ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۵۶۴۳

تحریم در ارتفاع‌؛ بررسی تبعات محاصره هوایی در کنار محاصره دریایی

تحریم در ارتفاع‌؛ بررسی تبعات محاصره هوایی در کنار محاصره دریایی

دور تازه فشار آمریکا علیه ایران از تحریم مستقیم شرکت‌ها و نهادهای ایرانی فراتر رفته و به سمت هدف قراردادن شبکه ارتباطی و خدمات پیرامونی اقتصاد ایران با خارج حرکت کرده است.

تبلیغات
تبلیغات

تشدید فشارهای آمریکا علیه شبکه حمل‌ونقل هوایی و دریایی ایران را نمی‌توان صرفا در چارچوب یک بسته تحریمی متعارف تحلیل کرد. در واقع آنچه در هفته‌های اخیر رخ داده، به سمت محدودکردن هم‌زمان مسیرهای مالی، دریایی و هوایی ایران پیش رفته است.

به گزارش شرق، گزارش وال‌استریت ژورنال از تلاش مقام‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا برای متقاعدکردن ده‌ها کشور به قطع یا محدودکردن روابط اقتصادی و هوانوردی با ایران، در کنار اجرای محدودیت‌های جدید علیه خطوط هوایی کشور، حکایت از آن دارد که واشینگتن می‌خواهد حلقه ارتباط تهران را با اقتصاد منطقه و جهان هرچه تنگ‌تر کند. 

در این میان، رد پیشنهاد هفت‌روزه ایران از سوی دونالد ترامپ که بر اساس گزارش‌های منتشرشده با استناد به ادعای مقام‌های آمریکایی صورت گرفته است، اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند. این پیشنهاد شامل مجموعه‌ای از اقدامات متقابل برای توقف درگیری، رفع محاصره دریایی، کاهش تحریم‌های نفتی، آزادسازی بخشی از دارایی‌های ایران و بازگشایی تنگه هرمز بود.

از کنار هم گذاشتن این تحولات می‌توان به‌عنوان یک برداشت تحلیلی، نه یک واقعیت اثبات‌شده درباره نیت ترامپ، این احتمال را مطرح کرد که کاخ سفید می‌کوشد پیش از هر مذاکره احتمالی، هزینه‌های اقتصادی و راهبردی تهران را افزایش دهد تا ایران با اهرم‌های محدودتری وارد مذاکره شود. همین فشار می‌تواند در صورت شکست دیپلماسی، بخشی از محاسبات مربوط به گزینه نظامی نیز باشد؛ زیرا تضعیف شبکه‌های مالی، هوایی و دریایی می‌تواند توان حفظ ارتباطات خارجی، تأمین منابع و استمرار برخی ظرفیت‌های اقتصادی را کاهش دهد.

با این حال، اسناد منتشرشده به‌تنهایی اثبات نمی‌کنند که این هدف، «انگیزه اصلی» ترامپ برای رد ابتکار هفت‌روزه بوده است. آنچه مستند است، ادامه فشار اقتصادی هم‌زمان با فشار نظامی و دریایی و گزارش‌هایی درباره انتظار واشینگتن برای تداوم یا ازسرگیری فشار نظامی است. 

واشینگتن چگونه حلقه فشار بر ایران را تنگ‌تر می‌کند؟ 

دور تازه فشار آمریکا علیه ایران از تحریم مستقیم شرکت‌ها و نهادهای ایرانی فراتر رفته و به سمت هدف قراردادن شبکه ارتباطی و خدمات پیرامونی اقتصاد ایران با خارج حرکت کرده است. طبق روایت وال‌استریت ژورنال و در حوزه هوانوردی، محدودیت‌ها فقط متوجه خطوط هوایی ایرانی نیست، بلکه شرکت‌ها، فرودگاه‌ها و ارائه‌دهندگان خدمات در کشورهای ثالث را نیز در بر می‌گیرد.

بر اساس گزارش‌های مطرح‌شده، وزارت خزانه‌داری آمریکا به کشورهای مختلف هشدار داده که ارائه خدماتی مانند سوخت‌رسانی، خدمات فرودگاهی و فروش بلیت به هواپیماهای ایرانی می‌تواند برای آن‌ها پیامدهای تحریمی داشته باشد. این فشارها موجب محدودشدن برخی مسیرهای هوایی ایران شده است.

