ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۸۸۶۶

نبرد تازه آمریکا و چین بر سر قدرت جهانی

دام مدل‌های چینی

دام مدل‌های چینی

آمریکا در توسعه پیشرفته‌ترین مدل‌های هوش مصنوعی همچنان برتری محدودی دارد، اما چین با عرضه مدل‌های ارزان‌تر و دارای وزن‌های باز، به‌دنبال گسترش نفوذ جهانی و افزایش بهره‌وری اقتصادی است. درحالی‌که واشنگتن بر دستیابی به هوش مصنوعی عمومی تمرکز دارد، پکن کاربردهای صنعتی این فناوری را دنبال می‌کند. بنابراین، پیروزی نهایی صرفاً به قدرت مدل‌ها وابسته نیست، بلکه به بهره‌وری اقتصادی و نفوذ ژئوپلیتیکی نیز بستگی دارد.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- راوی آگراوال، تحلیلگر ارشد و ستون نویس نشریه فارن پالیسی

به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، در رقابت هوش مصنوعی، آمریکا فعلاً در توسعه پیشرفته‌ترین مدل‌ها برتری محدودی دارد، اما چین می‌تواند با گسترش کاربردهای این فناوری و عرضه مدل‌های در دسترس‌تر، نفوذ جهانی خود را افزایش دهد. تفاوت نگاه دو کشور به معنای پیروزی، آینده این رقابت راهبردی را پیچیده‌تر کرده است.

رقابت واشنگتن و پکن در حوزه هوش مصنوعی، فراتر از ساخت مدل‌های پیشرفته‌تر، به مسئله‌ای درباره قدرت اقتصادی، نفوذ ژئوپلیتیکی و آینده نظم جهانی تبدیل شده است. دولت آمریکا برای حفظ برتری خود در این حوزه، از تنظیم مقررات سخت‌گیرانه پرهیز می‌کند؛ زیرا نگران است محدودیت‌ها فرصت پیشی‌گرفتن چین را فراهم کند. بااین‌حال، پرسش اصلی این است که برنده این رقابت چگونه تعیین می‌شود: تولید قدرتمندترین مدل‌ها، گسترش هوش مصنوعی در اقتصاد یا دستیابی به برتری راهبردی پایدار؟

برتری محدود آمریکا در مدل‌های پیشرفته

مت شیهن، پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی بر این باور است که آمریکا در توسعه پیشرفته‌ترین مدل‌های هوش مصنوعی از جمله محصولات شرکت‌هایی مانند اوپن‌ای‌آی و آنتروپیک، همچنان پیشتاز است؛ اما این فاصله چندان زیاد نیست. برآوردهای مطرح‌شده در این حوزه نشان می‌دهد که فاصله توانمندی مدل‌های آمریکایی و چینی حدود شش تا نه ماه است. به بیان دیگر، مدل‌های چینی ممکن است ظرف چند ماه به سطح توانمندی مدل‌های آمریکایی برسند.

علت نزدیک‌شدن چین به آمریکا همچنان محل بحث است. میزان نقش نسخه‌برداری از مدل‌های آمریکایی، انتقال توانمندی‌ها و کیفیت پژوهش‌های مستقل چین به‌طور قطعی مشخص نیست. درعین‌حال، هنوز نمی‌توان با اطمینان گفت کدام کشور در زمینه استفاده گسترده از هوش مصنوعی در اقتصاد پیشتاز است. تأثیر این فناوری بر رشد اقتصادی، کشف دارو و پژوهش‌های علمی به زمان نیاز دارد و داده‌های موجود برای مقایسه جامع دو کشور کافی نیست.

آیا دستیابی به هوش مصنوعی عمومی به معنای پیروزی است؟

در بخش‌هایی از صنعت فناوری آمریکا، رقابت بر سر دستیابی به هوش مصنوعی عمومی و سپس هوش مصنوعی فرابشری تعریف می‌شود. هوش مصنوعی عمومی به سامانه‌ای اشاره دارد که بتواند طیف گسترده‌ای از وظایف انسانی را انجام دهد؛ درحالی‌که هوش مصنوعی فرابشری از توانایی فراتررفتن از انسان در تقریباً همه وظایف برخوردار خواهد بود.

یکی از مراحل مورد توجه در این مسیر، «بهبود خودکار بازگشتی» است؛ وضعیتی که در آن یک مدل هوش مصنوعی بتواند به ساخت نسل بعدی خود کمک کند و این فرایند با سرعت فزاینده ادامه یابد. طرفداران این دیدگاه معتقدند کشوری که زودتر به چنین مرحله‌ای برسد، ممکن است به برتری راهبردی تعیین‌کننده‌ای دست یابد و مزایایی پایدار در حوزه‌های نظامی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی کسب کند.

