یک اتفاق مبارک در تئاتر شهر
برگزاری بیستویکمین جشنواره بینالمللی تئاتر عروسکی تهران ـ مبارک در تئاتر شهر، فرصتی برای بازخوانی ریشههای مردمی این هنر و پیوند دوباره فرهنگ با زندگی روزمره شهروندان است. افتتاحیه متفاوت این دوره که بدون حضور مسئولان و با محوریت مردم، هنرمندان و کودکان برگزار شد، نشان داد گاهی فاصله گرفتن از تشریفات رسمی و نزدیک شدن به مردم، میتواند به یک رویداد فرهنگی جان تازهای ببخشد؛ بهویژه در روزهایی که جامعه با بحرانها و دشواریهای اقتصادی و اجتماعی روبهروست.
فرارو- حمیدرضا کاظمیپور؛ در روزهایی که تئاتر شهر میزبان بیستویکمین جشنواره بینالمللی تئاتر عروسکی تهران ـ مبارک است، باید این رویداد را به فال نیک گرفت؛ چراکه عروسک و عروسکگردانی، ریشهای به بلندای تاریخ این سرزمین دارد و همواره از دل مردم برخاسته است. برگزاری چنین رویدادی در قلب فرهنگی پایتخت، فرصتی ارزشمند برای بازخوانی بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی ایرانیان است؛ هویتی که در گذر قرنها، با قصهها، آیینها، نمایشها و روایتهای مردمی زنده مانده و همچنان ظرفیت آن را دارد که با نسل امروز سخن بگوید.
عروسکها از دیرباز در آیینها، رسوم، قصهها، افسانهها و پیشینه اقوام ایرانی نقشی پررنگ داشتهاند. آنها در کنار عنصر سرگرمکنندگی، گاهی زبان پویای مردم عصر خویش بودهاند؛ گاهی زبانشان اعتراضی بوده، گاهی حافظه جمعی و گاهی پلی برای انتقال حکایتها، قصهها، مثلها و روایتها از نسلی به نسل دیگر. در بسیاری از سنتهای نمایشی ایران، عروسک تنها وسیلهای برای نمایش نبوده است؛ بلکه به ابزاری برای بازتاب زندگی، بیان دغدغههای اجتماعی، روایت آرزوها و حتی نقد مناسبات قدرت تبدیل شده است. عروسک، با ظاهر ساده و گاه کودکانه خود، همواره این توانایی را داشته است که حرفهایی جدی را با زبانی شیرین، بیواسطه و تأثیرگذار به مخاطب منتقل کند.
آنچه مسلم است، عروسک و عروسکگردانی از دل خود مردم روییده است؛ نه آیینی دستوری داشته، نه زبانی رسمی و ساختاری از پیش تعیینشده. همین ویژگی سبب شده است که این هنر در پیوندی طبیعی با زندگی مردم شکل بگیرد و در حافظه فرهنگی جامعه ماندگار شود. عروسکها در کوچهها، میدانها، جشنها و آیینهای مردمی حضور داشتهاند و در بسیاری از مواقع، پیش از آنکه به صحنههای رسمی راه پیدا کنند، در میان مردم زندگی کردهاند. شاید راز ماندگاری این هنر نیز همین باشد؛ اینکه از تجربه زیسته مردم تغذیه میکند و با زبان خود آنان سخن میگوید. از همین روست که آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.
برگزاری بیستویکمین جشنواره بینالمللی تئاتر عروسکی تهران ـ مبارک در تئاتر شهر را باید فرصتی برای تقویت همین پیوند دیرینه دانست؛ پیوندی میان هنر و زندگی، میان خاطره و امروز و میان هنرمند و مخاطبی که گاه در سالنهای رسمی تئاتر و گاه در فضای باز شهری با هنر مواجه میشود. اهمیت چنین جشنوارهای تنها در تعداد اجراها، حضور گروههای نمایشی یا تنوع عروسکها خلاصه نمیشود؛ ارزش اصلی آن زمانی آشکار میشود که بتواند هنر را از محدوده مخاطبان همیشگی خود فراتر ببرد و امکان مواجهه مستقیم مردم با جهان خیال، خلاقیت و روایت را فراهم کند.
برگزاری این جشنواره در شرایط فعلی جامعه را باید غنیمت شمرد. در روزهایی که مردم عزیز و هنردوست کشور با بحرانهای عظیمی همچون جنگ، تحریم، تهدید و مشکلات معیشتی و اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، روشن نگه داشتن چراغ فرهنگ و هنر، یکی از مهمترین سرچشمههای امید و پایداری اجتماعی است. در چنین شرایطی، هنر نه جایگزین واقعیتهای دشوار زندگی است و نه قرار است رنجهای مردم را انکار کند؛ بلکه میتواند فضایی برای تنفس، گفتوگو، همدلی و بازیابی توان جمعی فراهم آورد. فرهنگ، هنگامی که با زندگی مردم پیوندی واقعی داشته باشد، به نیرویی برای عبور از دشواریها و حفظ امید تبدیل میشود.