گزارش‌ها از توقف یا محدودیت پروازهای ایران در کشورهایی مانند عراق، جمهوری آذربایجان، گرجستان، ترکیه و عمان حکایت دارند. در نمونه‌ای مشخص، پس از هشدارهای آمریکا، عراق پروازهای ایران به فرودگاه بغداد را متوقف کرد و انتقال بخشی از پروازها به نجف مطرح شد. در مقابل، چین و روسیه و برخی مسیرهای منطقه‌ای همچنان بخشی از ارتباط هوایی ایران را حفظ کرده‌اند.

تفاوت اصلی این مرحله با تحریم‌های سنتی در این است که خدمات لازم برای انجام پرواز نیز به هدف فشار تبدیل شده‌اند. بنابراین حتی اگر شرکت هواپیمایی ایرانی قادر به برقراری پرواز باشد، دسترسی به سوخت، فرودگاه، خدمات زمینی، فروش بلیت و سایر خدمات در مقصد می‌تواند با ریسک تحریمی مواجه شود. شرکت‌هایی مانند ماهان، ایران‌ایر و قشم‌ایر پیش‌تر نیز تحت محدودیت‌های گسترده قرار داشتند، اما اکنون فشار به محیط عملیاتی اطراف آن‌ها گسترش یافته است. این رویکرد به هوانوردی محدود نیست؛ هم‌زمان فشارهایی بر شبکه بانکی ایران در کشورهای منطقه، ازجمله محدودیت‌هایی علیه فعالیت بانک ملی ایران در امارات و اقدامات مرتبط با بانک ملت در ترکیه گزارش شده است.

همچنین بریتانیا برخی معافیت‌های مرتبط با بانک‌های ایرانی در مرکز مالی لندن را تمدید نکرده است. گزارش وال‌استریت ژورنال این اقدامات را بخشی از کارزار گسترده‌تر واشینگتن می‌داند که شامل تماس با ده‌ها کشور و هشدار به شرکای تجاری ایران درباره هزینه ادامه همکاری است. در نتیجه، فشار جدید را می‌توان تلاش برای کاهش هم‌زمان گزینه‌های مالی، هوایی و حمل‌ونقلی ایران دانست.

محدودیت هوایی به‌تنهایی قابل جبران از طریق مسیرهای زمینی و دریایی است، اما هم‌زمانی آن با فشار بانکی و محدودیت‌های حمل‌ونقل، هزینه جایگزینی مسیرها را افزایش می‌دهد. با این حال، این سیاست به معنای قطع کامل ارتباط ایران با جهان نیست؛ حفظ بخشی از مسیرها با چین، روسیه و برخی کشورهای منطقه نشان می‌دهد پیامد اصلی تاکنون بیشتر کوچک‌تر و پرهزینه‌ترشدن شبکه ارتباط خارجی ایران بوده است، نه انزوای کامل آن. 

بیانیه شورای عالی امنیت ملی و پاسخ تهران به فشار هوایی

در تهران، تشدید محدودیت‌های هوایی واکنش‌های متفاوتی ایجاد کرده است. در ابتدا اظهارات محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، درباره پیامدهای همکاری کشورهای منطقه با تحریم‌های آمریکا، این برداشت را ایجاد کرد که ایران ممکن است در برابر فرودگاه‌هایی که پروازهای ایرانی را متوقف می‌کنند، دست به اقدام متقابل بزند. با این حال، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بعدا به صراحت این برداشت را رد کرد.

دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی اعلام کرد ادعای اینکه ایران در واکنش به محدودیت‌های هوایی اخیر دست به مقابله‌به‌مثل نظامی خواهد زد، نادرست بوده و مذاکرات با کشورهای مربوطه برای رفع محدودیت‌های هوایی در حال انجام است. در عین حال، این نهاد اعلام کرد راهکارهای غیرنظامی متعددی برای مقابله‌به‌مثل وجود دارد که در صورت ضرورت می‌تواند درباره برخی فرودگاه‌ها اعمال شود؛ با این تأکید که تهران امیدوار است کار به آن مرحله نرسد.

این بیانیه از یک جهت اهمیت دارد که تهران میان تهدید نظامی مستقیم و اقدام متقابل غیرنظامی تفکیک قائل شده است. یعنی پیام منتشرشده از سوی دبیرخانه، دست‌کم در سطح رسمی، این نیست که هر فرودگاهی که محدودیت اعمال کند با اقدام نظامی مواجه خواهد شد؛ بلکه از ابزارهای غیرنظامی و فشار متقابل سخن گفته شده است.

