مرد شکاک، مچ های دست همسرش را که قهرمان مچ اندازی بود برید
دادگاه مرد بدگمانی که همسر جوان خود را کشته بود، در مشهد برگزار شد.
رئیس دادگاه با اشاره به محتویات کیفرخواست پرونده گفت: متهم «اسماعیل-ج» درنزدبازپرس پرونده اظهارداشته است: من دردوران نامزدی به همسرم سوءظن داشتم و احتمال میدادم با کسی رابطه نامتعارف دارد ولی این موضوع را پیگیری نکردم تا این که با هم ازدواج کردیم وحاصل این ازدواج دختری ۴ساله است اما این بدگمانی وقتی شدت گرفت که همسرم (حانیه) به مسافرت رفت. وقتی از سفر به خانه بازگشت درصفحه اینستاگرام تصویری بدون روسری را از او دیدم وتصمیم عجولانهای گرفتم. فرزندم را به خانه یکی از نزدیکانم بردم و به خانهام بازگشتم. سپس به مشاجره لفظی با همسرم پرداختم و درهمان حالت عصبانیت او را روی زمین انداختم و گلویش را آن قدرفشاردادم که تمام کرد. بعد هم کارد قصابی را از روی یخچال برداشتم و مچ هردو دستش را بریدم و بعدهم به روستای رباط سمنگان گریختم تا این که با راهنمایی پدرم خود را تسلیم قانون کردم.
به گزارش روزنامه خراسان، درادامه جلسه رسیدگی به این پرونده جنایی که پانزدهم خرداد سال گذشته در فریمان رخ داد، متهم به قتل۳۳ساله مقابل میزعدالت ایستاد و به سوالات دادگاه پاسخ داد.
آیا قبل ازاین عکس، اختلاف دیگری نیز با هم داشتید؟
بله! چندماه قبل ازآن هم یک شب پیامکی به اشتباه ازگوشی همسرم به گوشی من ارسال شد که قصد داشت برای فرد دیگری بفرستد. به او گفتم: این فرد دیگر کیست؟ ولی همسرم درپاسخ من گفت: من حوصله جر وبحث با شما را ندارم!
متن پیامک چه بود؟
درآن پیامک نوشته بود «رفتم جای تکتم گریه کردم، زندگیام مشکل دارد!» البته تکتم یکی ازدوستان همسرم بود که با هم به سالن مچ اندازی وباشگاه پرورش اندام میرفتند.
آیا به جز این موارد، موضوع نامتعارفی را هم ازهمسرتان دیده بودید؟
نه! ولی پیامک فرستاده، حتما چیزی بوده است.
چرا مچ دستانش راآن گونه بریدید؟
چون خیلی عصبانی بودم!
آیا هیچ توجیه عقلانی وجود دارد که شما با وضع رقت بار واین گونه عمیق مچ دستان همسرتان را ببرید؟
درحالت عصبانیت این کار را انجام دادم.
ولی شما نقاطی ازپیکرهمسرتان را بریدهاید که موجب شهرت او بود؟
عصبانی بودم!
بعد ازقتل کجا رفتید؟
به منزل مادرم رفتم و به اوگفتم زنم را کشته ام! ولی پدرم درخانه نبود.
دخترخردسالت را چه کردی؟
قبل از وقوع حادثه او را به خانه خالهام بردم.
چه زمانی؟
سرشب بود! همسرم یا دانشگاه بود یا اوقاتش را درباشگاه میگذراند. درواقع فرزندم را مادرم بزرگ کرد.
پس چرا او را به خانه خالهات بردی؟
دیگه بردم!
چاقو را ازکجا برداشتی؟
همیشه ۴-۵ چاقو برای قصابی گوسفند روی یخچال میگذاشتیم. آن روزهم کارد قصابی را ازروی یخچال برداشتم.
قتل و صدمات وهمچنین بریدن مچ دستان همسرت را قبول داری؟
بله!
سرش را هم محکم به زمین کوبیدی؟
بله! دوباردرهمان حال عصبانیت سرش را به زمین کوبیدم.
درادامه جلسه رسیدگی به پرونده قتل بانوی قهرمان مچ اندازی، وکیل مدافع متهم نیز با بیان این که تا به حال موکلش ابرازندامت و پشیمانی نکرده است، تلاش کرد تااین جنایت هولناک را به «اعتقاد مهدورالدم» ارتباط دهد اما قضات دادگاه با طرح سوالاتی حقوقی وقضایی این ادعا را به چالش کشیدند. درهمین حال قاضی توضیح داد: صحنهسازی با ادعای خودکشی، فرارازصحنه جنایت، محوآثارجرم، تصمیم قبلی برای ارتکاب قتل، بردن کودک به مکان دیگر، بریدن مچ دستان مقتوله، تسلیم شدن وی بعد ازنصیحت وراهنماییهای پدر، تماس نگرفتن با پلیس۱۱۰ و… با آنچه که «اعتقاد به مهدورالدم» بیان میشود کاملا درتضاد وتقابل است.
بنابراین گزارش، پس از واکاویهای قضایی وتخصصی دراین پرونده جنایی، قضات برجسته دادگاه وارد شورشدند تا رای خود را درمهلت قانونی صادرکنند.