۱۴۲۳ مطلب
شاهبیت پاسخ ایشان این بخش است که به نظرم بیش از هر قسمت دیگر قابل توجه است و مبنای اختلاف است. نوشتهاند که: «بخشی به خاطر طبع قانونشکنی ایشان است. وقتی افراد محکوم شده توسط دادگاهها و زندان رفتهها را نیز تشویق به ثبت نام در انتخابات میکنند و میگویند «حتی آنهایی که زندان رفتهاند هم ثبتنام کنند!» یعنی علیه ۶ بند از ماده ۳۰ قانون انتخابات شورش میکنند. ۶ بندی که طبق آن افراد دارای فساد اخلاقی و فساد اقتصادی و مخالفان حاکمیت از شرکت در انتخابات توسط قانون منع شدهاند. یعنی آقای عبدی رسما…
یک آقای نمایندهای در احداث جادهای پیگیریهایی داشته است. در ابتدای جاده بنری زده و از وی تشکر کردهاند. الان در همین فصل انتخابات که شما میبینید تراشههای آسفالت فلانجا را در اینجا پهن کردهاند. گاهی خود من به برخی از این امور اعتراض میکنم. یک زمانی آقایی از شهر یک دستگاه ام آر آی آورده بود.
جلالی زاده فعال سیاسی اصلاح طلب با تاکید بر اینکه بررسی مبانی فکری نامزدهای انتخابات مجلس، خلاف صریح ماده ۲۳ قانونی اساسی است،افزود: اینکه شما بیاید به اسم بررسی مبانی فکری هر فردی، او را تفتیش عقاید کنید، با قوانین مختلف کشور در تضاد است و چنین چیزی مسبوق به سابقه نبوده، ازسویی چنین مباحثی موضوع نظارت استصوابی شورای نگهبان را فراگیرتر میکند و از سوی دیگر این امر مشکلات سیاسی موجود در جامعه را بیش از گذشته میکند.
قرار بود روز شنبه ۲۳ آذرماه نشست خبری عباسعلی کدخدایی با خبرنگاران برگزار شود، اما این نشست لغو و برگزاری آن به هفته آینده (شنبه ۳۰ آذر) موکول شد.
نوشته جناب آقای کدخدایی از ذهنیتهای ایام دانشجوییشان که من طرفدار فلانی و مخالف فلانی بودهام حاکی بود که کلاً سیاسی است، من میخواهم همین نوشته و گواهی ایشان را «قرینه»ای بگیرم که ادبیات ردّیه ایشان (و شورای نگهبان) نه تنها در مورد من بلکه در مورد امثال مرحوم هاشمیرفسنجانی یا آیتالله بجنوردی یا حسنآقا خمینی، بر محور سیاسی بوده است و نه حقوقی
پناهیان: شورای نگهبان نیز در ۳۰ سال گذشته انتخابات را به وضعی رسانده که همیشه رقابت بین غرب زدهها و غیر غرب زدهها است. در هیچ نقطهای از جهان انتخابات میان افرادی که نظام را قبول دارند و آنهایی که نظام را نمیپذیرند، برگزار نمیشود و دلیل اصلی آن اقدامات فرهنگی است که تاکنون انجام نداده ایم.
سردار جعفری ادامه داد: در یک دولت چشمه هایی از این را مردم دیدند اما کامل و جامع نبود. مدیریت کشور باید با همان نگاه رهبری که نگاه اسلام ناب است هماهنگ شود. اگر کسی در این مبانی اشکال داشته باشد، سنجش آن، وظیفه سنگین شورای نگهبان است. که فکر نمی کنم شورای نگهبان با این دقت نگاه کنند و روی مبانی فکری افراد برای تایید صلاحیت تمرکز کنند. الان در همین کشورهایی که مهد دموکراسی هم هستند باید نگاه فرد با نگاه حکومت بخواند. اما آقایانی که اینجا روی کار می آیند ابایی ندارند که بگویند دیدگاه ما با رهبری…
جناب حجتی کرمانی را همه دوستان انقلاب میشناسند، آنانی که دور هستند و آنانی که نزدیک؛ به ویژه جوانان و دانشجویان دوران انقلاب که هرروز با ولع و احساس مطالب مجلس بررسی نهایی قانون اساسی را تعقیب و سپس مواضع سیاسیون وقت را در خوابگاهها نقد و تحلیل میکردند. حضور جناب حجتی در ماههای اول انقلاب در رسانهها برای کسی پوشیده نیست. البته ایشان مشهور به مخالفت با مرحومهاشمی و دو سید حسینی* بودند! حجتی عزیز در قامت دفاع از بنیصدر مشهور بود و حرف و حدیثهایی چند در میان!
میدانیم «عدم احراز صلاحیت» تعبیر محترمانهای است از «رد صلاحیت!»؛ البته وجه قانونی آن هم ملاحظه شده است، چرا که برای «رد صلاحیت»، باید دلیل داشته باشند که فلانی به فلان و فلان دلیل موجه، رد شده است. اما در مورد «عدم احراز صلاحیت»، کافی است شورای نگهبان به طور اجمال بگوید من «احراز» نکردهام؛ نه آنکه تو صلاحیت نداری. یعنی من (شورای نگهبان)، که «احراز صلاحیت» نکردم، دلیل بر این نیست که تو واقعاً «صلاحیت» نداری. شاید هم صلاحیت داشته باشی، ولی منِ شورای نگهبان «صلاحیت» تو را «احراز» نکردهام…