پیش از این، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، به کشورهای همسایه هشدار داده بود که در صورت همراهی با محدودیت‌های آمریکا علیه پروازهای ایران، ممکن است با پیامدهایی در حوزه پروازهای خود مواجه شوند. این اظهارات در رسانه‌های بین‌المللی نیز بازتاب یافت و در شرایطی مطرح شد که شماری از کشورهای منطقه در حال اجرای محدودیت‌های جدید بودند.

در همین حال، عراق به یکی از مهم‌ترین نمونه‌های تلاش کشورهای منطقه برای یافتن راهی میانه میان فشار آمریکا و حفظ روابط با ایران تبدیل شده است. دفتر رسانه‌ای علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق، اعلام کرده است بغداد با واشینگتن به صورت مستقیم درباره مستثناشدن برخی فرودگاه‌های عراق از اقدامات جدید وزارت خزانه‌داری آمریکا گفت‌وگو می‌کند. هدف این مذاکرات، حفظ امکان فعالیت پروازهای ایرانی در برخی فرودگاه‌های عراق عنوان شده است. این موضع عراق را باید در چارچوب وابستگی‌های هم‌زمان این کشور به ایران و آمریکا دید.

عراق از یک طرف روابط اقتصادی، اجتماعی، مذهبی و جغرافیایی گسترده‌ای با ایران دارد و فرودگاه‌های این کشور بخشی از مسیر ارتباطی ایران با منطقه هستند؛ از سوی دیگر، بغداد نمی‌تواند به‌سادگی خطر تحریم‌های ثانویه آمریکا علیه فرودگاه‌ها و شرکت‌های خدماتی خود را نادیده بگیرد. گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهد عراق در مقطعی پروازهای ایران به بغداد را متوقف کرد و گزینه انتقال برخی پروازها به نجف را بررسی کرد. در چنین شرایطی، تلاش بغداد برای گرفتن معافیت از واشینگتن صرفا یک موضوع هوانوردی نیست، بلکه نشان‌دهنده دشواری کشورهای همسایه ایران برای اجرای کامل تحریم‌های آمریکاست.

هرچه فشار واشینگتن گسترده‌تر شود، کشورهای منطقه ناچار می‌شوند میان هزینه اقتصادی همکاری با ایران و هزینه سیاسی و مالی نادیده‌گرفتن تحریم‌های آمریکا تعادل ایجاد کنند. در سوی دیگر، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در سخنان خود در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، سیاست‌های قهری یک‌جانبه، اقدامات تجاوزکارانه و توسل به زور را از جمله عواملی دانست که فشارهای موجود بر کشورهای در حال توسعه را تشدید می‌کنند. او در سخنان خود بر ضرورت قرارگرفتن توسعه در کانون همکاری‌های بین‌المللی تأکید کرد و اقدامات قهری یک‌جانبه را عاملی برای تضعیف چشم‌انداز توسعه دانست. 

واشینگتن: یا با ایران تجارت می‌کنید یا با آمریکا

مهم‌ترین موضوع ناظر بر تحریم هوایی به گزارش جدید وال‌استریت ژورنال، به شیوه اجرای کارزار فشار آمریکا علیه ایران بازمی‌گردد و ابعاد این سیاست را فراتر از تحریم مستقیم شرکت‌های ایرانی نشان می‌دهد. بر اساس این گزارش، یک مقام ارشد وزارت خزانه‌داری آمریکا طی ماه جاری میلادی به چندین کشور در خاورمیانه و اروپا سفر کرده و پیامی روشن به شرکای تجاری ایران داده است؛ ادامه تجارت با تهران می‌تواند هزینه‌هایی در روابط آن‌ها با واشینگتن ایجاد کند.

وال‌استریت ژورنال این کارزار را در چارچوب تلاش گسترده‌تر دولت آمریکا برای تشدید انزوای اقتصادی ایران توصیف کرده است. نقطه مهم گزارش آن است که این سیاست، برخلاف تحریم‌های گذشته، صرفا متوجه نهادهای ایرانی نیست. آمریکا تلاش می‌کند تصمیم کشورهای ثالث را نیز تغییر دهد؛ یعنی کشوری که می‌خواهد به هواپیمای ایرانی سوخت بدهد، خدمات زمینی ارائه کند، امکان فرود فراهم کند یا تراکنش مرتبط با ایران انجام دهد، بداند که ممکن است خودش با تبعات تحریمی مواجه شود.

