وقتی هوش مصنوعی تکلیف را انجام میدهد؛ چالش امروز مدرسهها
هوش مصنوعی میتواند بهعنوان یک معلم شخصی عمل کند؛ مثلاً درس را برای دانشآموزان ضعیفتر با زبان ساده و برای دانشآموزان قوی با سطحی بالاتر ارائه دهد.
زمانی که خبری از اینترنت و کامپیوتر نبود، دانشآموزان کتابهایی به نام «خودآموز» میخریدند که خلاصهای از درس را همراه با راهحل همهی تمرینهای کتاب داشت. وقتی معلم میگفت فلان مسائل را حل کنید یا فلان تمرینها را بنویسید، سریعاً سراغ کتاب میرفتیم و بدون اینکه کاری به بخش تدریس آن داشته باشیم، خواستهی معلم را انجام میدادیم.
البته مشکلاتی هم بود. گاهی همهی دانشآموزان کلاس با هم یک مسئله را غلط حل کرده بودند! گاهی همه یک کلمه را، بهعنوان مثال، غلط نوشته بودند. آن زمان دست معلمها باز بود؛ کافی بود تغییر کمی در سؤال یا تمرین ایجاد کنند تا دیگر کمکی از خودآموز برنیاید.
ظهور هوش مصنوعی آغازگر تغییرات گستردهای در حوزههای مختلف زندگی بشر شده است. بخشی از نتایج بسیار جذاب و خیرهکننده بودهاند و در مقابل، دغدغهها، نگرانیها و مشکلاتی کوچک و بزرگ در بخشهایی پدید آمده است. یکی از این حوزهها که در نگاه اول بیشتر مزایای هوش مصنوعی برای آن دیده میشود، مدرسه و آموزش است.
هوش مصنوعی میتواند بهعنوان یک معلم شخصی عمل کند؛ مثلاً درس را برای دانشآموزان ضعیفتر با زبان ساده و برای دانشآموزان قوی با سطحی بالاتر ارائه دهد. اگر دانشآموزی سر کلاس غایب بود، درس را بهطور کامل برایش توضیح دهد، یا او را ارزیابی کند، ضعفهایش را پیدا کند، برای برطرف کردن آنها برنامهریزی کند و کارهای مفید دیگر. اما این سکه روی دیگری هم دارد، و در عین اهمیت بهرهگیری از مزایای آن، نمیتوان از معضلاتش چشم پوشید.
معلمان همواره در پایان آموزش، تکالیفی برای دانشآموزان تعیین میکنند. هدف این است که دانشآموز مطلبی را که آموخته به کار بگیرد و علاوه بر تکرار درس، یادگیریاش عمق پیدا کند. این تکالیف اشکال مختلفی دارند: پاسخ به سؤالهای تعیینشده، حل تمرین، تهیهی تحقیق، نوشتن گزارش، بازنویسی یا خلاصهنویسی مطلبی خاص و مانند آن.
خبر بد این است که هوش مصنوعی همهی انواع این تکالیف را بهصورت منحصربهفرد پاسخ میدهد. برعکس کتاب خودآموز یا حلالمسائل که به همه یک جواب میداد، هماکنون هر دانشآموز پاسخ مخصوص خودش را دارد و میتواند بخواهد زبانش سادهتر یا پیچیدهتر، خلاصهتر یا مفصلتر شود. همهی این کارها در کوتاهترین زمان و با یک دستور ساده انجام میشود.
این موضوع تشخیص اینکه دانشآموز خودش تکلیف را انجام داده یا از ماشین استفاده کرده است، دشوار میکند. وقتی معلم نتواند کار دانشآموزی را که با صرف وقت و تلاش انجام داده، از کار دانشآموزی که صرفاً متنی تولیدشده را کپی کرده تشخیص دهد، اختصاص بخشی از نمرهی امتحانی به این تکالیف منطقی و عادلانه به نظر نمیرسد.
از طرفی، دانشآموز تلاشگر وقتی میبیند نمرهاش با نمرهی همکلاسیهایی که در کوتاهترین مدت پاسخی را رونویسی کردهاند یکسان است، دچار یأس و سرخوردگی میشود و ممکن است او هم سراغ راه میانبر برود.
از سویی دیگر، پاسخهای همیشه آماده، امکان رشد مهارت استدلال را کاهش میدهد. ذهن دانشآموز به چالش کشیده نمیشود و مهارت حل مسئله و تفکر انتقادیاش پرورش نمییابد. در مواردی مثل انشا، تحقیق و گزارشکار هم توان نویسندگی او رو به افول میرود.
راهکار چیست؟ قطعاً پاسخ نمیتواند حذف یا ممنوعیت استفاده از هوش مصنوعی باشد؛ این کار، جدا از اینکه امکانپذیر نیست، در تجربهی موارد دیگر هم به شکست انجامیده و صرفاً پنهانکاری را افزایش داده است.
به نظر میرسد اولین قدم این است که مدرسه واقعیت حضور هوش مصنوعی و دسترسی آسان و همیشگی دانشآموزان به آن را بپذیرد. در این صورت هم میتواند از فواید آن در جهت پیشرفت آموزشی بهره ببرد و هم به دنبال راهحلهای معقول و منطقی برای مشکلات پیش رو باشد.