نامادری عصبانی که دختر ناتنی ۱۰ سالهاش را خفه کرده و در ابتدا منکر این جنایت بود وقتی با مدارک پلیسی روبهرو شد به ناچار لب به اعتراف گشود.
کارآگاهان پلیس آگاهی بلافاصله به این موضوع وارد شده و با بهرهگیری از آزمایشها و روشهای علمی دریافتند که نامادری کودک بعد از ظهر همان روز حادثه به منزل مراجعه و بعد از مدتی آنجا را ترک میکند. پلیس به این خانم ۳۸ساله مظنون شد. در بازجوییها این زن که نامادری مقتول هم محسوب میشود به قتل دختر بچه اعتراف کرد.
«در حال حاضر شرایط کودک و خانه مساعد است. اقدامات بعدی بهزیستی استان پیگیری وضعیت کودک است و شرایط را رصد خواهیم کرد. اگر شرایط خانه، مساعد باشد، خانه پدر بهترین مکان برای کودک است و اگر شرایط خانه برای کودک نامساعد بود، بهزیستی مداخله میکند و کودک را تحویل میگیرد.»
در پی تماس بیمارستان بعثت سنندج با اورژانس اجتماعی بهزیستی مبنی بر مشاهده مورد مشکوک به کودک آزاری، بلافاصله همکاران اورژانس اجتماعی وارد عمل شدند و بررسیهای لازم انجام گرفت.
روابط عمومی دادگستری یزد اعلام کرد: به دنبال اعلام فوت مشکوک یک دختر ۹ ساله در منزل، پس از طرح شکایت توسط پدرِ طفل، نامادری به اتهام قتل عمدی احضار و با تشدید تامین کیفری، در خصوص وی، قرار بازداشت موقت صادر شد.
یک روز آوا مریض شد. او را به درمانگاه بردند و دکتر با دیدن زخمهای بدن آوا از او پرسید چرا بدن بچه اینطور است؟ نامادری هم گفت چه میدانم و بعد با دکتر دعوا کرد و بدون گرفتن داروهای بچه برگشت.
نامادری بی رحــم ارومیەای در نبود شوهرش دو فرزند خواندەی خود را تا سر حد مــرگ شکنــجە داد.
نامادری دختری که از سوی پدرش به قتل رسیده، اما با گذشت ۵ سال هنوز جسدش پیدا نشده است برای سومینبار به اتهام معاونت در قتل محاکمه شد.
مردی که متهم به کشتن دختر ۹سالهاش است به سه سال زندان محکوم شد و همسر چهارم او بار دیگر به اتهام دست داشتن در این جنایت محاکمه میشود.
یکی از رفتگران شهرداری هنگام نظافت خیابان متوجه یک گونی بزرگ شد که در نزدیکی سطل زباله افتاده بود، اما وقتی قصد جا به جا کردن گونی را داشت متوجه جسد مرد جوانی داخل گونی شد و موضوع را به پلیس خبر داد.
وقتی آنها به خواب عمیقی رفتند بالای سر پدرم رفتم و به صورتش گاز اشک آور پاشیدم و با میله آهنی پنج ضربه به سرش زدم و او را با طناب زردی خفه کردم. من بعد از کشتن پدرم در هفت صفحه از یک دفترچه اثر انگشت او را گرفتم و دفترچه را در آشپزخانه گذاشتم. به تنهایی جنازه را در صندوق عقب ماشین پدرم گذاشتم تا آن را به خارج از شهر منتقل کنم، اما در بین راه ماشین خراب شد و من گرفتار شدم.
پسر کوچولو بهدلیل آسیب بدنی و شکستگی در بیمارستان تحت درمان است و متهمان برای تکمیل تحقیقات پرونده در اختیارمأموران پلیس شرق استان تهران قرار دارند.
با هماهنگی دادسرای مبارزه با جرائم رایانهای و در تماسی تلفنی موضوع به پدر متهم اطلاع داده شد و او به اتفاق فرزندش در اداره پلیس حاضر شد. این پسر قبول کرد که تمامی اقدامات علیه نامادری اش را او انجام داده است.
وقتی ما رفتارهای زشت او را برای پدرمان بازگو میکردیم دیگر آرامشی در خانه نداشتیم چرا که باید منتظر کتکهای نامادری مان میماندیم. هنوز دو سال بیشتر از ازدواج پدرم نگذشته بود که ماجرای اعتیاد نامادری ام لو رفت، اما او در همین مدت موفق شده بود پدرم را نیز به دام اعتیاد بکشاند.
پدر عکس روز اول سوختگی را نشان میدهد، رو به حنانه میگوید: «تعریف کن.» «از اول تا آخرش رو بگم؟» «آره همه چیو.» حنانه پاهایش را بیشتر جمع میکند، بین جملاتش مکثهایی کوتاه دارد، اما گریه نمیکند.«گفت بابات بیاد منو مقصر میدونه، قبلا هم اذیتم میکرد، با شلنگ میزد، هلم میداد، دور گردنم رو میگرفت، چنگ میزد، من به بابام نمیگفتم، اون روز هم تا شب منتظر شدم تا بیاد، اون هم رفت، بیرون قرص خورد و بردنش بیمارستان.»
خواهر نجمه میگوید: پدرم نیز در جریان قتل خواهرم بوده اما با این حال این جنایت را مخفی کرده بنابراین او نیز توسط پلیس دستگیر شده است.
صبح امروز 27 دی ماه طی تماس تلفنی با پلیس 110مبنی برقتل چهار نفر از اعضای یک خانواده بلافاصله ماموران انتظامی وکارآگاهان پلیس آگاهی در محل حادثه حاضر شدند.
رئیس پلیس آگاهی خراسان شمالی از قتل پسر دوساله بجنوردی به دست نامادری خبر داد.
بهمن سال ۸۹، فرزندان زوج میانسالی که ساکن بومهن-شرق تهران-بودند در تماس با داییشان از قتل والدین خود به دست برادرشان خبردادند.