بیانیه محمد خاتمی درباره اوضاع جاری بینالمللی و ملی
محمد خاتمی در بیانیه ای نوشت: تردیدی نیست که به حکم تدبیر، باید بیش و پیش از هر چیز نگران ایران و مسائل و مشکلات مردم بود و در کنار تأکید بر مقاومت شجاعانه، بر پیشبرد راهکارهای افقگشای سیاسی تمرکز یافت.
محمد خاتمی در بیانیهای با اشاره به پیامدهای جنگ، تحریم و محاصره بر زندگی مردم، بر ضرورت تمرکز بر راهکارهای سیاسی برای خروج از وضعیت بحرانی تأکید کرد.
او همچنین اظهارات وزیر خارجه آمریکا درباره برخورد تمدنهای ایران و یونان را فاقد اعتبار علمی و وجاهت سیاسی دانست و نوشت این سخنان برای توجیه تجاوزگریهای امروز در پوشش تقابلهای تاریخی و تمدنی مطرح میشود.
متن بیانیه محمد خاتمی درباره اوضاع جاری بینالمللی و ملی به شرح زیر است:
«ایران عزیز در این ایام با یکی از پیچیدهترین گذرگاههای تاریخ پرشکوهش روبهروست. جنگی نابرابر و ناعادلانه از سوی دولت آمریکا و رژیم اسرائیل بر همه شئون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی، علمی و صنعتی کشور تحمیل شده و تنگناها و بحرانهای درهمتنیده ناشی از محاصره، تحریم و تحدید، زندگی روزمره و حتی معیشت حداقلی ایرانیان شریف و نجیب را به مخاطره انداخته است. تردیدی نیست که به حکم تدبیر، باید بیش و پیش از هر چیز نگران ایران و مسائل و مشکلات مردم بود و در کنار تأکید بر مقاومت شجاعانه، بر پیشبرد راهکارهای افقگشای سیاسی تمرکز یافت.
انتظار وقوع جنگ ویرانگر دیگر، حتی اگر واقعی نباشد، و یا تداوم وضعیتی بحرانی و نامشخص در کشور، زندگی واقعی و دنیای ذهنی جامعه را فرسوده میکند و تابآوری و توان ملت را در برابر حوادث مختلف کاهش میدهد. پس باید خروج از این وضع فرساینده و بحرانزا را مبنای همت و همبستگی همه ارکان نظام، جریانهای سیاسی و مدنی دلبسته ایران و آحاد ملت قرار داد و دولت محترم را در شکستن بنبستهای کنونی و گشودن افقهای جدید برای سربلندی ایران یاری کرد.
من بنا به تجربه اندکی که در خدمتگزاری به ملت شریف ایران دارم، احساس میکنم که در کنار آنچه بر سفره زندگی امروز مردم میگذرد، تهدیدهای بزرگتری فردای ما و دنیای پیرامون ما را فرا گرفته است. روزی دعوت به «گفتوگوی تمدنها» با نام ایران تبدیل به رویکردی جهانی و رسمی شد، اما اکنون در میانه جنگهای پردامنه و تجاوزهای آشکاری که مدام قربانیان مشهود و نامشهود میگیرد، سخن از «جنگ تمدنها» به میان میآید و این نشانه جدیدی از تشدید بحرانهای جهانی و منطقهای است.
وزیر امور خارجه آمریکا اخیراً در آتن برای تبار دادن تاریخی به جنگافروزیها و زیادهخواهیهای امروز دولت خود، سخن از برخورد تمدنهای کهن ایران و یونان به میان آورده است؛ سخنی که نه اعتبار علمی دارد و نه وجاهت سیاسی، و تنها میخواهد تجاوزگریهای امروز را در پوششی از تقابلهای موهوم تاریخی و تمدنی توجیه کند.
