش خواهد داد؟
آیا همین سیاستهای به ظاهر مردمی، موجب نشده است تا مفهوم زندگی در تهران و البرز کمرنگ شود؟
ساکنین فعلی این دو استان شاید دارای خانه ملکی یا استیجاری باشند، اما بطور قطع هوای پاک، منابع آبی مطمئن، معابر خلوت و قابل تردد، امکانات بهداشتی، درمانی و آموزشی همتراز با جمعیت و سایر زیرساختهای رفاهی مناسب را ندارند.
اصرار بر توسعه ساخت مسکن در تهران و البرز به بهانه تعدیل قیمت بازار، یعنی بارگذاری جمعیت بیشتر و تشویق مردم به مهاجرت دائمی و اسکان متمرکز.
آنان که از سیاست کاهش عرضه زمین و مسکن در تهران و البرز انتقاد میکنند، آگاهانه و یا از روی جهل مفهوم زندگی انسان را به سطح «زنده ماندن» تنزل میدهند و مشکلات مردم ساکن در این دو استان را چند برابر میکنند.
تورم سرسامآور بازار مسکن در تهران و البرز، صرفاً با عرضه بیشتر تعدیل نمیشود. توزیع متقارن تقاضای اسکان جمعیت بین سایر استانها و کاستن از تراکم آن در تهران و البرز راهکاری معقولانهتر است.
البته اجرای این برنامه به تأمین منابع پایدار آب، برق، گاز و توسعه مسیرهای دسترسی در کنار ایجاد جاذبههای اشتغال، تحصیل، بهداشت، درمان، گردشگری، امنیت و سایر نیازهای زندگی در استانها دیگر نیاز دارد.
باید کاری کرد که مهاجران ۵۰ سال گذشته در تهران و البرز، دوباره به زادگاه اجدادی خود بازگردند، نه اینکه با ساخت مسکن بیشتر باقیمانده جمعیت دیگر استانها را به تهران و البرز دعوت کنیم.»