وزیر پیشین راه و شهرسازی گفت: استفاده از مفهوم «افول آمریکا» بدون تحلیل دقیق تحولات جهانی میتواند به برداشتهای نادرست منجر شود.
۲۶۲ مطلب
وزیر پیشین راه و شهرسازی گفت: استفاده از مفهوم «افول آمریکا» بدون تحلیل دقیق تحولات جهانی میتواند به برداشتهای نادرست منجر شود.
«امپریالیسم مالی» به استفاده از شبکههای بانکی، سرمایهگذاری، سوئیفت، تحریم و مسدودسازی داراییها برای اعمال فشار اقتصادی و سیاسی اشاره دارد. در این چارچوب، برتری مالی غرب و نقش محوری آمریکا همچنان پابرجاست، اما رشد چین، سامانههای پرداخت جایگزین و ارزهای دیجیتال میتوانند به تدریج زمینه شکلگیری نظام مالی چندقطبی را فراهم کنند.
یک اهرم ژئواقتصادی را نباید فقط با میزان خسارتی که میتواند به طرف مقابل وارد کند سنجید. برای سیاستگذار، آنچه اهمیت دارد بازده خالص اهرم است.
جهان امروز نه کاملاً به اقتصاد بسته بازگشته و نه تجارت آزاد را کنار گذاشته است. آنچه تغییر کرده، اولویتهاست.
جنگ ششماهه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اقتصاد جهان را با افزایش قیمت انرژی و اختلال در تجارت و حملونقل تحت تأثیر قرار داده است. شرکتهای نفتی، صنایع دفاعی و بانکها از این بحران سود بردهاند، در حالی که مالیاتدهندگان آمریکایی، شرکتهای هواپیمایی، خودروسازان و فقیرترین مردم جهان زیان دیدهاند. انرژیهای تجدیدپذیر و زغالسنگ نیز به دلیل بحران عرضه نفت و گاز رونق گرفتهاند. افزایش قیمت سوخت و کود، خطر گرسنگی را تشدید کرده و هزینههای تولید و زندگی را در بسیاری از کشورها بالا برده است.
صندوق بینالمللی پول در تازهترین گزارش خود پیشبینی کرد رشد اقتصاد جهان در سال 2026 به سه درصد کاهش پیدا میکند. شوک ناشی از جنگ ایران و افزایش قیمت انرژی مهمترین عوامل کاهش چشمانداز رشد اقتصادی جهان هستند
با گذشت 100 روز از آغاز جنگ، پیامد اقتصادی آن از افزایش قیمت نفت و رشد تورم تا بیثباتی بازارهای مالی، اقتصاد جهان را تحت تاثیر قرار داده است
گزارش نشریه نیویورکر میگوید جنگ آمریکا و ایران، با بستن تنگه هرمز، عرضه انرژی، قیمت نفت، تورم، کود شیمیایی، غذا و رشد اقتصاد جهانی را تا ۲۰۲۷ تحت فشار قرار میدهد. با وجود مهار نسبی بازار بهدلیل وعدههای ترامپ و مصرف ذخایر نفتی، ظرفیت ذخایر رو به پایان است. کشاورزی، هوانوردی، اروپا و آسیا آسیبپذیرترین بخشها هستند و تداوم بحران میتواند جهش تازه قیمت نفت و شوک زنجیرهای جهانی ایجاد کند.
آنچه جنگ اخیر ایران آشکار کرد، تنها یک درگیری نظامی میان چند بازیگر نبود؛ بلکه نمایشی از تغییر موازنه قدرت در منطقه بود. جنگی که نهتنها آسیبهای اقتصادی و امنیتی گستردهای بر جای گذاشت، بلکه بسیاری از تصورات قدیمی درباره قدرت آمریکا، موقعیت اسرائیل و آینده نظم منطقهای را زیر سؤال برد.
بررسی بیانیههای شرکتهای فهرستشده در بازارهای آمریکا، اروپا و آسیا از زمان آغاز درگیری نشان میدهد که شرکتها با افزایش شدید قیمت انرژی، اختلال در زنجیرههای تأمین و قطع مسیرهای تجاری ناشی از تسلط ایران بر تنگه هرمز مواجه شدهاند.