روشن ماندن چراغ هنر، نشان میدهد که ریشههای این سرزمین در اعماق تاریخ نهفته است و شکوفههای آن حتی در پاییز نیز جوانه خواهد زد. ملتی که هزاران سال با قصهها، افسانهها، آیینها و روایتهای خود زندگی کرده، میتواند در سختترین روزها نیز راهی برای بازآفرینی امید پیدا کند. تئاتر عروسکی، با همان سادگی ظاهری و قدرت خیالانگیز خود، یادآور این حقیقت است که زندگی فرهنگی یک جامعه را نمیتوان صرفاً با دشواریهای اقتصادی یا بحرانهای سیاسی تعریف کرد. در کنار همه نگرانیها، هنوز میتوان لحظههایی آفرید که خانوادهها کنار یکدیگر بخندند، کودکان شگفتزده شوند و بزرگسالان برای دقایقی جهان را از دریچهای متفاوت ببینند.
عروسکها پیامشان ساده و روشن است: این سرزمین، تاریخی سرشار از امید، رنگ، نور و حکایتهای پندآموز دارد؛ سرزمینی که زبان عروسکهایش، همچون زبان کودکان، زبان صلح، نشاط و آرامش است. این پیام، بهویژه در روزگاری که خشونت، اضطراب و ناامنی بخشهایی از تجربه روزمره انسان معاصر شدهاند، اهمیتی دوچندان پیدا میکند. عروسکها به ما یادآوری میکنند که میتوان با کمترین امکانات، جهانی از معنا و زیبایی آفرید و با زبانی ساده، مخاطبانی از سنین و پیشینههای گوناگون را به یک تجربه مشترک دعوت کرد. این هنر، مرزهای زبانی و نسلی را پشت سر میگذارد و از همین منظر، ظرفیتی ارزشمند برای گفتوگوی فرهنگی و تقویت همبستگی اجتماعی دارد.
اما آنچه این دوره از جشنواره را از منظری دیگر شایسته توجه میکند، شکل برگزاری افتتاحیه آن است؛ افتتاحیهای مردمی که بدون حضور مسئولان برگزار شد و بهجای آنکه محور اصلی خود را بر تشریفات رسمی، سخنرانیهای متعارف و آیینهای اداری قرار دهد، مردم، هنرمندان، کودکان و عروسکها را در مرکز توجه نشاند. این انتخاب را باید اتفاقی مبارک و واجد معنایی فرهنگی دانست. گاهی هنر برای آنکه به رسالت اصلی خود نزدیکتر شود، به تشریفات کمتر و ارتباط انسانی بیشتری نیاز دارد. گاهی حذف فاصلههای رسمی، بیش از افزودن برنامههای پرطمطراق میتواند به یک رویداد فرهنگی جان ببخشد.
افتتاحیه مردمی این جشنواره نشان داد که میتوان آغاز یک رویداد مهم هنری را نه صرفاً با حضور چهرههای رسمی، بلکه با حضور واقعی مردم معنا کرد. در چنین الگویی، مردم تماشاگرانی حاشیهای نیستند که برای مشاهده یک مراسم از راه برسند؛ آنان بخشی از خود رویداد هستند و حضورشان به فضا معنا میبخشد. هنرمند در کنار مخاطب قرار میگیرد، کودک میتواند بیواسطه با عروسک ارتباط برقرار کند و خانوادهها بدون نیاز به آشنایی قبلی با فضای تخصصی تئاتر، خود را در قلب یک تجربه هنری بیابند. این همان لحظهای است که هنر از محدوده سالن و صحنه فراتر میرود و به تجربهای زنده در فضای عمومی شهر تبدیل میشود.
در این میان، محوطه تئاتر شهر یک بعدازظهر جذاب و بدیع را تجربه کرد؛ بعدازظهری که در آن، فضای آشنای پیرامون یکی از مهمترین بناهای فرهنگی کشور، حالوهوایی متفاوت به خود گرفت. حضور مردم، کودکان، هنرمندان و عروسکها، تصویری تازه از امکان زیست فرهنگی در فضای شهری ارائه کرد. محوطهای که در روزهای عادی محل عبور شهروندان، رفتوآمد مخاطبان تئاتر و مواجهه روزمره با زندگی پرشتاب پایتخت است، این بار به عرصهای برای مکث، تماشا، شادی و مشارکت تبدیل شد. این تغییر حالوهوا، تنها یک اتفاق زیبا و گذرا نبود؛ بلکه تجربهای قابل تأمل از ظرفیت فضای عمومی برای میزبانی از هنر و ایجاد ارتباط میان گروههای مختلف اجتماعی به شمار میآمد.