ایران تنها یک نام جغرافیایی نیست، بلکه خاستگاه قدیمیترین مدنیتهای تاریخ بشر است؛ سرزمینی که نه تنها در درون خود، بلکه در گفتوگوهای تاریخی با یونان و دیگر تمدنهای کهن، پیوسته علم، فلسفه، فرهنگ و هنر را تولید، تقویت و مبادله کرده است. پس آنان که امروز پرچمدار تهدید و جنگ تمدنها هستند، نمیتوانند در برابر ایران داعیهدار اندیشه، عدالت، آزادی و حقوق انسانی باشند.
آمریکا کشور بزرگی است و به ملت آن، همچون همه ملتها، باید احترام گذاشت؛ اما نمیتوان از تهدید سیاستهای جهانی و شیوه حکمرانی بر آن کشور غافل شد؛ شیوه و رویهای که بزرگترین حاصل و هدیه آن برای ایران و بسیاری از کشورهای جهان، کودتا، تجاوز و غارت سرمایههای مادی و معنوی بوده و هست. اعمال بزرگترین جنایتها و زشتترین موارد نقض قوانین بینالمللی و پایمال کردن حقوق ملت ایران با همدستی رژیم انسانستیز اسرائیل در سالهای اخیر و در تجاوزهای آشکار، شاهد این مدعاست. پیکرهای قطعهقطعهشده ۱۷۰ کودک دبستانی، هزاران شهروند بیگناه و برجستهترین رهبران، دانشمندان، فرماندهان و فرزندان خدمتگزار، در ادامه و گسترش تحریمهای ظالمانه و محاصرههای غیرانسانی به چه معناست؟ و در برابر آن، بر مقاومت حماسی مردم و مدافعان میهن چه نامی مینهند؟
البته باید بدانیم که این صدای گوشخراش حاکمیت آمریکا، اگرچه بلند است، اما صدای واقعی ملت و نخبگان آمریکا و صدای نظم جهان پیشرو نیست. صدای گفتوگو، صلح، امنیت پایدار و توسعه همهجانبه، صدایی است که هرچند هنوز در عالم سیاست به سادگی شنیده نمیشود، اما در جهان بشری امیدهای تازهای آفریده است؛ صدای دفاع از مظلومیت مردم غزه، صدای طرد، انزوا و محکومیت اسرائیل، و صدای فروریختن اعتبار و اقتدار رئیس دولت آمریکا اکنون چنان فراگیر شده که قابلیت انکار ندارد.
تصویر بههمپیوستهای که اخیراً رئیسجمهور چین از ضرورتهای پیشروی جهان ترسیم میکند، شاهد دیگری بر این مدعاست. در نگاه چین، چهار موضوع اصلی بشر — توسعه و فناوری، صلح و امنیت، گفتوگوی تمدنها، و اصلاح حکمرانی جهانی — از یکدیگر جداناپذیرند.
اکنون وظیفه ما چیست؟ روشن است که باید در پی چاره و تدبیر برای دور کردن سایه جنگ و تجاوز از کشور، دفاع از منافع و امنیت ملی، تأمین معیشت مردم و تحقق توسعه پایدار برای ایران بود.
من در میانه این جنگافروزیها و ادعاهای تمدنی موهوم، از همه صاحبان اندیشه و دانش، نخبگان سیاسی و مدنی و عموم شهروندان که دل در گرو ایران دارند، خاضعانه میخواهم که تمامیت سرزمینی، تاریخی و تمدنی ایران را در کانون رویکردها و راهکارهای اندیشهای و سیاستی خود قرار دهند و صدای این خواسته و اراده ملی را به همه سطوح و ظرفیتهای گفتوگویی در تمامی عرصههای ملی و بینالمللی برسانند. امروز هر روایت واقعی تمدنی و هر صدای خردورزانه سیاسی، میدانی مؤثر برای حفظ و دفاع از ایران و گشودن افقهای تازه برای سربلندی و فرداهای روشن این مرزوبوم است. »