در گزارش وال‌استریت ژورنال، عمان یکی از نخستین نمونه‌های این فشار معرفی شده است. این کشور سال‌ها یکی از کانال‌های مهم میانجیگری میان ایران و غرب بوده است، اما پس از فشارهای آمریکا ابتدا فعالیت ماهان‌ایر را محدود کرد و سپس محدودیت‌ها به سایر شرکت‌های هواپیمایی ایران نیز گسترش یافت. پس از عمان، امارات در کانون فشار قرار گرفت. این کشور یکی از مهم‌ترین مراکز تجاری و مالی مرتبط با ایران محسوب می‌شود و روابط اقتصادی گسترده‌ای با تهران دارد.

با این حال، طبق گزارش مذکور، محدودیت‌هایی علیه شعب بانک ملی ایران در امارات اعمال و پروازهای شرکت‌های هواپیمایی ایران نیز متوقف شد. ترکیه نیز در این روند قرار گرفت و پس از سفر مقام خزانه‌داری آمریکا، پروازهای ماهان متوقف و محدودیت‌هایی علیه بانک ملت اعمال شد. جمهوری آذربایجان و گرجستان نیز در شمار کشورهایی قرار گرفتند که ارتباطات هوایی خود با ایران را محدود کردند. 

اهمیت این اقدامات زمانی بیشتر می‌شود که آن را در کنار محاصره دریایی قرار دهیم. اگر مسیرهای دریایی برای انتقال کالا و انرژی محدود شود و هم‌زمان مسیرهای هوایی نیز کاهش یابد، مسیرهای زمینی به تنها گزینه باقی‌مانده در بسیاری از مبادلات تبدیل می‌شوند؛ اما ظرفیت این مسیرها محدود است و نمی‌تواند به‌طور کامل جایگزین حمل‌ونقل دریایی و هوایی شود. با این حال، وال‌استریت ژورنال به یک محدودیت مهم در این راهبرد نیز اشاره کرده است؛ چین و روسیه همچنان ارتباط هوایی خود با ایران را حفظ کرده‌اند.

ماهان‌ایر نیز به پروازهای خود به این دو کشور ادامه داده است. بنابراین کارزار فشار آمریکا تاکنون نتوانسته شبکه ارتباطی ایران را به‌طور کامل قطع کند. این مسئله یک بعد ژئوپلیتیکی نیز دارد؛ هرچه کشورهای اروپایی و منطقه‌ای بیشتر با سیاست آمریکا همراه شوند و چین و روسیه همچنان روابط خود با ایران را حفظ کنند، شبکه ارتباطی خارجی ایران بیشتر به سمت شرکای شرقی متمایل خواهد شد. چنین روندی می‌تواند در بلندمدت ساختار تجارت خارجی ایران را نیز تغییر دهد. 

از سوی دیگر، فشار آمریکا بر کشورهای ثالث هزینه‌های خود این کشورها را افزایش می‌دهد. یک شرکت هواپیمایی یا فرودگاه ممکن است از نظر تجاری بخواهد به فعالیت با ایران ادامه دهد، اما تهدید حذف از نظام مالی دلاری یا مواجهه با تحریم‌های آمریکا می‌تواند محاسبه اقتصادی آن را تغییر دهد. به همین دلیل، تحریم ثانویه در عمل می‌تواند حتی بدون اعمال مستقیم تحریم جدید علیه همه طرف‌های معامله با ایران، رفتار آن‌ها را تغییر دهد.

وال‌استریت ژورنال در عین حال گزارش کرده است فشار آمریکا در شرایطی تشدید شده که دولت ترامپ هم‌زمان تلاش دارد به جنگ پایان دهد و از افزایش هزینه‌های انرژی در آمریکا جلوگیری کند. در این چارچوب، فشار اقتصادی بر تهران با مذاکرات احتمالی و تهدید به ادامه فشار نظامی هم‌زمان شده است. 

