محمدی گلپایگانی: آقا گفتند انشاءالله همه با هم شهید میشویم
محمد محمدی گلپایگانی گفت: ایشان نسبت به شهادت همیشه اظهار علاقه میکردند. آن شعر را یادتان هست که در یک جلسهای خواندند؟ «ما مدّعیان صف اوّل بودیم، از آخر مجلس شهدا را چیدند». ایشان تا این شعر را خواند، بغضش ترکید و دیگر نتوانست ادامه بدهد. گفتند انشاءالله ما همه با هم شهید میشویم!
محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر مقام معظم رهبری، در گفتگویی از اخلاقیات رهبر انقلاب گفت.
بخشی از این صحبت ایشان را بخوانید:
ویژگی دیگرشان هم فرزندان بزرگوار ایشان هستند. فرزندانشان کسانی هستند که امیرالمؤمنین فرمود با کسانی مجالست کنید و رفتوآمد بکنید که «یُذَکِّرُکُمُ اللهَ رُؤیَتُه»؛ کسانی که وقتی نگاه به آنها میکنید، به یاد خدا میافتید. من شهادت میدهم که بچّههای آقا اینجوری هستند؛ چهرهی نورانی، بدون توقّع. ما دیگران را هم دیدهایم؛ اگر مقایسه بکنیم، خیلی تفاوت دارند. حالا دیگر نمیخواهم بیش از این توضیح بدهم.
ایشان چهار پسر دارند، هر چهار پسر طلبه هستند؛ دو دختر هم دارند که دختر بزرگشان عروس من بود و شهید شد، دختر کوچکشان هم همسر آقای مصباحالهدیٰ باقری است که آقای مصباح هم در این قضیّه شهید شد و او هم جزو شهدا است. دختر بزرگ ایشان که عروس من بود، دختر کوچکی داشت؛ نمیدانم دیدهاید تصویرش را یا نه. آقا وقتی تشریف میآوردند منزل، میشود گفت در اکثر اوقات این بچّه در آغوش آقا بود. خب من هم پدربزرگش بودم، امّا ماها کمتر او را میدیدیم. آقا با این بچّه اُنس داشت.
ایشان نسبت به شهادت همیشه اظهار علاقه میکردند. آن شعر را یادتان هست که در یک جلسهای خواندند؟ «ما مدّعیان صف اوّل بودیم، از آخر مجلس شهدا را چیدند». ایشان تا این شعر را خواند، بغضش ترکید و دیگر نتوانست ادامه بدهد. یکی وقتی خدمتشان صحبت شهادت شد، من گفتم آقا! شما عائلهای دارید، دلخوشی اینها به شما است؛ گفتند انشاءالله ما همه با هم شهید میشویم!
این عکس نوهی او است؛ فرشته است. این بچّه الان زیر خاک است؛ نمیدانم! شاید جایش روی سینهی مادرش است. این چه گناهی کرده بود؟ «وَ اِذَا المَوءودَةُ سُئِلَت * بِاَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت».
این چند ماه آخر، اصلاً دلخوشی آقا این بچّه بود. من هر وقت خدمتشان میرسیدم، میگفتم زهرا خانم چطور است – اسمش زهرا بود – با خنده میگفتند ماشاءالله شیطان است.