نقد فیلم سینمایی «حیوانات»؛ راز ناکامی فیلم پر سر و صدای بن افلک
فیلم سینمایی «حیوانات» با وجود ایدهای که در ظرفیت خلق یک تریلر پرتعلیق دارد در پرداخت شخصیتها، فضاسازی بصری و غافلگیریهای داستانی به نتیجهای معمولی میرسد.
فرارو- اکران فیلم سینمایی «حیوانات» به کارگردانی بن افلک در سینماهای جهان آغاز شده است؛ تریلری جنایی که داستان آدمربایی پسر یک وکیل ثروتمند را با رقابتهای سیاسی و رازهای زندگی خانوادگی او گره میزند.
به گزارش فرارو، فیلم با تکیه بر ایدهای درباره تقابل قدرت، اخلاق و منافع شخصی موقعیتی پرتنش را شکل میدهد اما در عمل، آنطور که انتظار میرود، از ظرفیت این داستان برای خلق تعلیق و پرداختن به پیچیدگیهای شخصیتها استفاده نمیکند.
داستان فیلم درباره وکیل ثروتمندی به نام «مارک کیمبال» است که قصد دارد وارد رقابت انتخابات شهرداری شود. او تصویری حسابشده از خود به نمایش گذاشته است؛ مردی که ظاهرا زندگی معمولی دارد اما پشت این ظاهر واقعیت پیچیدهتری پنهان شده است. با ربوده شدن پسرش و درخواست هفت میلیون دلار باج، زندگی شخصی و آینده سیاسی او در معرض تهدید قرار میگیرد.
ماجرا زمانی پیچیدهتر میشود که این احتمال مطرح میشود که پسر ربودهشده شاید فرزند خانواده دیگری باشد. همین ابهام میتواند مسیر داستان را تغییر دهد و پرسشهایی درباره هویت، مسئولیت و مرزهای اخلاقی شخصیتها ایجاد کند. از سوی دیگر، موقعیت سیاسی مارک به ماجرا بُعد دیگری میبخشد؛ او باید همزمان با بحرانی خانوادگی دستوپنجه نرم کند و تصویری را حفظ کند که برای ورود به عرصه سیاست ساخته است.
با این حال، «حیوانات» نمیتواند از این موقعیت اولیه برای خلق تعلیقی ماندگار استفاده کند. فیلم در بخشهایی با چرخشهای داستانی تلاش میکند مسیر روایت را پیچیدهتر کند، اما این تغییرات همیشه به افزایش تنش یا عمیقتر شدن ماجرا منجر نمیشوند. در نتیجه، داستانی که میتوانست مخاطب را تا پایان درگیر نگه دارد، گاهی به مجموعهای از اتفاقات قابل پیشبینی تبدیل میشود
ایده مرکزی فیلم به نظر جذاب میآید؛ سیاستمداری که برای رسیدن به قدرت حاضر است که هر هزینهای بپردازد و آیا از این فاجعه خانوادگی به عنوان راهی برای رسیدن به پیروزی در انتخابات استفاده میکند؟ مشکل این جاست که «حیوانات» به جای پرداختن جدی به این پرسش اغلب به موقعیتهای زودگذر و ثانیهای اکتفا میکند.
چرا «حیوانات» بن افلک به یک تریلر جنایی معمولی تبدیل میشود؟
نقطه قوت فیلم بازی «بن افلک» در نقش «مارک» است. او در ابتدا سیاستمداری خونسرد و حسابگر که در ابتدای فیلم برای هر موقعیتی پاسخی آماده دارد. با این حال تصویرش به تدریج فرو میریزد و استیصال و درماندگیاش هر لحظه بیشتر میشود.
یکی از مشکلات اساسی «حیوانات» نداشتن هویت بصری است. نماهای رفت و برگشتی میان شخصیتها و قاببندیها فیلم را به اثری شبیه به تولیدات تلویزیونی تبدیل میکند. در واقع فیلم نه از نظر میزانسن و نه از نظر حرکت دوربین امضای مشخص دارد.
در عین حال شخصیتها به ابزاری برای پیشبرد داستان تبدیل میشوند تا انسانهایی با انگیزههای واقعی. فیلم اطلاعاتی در مورد کاراکترها ارائه نمیدهد و بازیگران نیز فرصت چندانی برای نشان دادن تواناییها پیدا نمیکنند. در واقع «حیوانات» به اثری تبدیل میشود که انگار برای تماشای بیدردسر انتخاب شده و ذهن مخاطب را درگیر نمیکند. اتفاقات به راحتی قابل پیشبینی است و به ندرت نیاز به توجه برای فکر کردن دارد.
در اینجا آنچه جلب توجه میکند شباهت به فیلم «بهشت و دوزخ» آکیرا کوروساوا است. در هر دو فیلم آدم ربایی به بحران تبدیل شده و شخصیت اصلی ناچار است میان منافع خود و مسئولیتی که دارد تصمیم بگیرد. با این حال کیفیت دو اثر از زمین به آسمان است. درواقع مشکل اصلی این است که «حیوانات» از دل یک ایده مشابه تصویری قدرتمند نشان نمیدهد.
در نهایت فیلم «حیوانات» یک شکست تمام عیار نیست اما اثری که بیش از هر چیز فرصتهای از دست رفتهاش را یادآور میشود.