از تحریم هواپیمایی تا «خفگی اقتصادی»؛ پیامدهای انسانی، اقتصادی و حقوقی فشار جدید

اثر مستقیم محدودیت‌های هوایی بیش از همه متوجه شهروندانی است که برای سفر، درمان، تحصیل، تجارت و ارتباطات خانوادگی به مسیرهای خارجی وابسته‌اند. با کاهش پروازهای مستقیم، مسافران ناچار می‌شوند از مسیرهای زمینی یا پروازهای غیرمستقیم استفاده کنند و این امر هزینه و زمان سفر را افزایش می‌دهد. آنطور که ایرنا نقل کرده است، نادر حبیبی، اقتصاددان، افزایش قابل توجه قیمت بلیت و کاهش درآمد خانوارها به عنوان دو عامل تشدیدکننده فشار اقتصادی بر شهروندان مطرح شده است. همچنین مازن سماک، مشاور هوانوردی، به افزایش استفاده از مسیرهای زمینی به کشورهای همسایه پس از کاهش پروازهای مستقیم اشاره کرده است. 

این آثار در شرایطی ایجاد می‌شود که صنعت هوانوردی ایران پیش از این نیز با مشکلات ساختاری ناشی از تحریم، محدودیت دسترسی به قطعات و دشواری نوسازی ناوگان مواجه بوده است. در دور تازه فشارهای آمریکا، حدود ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی در دور جدید تحریم‌ها هدف قرار گرفته‌اند و شرکت‌هایی مانند ماهان، ایران‌ایر و قشم‌ایر نیز پیش از این تحت تحریم قرار داشته‌اند. از این منظر، تحریم هوایی صرفا محدودکردن تعداد پروازها نیست. صنعت هوانوردی به مجموعه‌ای از خدمات وابسته است؛ سوخت، تعمیر و نگهداری، قطعات یدکی، خدمات فرودگاهی، بیمه، سیستم‌های پرداخت و دسترسی به فرودگاه‌های خارجی. هر محدودیت جدید می‌تواند محدودیت قبلی را تشدید و یک زنجیره فزاینده از مشکلات عملیاتی ایجاد کند. 

در همین زمینه، مدیرعامل ایران‌ایر در گفت‌وگویی فشارهای انباشته بر صنعت هوانوردی را به یک فرایند تدریجی و فزاینده تشبیه کرده و گفته است مشکلات مختلف در سال‌های اخیر روی یکدیگر انباشته شده‌اند. اما در کنار آثار اقتصادی، بحث حقوقی نیز به یکی از محورهای مهم روایت ایران از این تحولات تبدیل شده است.

در مطالب ارائه‌شده، استدلال شده محاصره دریایی و تلاش برای محدودکردن پروازهای غیرنظامی را نمی‌توان صرفا در قالب ابزار اقتصادی تحلیل کرد و باید نسبت آن‌ها با حقوق بین‌الملل، منشور ملل متحد و حقوق بشردوستانه بررسی شود. در همین چارچوب به ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد و قطع‌نامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل درباره ممنوعیت توسل به زور و تعریف تجاوز استناد شده است. 

در عرصه سیاسی، آنچه اکنون اهمیت دارد این است که فشار هوایی در حال تبدیل‌شدن به بخشی از یک معادله چندلایه فشار است. در یک لایه، آمریکا تحریم مستقیم علیه شرکت‌های ایرانی اعمال می‌کند؛ در لایه دوم، ارائه‌دهندگان خدمات خارجی را با تهدید تحریم ثانویه مواجه می‌کند؛ در لایه سوم، محدودیت‌های بانکی و دریایی بر اقتصاد ایران فشار وارد می‌کند؛ و در لایه چهارم، تلاش می‌کند رفتار کشورهای همسایه را تغییر دهد.

در برابر این سیاست، تهران ناگزیر است دو مسیر را هم‌زمان دنبال کند؛ نخست، مذاکره فشرده با کشورهای منطقه برای حفظ مسیرهای هوایی، خدمات فرودگاهی و کانال‌های مالی و جلوگیری از گسترش دامنه محدودیت‌ها؛ دوم، ارسال پیام‌های روشن درباره هزینه‌های همراهی با فشارهای آمریکا و پیامدهای آن بر منافع اقتصادی و ارتباطی کشورهای منطقه. در این چارچوب، مسئله صرفا حفظ چند مسیر پروازی نیست، بلکه جلوگیری از تبدیل‌شدن شبکه حمل‌ونقل و مالی منطقه به حلقه‌ای برای تشدید فشار بر ایران است. نتیجه این تقابل تا حد زیادی به توان تهران در حفظ شرکای منطقه‌ای و ایجاد مسیرهای جایگزین وابسته خواهد بود.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات