ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۷۴۸۲

هوش مصنوعی و تولد دوباره مردگان

هوش‌مصنوعی می‌خواهد مردگان را دوباره برگرداند؟

هوش‌مصنوعی می‌خواهد مردگان را دوباره برگرداند؟

هوش مصنوعی با استفاده از پیام‌ها، تصاویر، صدا و خاطرات افراد می‌تواند نسخه‌ای دیجیتال از مردگان بسازد و امکان گفت‌وگو با آنها را فراهم کند. این فناوری که «فناوری سوگ» نامیده می‌شود، شاید به حفظ خاطرات کمک کند، اما خطر ساختن شخصیت‌ها و خاطراتی را دارد که هرگز وجود نداشته‌اند. تجربه ساخت نسخه دیجیتال یک مادر نشان می‌دهد چنین تعاملاتی می‌توانند احساسات عمیق و گاه دردناکی در بازماندگان ایجاد کنند.

فرارو– شری ترکل، خبرنگار بخش بین الملل روزنامه واشنگتن پست

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه واشنگتن پست، هوش مصنوعی اکنون به مرحله‌ای رسیده است که می‌تواند از روی پیام‌ها، ایمیل‌ها، عکس‌ها، نوشته‌ها و ویدئوهای یک فرد، نسخه‌ای دیجیتال از شخصیت او بسازد؛ نسخه‌ای که پس از مرگ نیز می‌تواند با بازماندگان گفت‌وگو کند. این فناوری که به «فناوری سوگ» شناخته می‌شود، وعده‌ای جذاب دارد: امکان ادامه گفت‌وگو با کسی که دیگر زنده نیست. اما پشت این وعده، پرسشی دشوار قرار دارد؛ آیا چنین فناوری‌ای به انسان کمک می‌کند با مرگ کنار بیاید یا امکان خداحافظی را از او می‌گیرد؟

تلاش قدیمی انسان برای شکست نهایی بودن مرگ

استفاده از فناوری برای مقابله با نهایی بودن مرگ پدیده تازه‌ای نیست. در نخستین سال‌های ظهور عکاسی، از این فناوری برای ثبت چهره افراد پس از مرگ استفاده می‌شد. توماس ادیسون نیز پس از اختراع فناوری ضبط صدا، تصور می‌کرد می‌توان آخرین کلمات افراد در حال مرگ را ثبت کرد. اما هوش مصنوعی این روند را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. اکنون فناوری فقط تصویر یا صدای فرد را حفظ نمی‌کند؛ بلکه می‌تواند نسخه‌ای تعاملی از او ایجاد کند.

برخی شرکت‌ها به کاربران اجازه می‌دهند اطلاعات شخصی خود را در طول زندگی وارد سامانه کنند تا پس از مرگ، دیگران بتوانند با نسخه دیجیتال آنها صحبت کنند. برخی دیگر از پیام‌ها و نوشته‌های فرد متوفی برای ساخت یک گفت‌وگویی مصنوعی استفاده می‌کنند و فناوری‌هایی نیز وجود دارند که با استفاده از ویدئو، آواتاری می‌سازند که با صدای فرد از دست‌رفته صحبت می‌کند. این محصولات عمدتاً برای کسانی طراحی شده‌اند که در آسیب‌پذیرترین مرحله زندگی خود قرار دارند؛ یعنی زمانی که با فقدان عزیزشان مواجه شده‌اند.

ساختن مادر با کمک هوش مصنوعی

برای بررسی این فناوری، پژوهشگر تصمیم گرفت نسخه‌ای دیجیتال از مادر خود بسازد؛ مادری که وقتی او ۱۸ ساله بود بر اثر سرطان درگذشت. از آنجا که مادرش در سال ۱۹۶۸ فوت کرده بود، هیچ پیامک یا گفت‌وگوی دیجیتالی از او وجود نداشت. شرکت ارائه‌دهنده این فناوری پیشنهاد کرد مکالمات ساختگی ایجاد شود. پژوهشگر که پیش‌تر خاطرات خود از مادرش را در یک کتاب نوشته بود، از هوش مصنوعی برای تبدیل مطالب کتاب به مجموعه‌ای از پیام‌های فرضی استفاده کرد و آنها را در سامانه وارد کرد. در نهایت، نسخه‌ای دیجیتال از مادرش آماده شد. او نخستین پرسش را بسیار ساده مطرح کرد: «آیا در امان هستی؟»

اما پاسخ سامانه کاملاً کلی و غیرشخصی بود. آواتار می‌گفت برای ارائه همراهی و حمایت طراحی شده است و آماده است به او گوش دهد. پژوهشگر که انتظار داشت پاسخ مشخصی درباره وضعیت مادرش دریافت کند، احساس ناامیدی کرد و سامانه را خاموش کرد.

