براساس پیشبینی صندوق بینالمللی پول رشد اقتصادی در سال 2026 تقریباً 3.1 درصد خواهد بود
۲۴۶ مطلب
براساس پیشبینی صندوق بینالمللی پول رشد اقتصادی در سال 2026 تقریباً 3.1 درصد خواهد بود
همه باید این مساله را در ذهن داشته باشند که قوانینِ تنظیمی و کنترلگر بیش از همه در شرایط باثبات است که کارکرد دارند. اینکه برخی می گویند این قواعد کافی است و می توانند مانع از بحران ها شوند، بسیار غلط است. نباید از مولفه های مختلف بحرانزا که ثبات اقتصادی را بر هم می زنند غافل شد.
استفان والت در این مقاله تاکید می کند که جهانیسازی جای خود را به حمایتگرایی داده و نهادهای بینالمللی نسبت به گذشته ضعیفتر شدند. سهگانه هراس یعنی بحرانهای اقتصادی، تغییرات اقلیمی و رقابت قدرتهای بزرگ همراه با تروریسم، مهاجرت و همهگیریها، فضای جهانی را پر از ناامنی و ترس کرده است. این ترسها ابزار دست خودکامگان برای تمرکز قدرت و تضعیف دموکراسی شده و مردم، بهجای بررسی عقلانی واقعیتها، به وعدههای فریبنده اقتدارگرایان پناه بردهاند.
ایالات متحده که زمانی معمار اقتصاد آزاد جهانی بود، اکنون با سیاستهای تعرفهای دولت ترامپ، مسیر هشتاد ساله حمایت از تجارت آزاد را معکوس کرده است. این چرخش نهتنها بار هزینهها را بر دوش مصرفکنندگان آمریکایی میگذارد، بلکه نظم اقتصاد جهانی را دگرگون میکند؛ بهطوریکه شرکتها به جای رقابت سالم، مجبور به لابیگری و تطبیق با سیاستهای دلبخواه دولتها میشوند.
دولت ترامپ با هدف مهار چین، کشورهای جنوبشرقی آسیا را به ساخت «دیوار اقتصادی» علیه پکن واداشته، اما کشورهای آسیایی همزمان به دنبال تقویت تجارت و خوداتکایی منطقهای هستند. باوجود رشد چشمگیر تجارت درونآسیایی و نفوذ روزافزون محصولات چینی، وابستگی به بازار عظیم آمریکا همچنان برقرار است. نتیجه آنکه هیچ دیوار واقعی، نه علیه چین و نه علیه آمریکا، فعلاً قابل تحقق نیست و وابستگی متقابل ادامه خواهد یافت.
دور دوم ترامپ با افزایش ابهام در سیاست خارجی آمریکا و تضعیف موقعیت واشنگتن در برابر چین همراه شده است. واگذاری رهبری جهانی انرژی پاک به پکن، تشدید رویکردهای تعرفهای و تضعیف روابط سنتی با متحدان، موقعیت آمریکا را تضعیف کرده است. در این شرایط، رویکرد ضدچینی و ایجاد فضای جنگ سرد در سیاست داخلی آمریکا جایگاه چندانی ندارد و جامعه آمریکا خواهان همزیستی، اجتناب از تنش و تمرکز بر منافع اقتصادی است.
دونالد ترامپ با طرح تعرفههای سنگین بر واردات از دهها کشور، از جمله متحدان و فقیرترین اقتصادها، بار دیگر سیاست تجاری تهاجمی و غیرمنطقی خود را احیا کرده است؛ رویکردی که نهتنها ناکارآمد و واپسگراست، بلکه به اقتصاد جهانی آسیب میزند. این سیاستها که فاقد مبنای علمی هستند، رقابتپذیری آمریکا را تضعیف میکنند و نشانه خروج ایالات متحده از نظم تجارت بینالمللاند. جهان باید با تلافی هماهنگ و پایبندی به قوانین تجارت جهانی واکنش نشان دهد.
در سال ۲۰۲۳، بخش تولید چین ارزشی معادل ۴.۸ تریلیون دلار ایجاد کرد. این عدد معادل ۲۷ درصد از کل تولید ناخالص داخلی این کشور است؛ سهمی چشمگیر که نشاندهنده وابستگی بالای اقتصاد چین به بخش صنعت و تولید است.
دونالد ترامپ نماینده سقوط اخلاقی و ساختاری در سیاست آمریکاست؛ چهرهای که با تکیه بر فساد، خشونت و انحصار، میراث دموکراسی را به پرتگاه کشانده و نظم جهانی را با تهدید مواجه کرده است. او نه تنها ارزشهای تاریخی آمریکا را تحریف کرده، بلکه با میهنپرستی دروغین و سیاستهای تفرقهافکن، چهرهای فاشیستی از قدرت ارائه داده که جهان دیگر تاب تحملش را ندارد. آینده، به مقابله جدی با این مسیر منحرف نیاز دارد.