تئاتر شهر، بهعنوان یکی از کانونهای اصلی هنرهای نمایشی ایران، از جایگاهی برخوردار است که مسئولیت آن را فراتر از میزبانی اجراهای صحنهای قرار میدهد. این مجموعه میتواند در کنار فعالیت حرفهای خود، بستری برای شکلگیری تجربههای تازه فرهنگی، ارتباط نزدیکتر با شهروندان و بازتعریف رابطه هنر با فضای عمومی باشد. افتتاحیه مردمی جشنواره عروسکی از این منظر اهمیت دارد که نشان میدهد محوطه تئاتر شهر نیز میتواند بخشی زنده از تجربه هنری مخاطب باشد؛ فضایی که در آن، تئاتر پیش از ورود به سالن آغاز میشود و ارتباط با هنر، به خرید بلیت و نشستن در جایگاه تماشاگر محدود نمیماند.
برگزاری افتتاحیهای با این رویکرد، همچنین میتواند الگویی برای سایر رویدادهای فرهنگی باشد. تجربه نشان میدهد که مشارکت واقعی مردم، زمانی شکل میگیرد که برنامهها به زبان آنان نزدیک شوند و امکان حضور و تجربه مستقیم را فراهم آورند. رویداد فرهنگی موفق، الزاماً رویدادی نیست که بیشترین تشریفات یا پرشمارترین سخنرانیها را داشته باشد؛ گاه یک بعدازظهر صمیمی، یک اجرای خلاقانه و فرصتی برای کنار هم قرار گرفتن خانوادهها و هنرمندان، تأثیری ماندگارتر از مجموعهای از برنامههای رسمی برجای میگذارد. البته مردمی بودن یک افتتاحیه نیز نباید تنها به شکل ظاهری آن محدود بماند؛ استمرار این رویکرد و فراهم کردن امکان دسترسی برابر گروههای مختلف جامعه به برنامههای فرهنگی است که به آن اعتبار و دوام میبخشد.
در پایان باید گفت این اتفاق مبارک، زمانی به معنای واقعی خود نزدیک میشود که جشنواره از سطح یک نمایش صرف فراتر رود. تئاتر عروسکی ایران، با پشتوانه خیمهشببازی، نمایشهای آیینی و سنتی، روایتهای عامیانه و تجربههای تازه صحنهای، ظرفیتی است که میتواند هم گذشته را حفظ کند و هم با زبان امروز گفتوگو کند. حمایت از هنرمندان این عرصه، فراهم کردن فضای اجرای عمومی، توجه به پژوهش و آموزش و ایجاد فرصت برای حضور مستمر تئاتر عروسکی در زندگی فرهنگی مردم، شرط زنده ماندن این چراغ است.
از سوی دیگر، تجربه افتتاحیه مردمی در محوطه تئاتر شهر میتواند نقطه آغازی برای توجه بیشتر به ظرفیت فضاهای عمومی در برنامهریزی فرهنگی باشد. اگر این تجربه به رویکردی پایدار تبدیل شود، میتوان امیدوار بود که محوطه تئاتر شهر در مناسبتهای مختلف، میزبان رویدادهایی باشد که هنر را به زندگی روزمره مردم نزدیکتر میکنند و فرصت مشارکت نسلهای مختلف را فراهم میآورند. در چنین مسیری، تئاتر شهر نهفقط محل اجرای نمایش، بلکه فضایی برای شکلگیری خاطره جمعی، گفتوگوی اجتماعی و تجربه مشترک زیبایی خواهد بود.
بیتردید، یکی از ارزشمندترین دستاوردهای این افتتاحیه آن بود که نشان داد برای برگزاری یک رویداد فرهنگی اثرگذار، همیشه به حضور پررنگ مسئولان و تشریفات رسمی نیاز نیست. گاهی کافی است میدان به مردم و هنرمندان سپرده شود تا خود، معنای رویداد را بسازند. بعدازظهر جذاب و بدیعی که محوطه تئاتر شهر با حضور کودکان، عروسکها، هنرمندان و شهروندان تجربه کرد، یادآور همین حقیقت بود: هنر زمانی بیشترین تأثیر را میگذارد که از مردم برخیزد، در کنار مردم شکل بگیرد و دوباره به زندگی مردم بازگردد.
این اتفاق مبارک را باید به فال نیک گرفت؛ هم به اعتبار ریشههای عمیق هنر عروسکی در فرهنگ ایرانی و هم به دلیل انتخاب رویکردی مردمی برای آغاز جشنواره. امید آنکه چراغ تئاتر عروسکی، در کنار دیگر شاخههای هنرهای نمایشی، همواره روشن بماند و تئاتر شهر نیز با تداوم چنین تجربههایی، بیش از پیش به خانهای برای هنر، مردم، کودکان و امید تبدیل شود.