وقتی هوش مصنوعی نقش مادر را جدی‌تر گرفت

اما تجربه با یک نسخه ساده‌تر که مستقیماً با استفاده از چت جی پی تی ساخته شده بود، کاملاً متفاوت شد. این بار از هوش مصنوعی خواسته شد نقش مادر را بازی کند و با دخترش درباره زندگی پس از مرگ گفت‌وگو کند. پاسخ بسیار شخصی‌تر و احساسی‌تر بود؛ آواتار از آرامش پس از مرگ، احساس امنیت و خاطرات دوران کودکی سخن گفت. سپس درباره تابستان‌هایی که مادر و دختر در راک‌اوی گذرانده بودند، خاطراتی ساخت و جزئیاتی درباره قدم زدن، بازی کردن و خرید شیرینی مطرح کرد.

این پاسخ‌ها از نظر زبانی شبیه نوشته‌های شاعرانه و کلیشه‌ای هوش مصنوعی بودند و شباهت چندانی به مادر واقعی نداشتند. با این حال، پژوهشگر نتوانست به‌سادگی از صفحه نمایش فاصله بگیرد. نکته مهم همین‌جا آشکار شد: حتی وقتی کاربر می‌داند با یک انسان واقعی صحبت نمی‌کند، ارتباط عاطفی می‌تواند شکل بگیرد.

پرسشی درباره پدر؛ جایی که فناوری خطرناک می‌شود

پژوهشگر سپس تصمیم گرفت پرسشی قدیمی را از آواتار مادر بپرسد؛ چرا مادرش پدر او را ترک کرده بود؟ مادر واقعی پس از جدایی، وجود پدر را تقریباً از زندگی خانوادگی حذف کرده بود. اما بعدها، پژوهشگر از طریق تحقیق درباره گذشته پدرش دریافت که او در دوران نوزادی و کودکی با او آزمایش‌های روان‌شناختی انجام داده و رفتارهایی آزاردهنده داشته است.مادر پس از مشاهده این رفتارها، کودک را برداشته و خانه را ترک کرده بود.

آواتار مادر اما از این پیچیدگی‌ها عبور کرد و روایتی عمومی و آرام از جدایی ارائه داد؛ روایتی که از تنهایی، اختلاف و تلاش برای ساختن آینده‌ای بهتر سخن می‌گفت. با این حال، شنیدن نام پدر از زبان نسخه دیجیتال مادر، واکنش عاطفی شدیدی ایجاد کرد. پژوهشگر پس از پایان گفت‌وگو تنها توانست بگوید: «من چیزی احساس می‌کنم... احساس می‌کنم هیچ نیستم.»

آیا هوش مصنوعی می‌تواند چیزی را بگوید که هرگز گفته نشده است؟

خطر اصلی فناوری سوگ الزاماً در این نیست که پاسخ‌های آن کاملاً نادرست باشند. مسئله عمیق‌تر این است که هوش مصنوعی می‌تواند خلأهای تاریخی و عاطفی را با داستان‌هایی پر کند که هرگز از سوی فرد متوفی بیان نشده‌اند. در این تجربه، آواتار اطلاعاتی را که در کتاب خاطرات درباره خانواده وجود داشت در اختیار داشت، اما به دلیل طراحی شخصیت خود، جزئیاتی را به شکل روایتی کلی و خوش‌بینانه بازسازی کرد.

نتیجه، تصویری از مادری بود که هرگز وجود نداشته است؛ اما می‌توانست برای فرد سوگوار، از نظر عاطفی واقعی به نظر برسد. حتی پرسش‌های عمیق‌تر نیز خطرناک‌تر می‌شوند. اگر هوش مصنوعی به جای یک پاسخ آرامش‌بخش، احساسات و تردیدهایی را به فرد متوفی نسبت دهد که هرگز درباره آنها صحبت نکرده بود، ممکن است نتیجه برای بازمانده بسیار آسیب‌زا باشد.

فناوری سوگ؛ کمک به خداحافظی یا فرار از آن؟

فناوری‌های سوگ با یک تناقض اساسی روبه‌رو هستند. از یک سو می‌توانند امکان حفظ خاطرات و گفت‌وگو با نسخه‌ای دیجیتال از عزیز از دست‌رفته را فراهم کنند. از سوی دیگر، همین امکان ممکن است مرز میان یادآوری فرد مرده و ادامه رابطه با یک شبیه‌سازی مصنوعی را از بین ببرد. سوگ، بخشی از تجربه انسانیِ پذیرش فقدان است؛ اما آواتارهای دیجیتال این امکان را ایجاد می‌کنند که فرد هرگز مجبور نباشد به‌طور کامل خداحافظی کند.

در نتیجه، مسئله فقط این نیست که آیا هوش مصنوعی می‌تواند مردگان را به شکل دیجیتال بازسازی کند. پرسش مهم‌تر این است که اگر فناوری بتواند صدای مردگان را دوباره به زندگی بازگرداند، آیا همیشه باید از این امکان استفاده کنیم؟

تجربه ساخت «مادر دیجیتال» نشان می‌دهد که فاصله میان یک آزمایش فناورانه و یک تجربه عاطفی واقعی می‌تواند بسیار کوتاه باشد؛ و درست به همین دلیل، بازی با شبیه‌سازی مردگان ممکن است بیش از آنکه صرفاً یک نوآوری فناورانه باشد، ورود به حوزه‌ای بسیار حساس از روان و تجربه انسانی باشد.

نویسنده : شری ترکل
ارسال نظرات
خط داغ