اظهارات اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، مبنی بر اینکه در صورت پیروزی چین در این رقابت «هیچ چیز دیگری اهمیت نخواهد داشت»، بازتابی از همین نگرانی است. بااین‌حال، این دیدگاه همچنان محل اختلاف است. دستیابی به مدل‌های قدرتمندتر لزوماً به معنای بی‌اهمیت‌شدن سلاح‌های هسته‌ای یا دیگر توانمندی‌های دفاعی نیست.

در جامعه علمی نیز درباره زمان دستیابی به هوش مصنوعی عمومی اجماع وجود ندارد. برخی پژوهشگران آن را پدیده‌ای دور از دسترس می‌دانند، درحالی‌که گروهی دیگر از احتمال تحقق آن طی یک تا سه سال آینده سخن می‌گویند. با وجود تداوم اختلاف‌نظرها، پیشرفت مدل‌ها در انجام وظایف متنوع، از حل مسائل ریاضی تا برنامه‌نویسی و نگارش متون تخصصی، این احتمال را جدی‌تر کرده است.

تفاوت راهبرد پکن و واشنگتن

در آمریکا، بخش مهمی از صنعت هوش مصنوعی بر دستیابی سریع به مدل‌های عمومی و پیشرفته تمرکز دارد؛ اما در چین، توجه بیشتری به گسترش کاربردهای این فناوری در کل اقتصاد دیده می‌شود. دولت چین بیشتر به این مسئله توجه دارد که چگونه هوش مصنوعی می‌تواند بهره‌وری اقتصادی و توان صنعتی کشور را افزایش دهد.

این تفاوت تا حدی به محدودیت‌های محاسباتی چین نیز مربوط می‌شود. توسعه مدل‌های پیشرفته به توان پردازشی گسترده نیاز دارد و شرکت‌هایی که با محدودیت در این زمینه روبه‌رو هستند، ممکن است به‌جای رقابت مستقیم برای ساخت قدرتمندترین مدل، بر افزایش بهره‌وری و کاربردهای عملی تمرکز کنند. البته در چین نیز برخی شرکت‌های نوپا به الگوی سیلیکون‌ولی نزدیک‌اند، اما فوریت دستیابی به هوش مصنوعی عمومی در این کشور کمتر از آمریکا به نظر می‌رسد.

مدل‌های چینی و رقابت بر سر نفوذ جهانی

یکی از تفاوت‌های مهم دو کشور به شیوه عرضه مدل‌های هوش مصنوعی مربوط می‌شود. شرکت‌های آمریکایی عمدتاً از مدل‌های اختصاصی استفاده می‌کنند که دسترسی به آن‌ها معمولاً مستلزم پرداخت هزینه است. در مقابل، برخی شرکت‌های چینی مدل‌هایی با وزن‌های باز عرضه می‌کنند که کاربران دارای توان فنی می‌توانند آن‌ها را دریافت، اجرا و متناسب با نیازهای خود تغییر دهند؛ هرچند استفاده از این مدل‌ها همچنان به منابع محاسباتی نیاز دارد.

این رویکرد می‌تواند برای کشورهای درحال‌توسعه جذاب باشد؛ زیرا بسیاری از شرکت‌ها و کاربران در این کشورها توان پرداخت هزینه خدمات پیشرفته آمریکایی را ندارند. برای مثال، یک شرکت نوپا در اندونزی ممکن است به‌جای پرداخت هزینه بالای استفاده از مدل‌های آمریکایی، مدلی چینی را انتخاب کند و در برابر هزینه کمتر، از بخشی از توانمندی‌های پیشرفته صرف‌نظر کند.

اگر کشورهای ثروتمند بیشتر از مدل‌های آمریکایی و کشورهای درحال‌توسعه بیشتر از مدل‌های چینی استفاده کنند، رقابت دو قدرت ممکن است دو نتیجه متفاوت داشته باشد: شرکت‌های آمریکایی درآمد بیشتری کسب کنند، درحالی‌که شرکت‌های چینی از طریق گسترش محصولات خود، بر افکار عمومی، گفتمان فناوری و نفوذ سیاسی در بخش وسیع‌تری از جهان تأثیر بگذارند.

در مجموع، رقابت هوش مصنوعی آمریکا و چین تنها مسابقه‌ای برای ساخت قدرتمندترین مدل نیست. آمریکا فعلاً در توانمندی‌های پیشرفته برتری محدودی دارد، اما چین می‌تواند از طریق گسترش کاربردها و دسترسی گسترده‌تر به مدل‌ها، جایگاه جهانی خود را تقویت کند. در چنین شرایطی، پیروزی نهایی نه‌فقط به توان فنی، بلکه به میزان بهره‌گیری اقتصادی، نفوذ جهانی و توانایی مدیریت خطرات این فناوری بستگی خواهد داشت.

تبلیغات
نویسنده : راوی آگراوال
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات