اگر همسایهای رختشویی داشت، همسایه دیگر بهکمکش میشتافت. موقع خانهتکانی و ضیافت و مانند آن، همه دست بالا زده یاریاش میکردند و همچنین در نزاعهای زن و شوهری و اختلافات خانوادگی که همه مانند عضو یک پیکر با هم اتفاق میکردند به رفع غائله میکوشیدند. اگر روزها زنها مانند اهالی یک کلوپ کل امورشان از کار و تفریح و ناهار و عصرانه و بزک و وسمهکشی و مانند آن با هم بود، مردهایشان هم شب همین یگانگی را داشتند که هر شب در اتاق یکی جمع شده، پذیرایی شده و به تفریح و خوردن و ریختن و گفت و شنود میپرداخ…