۳۱۰ مطلب
پیرمرد دستهایش را پشتش به هم قلاب کرده و با گامهایی آرام زیر پل قدم میزند. روی لبش آواز شادی با لهجه اصفهانی با صدایی بلند جاری است و چشمهایش را از خروش آب گلآلودی که بین ستونهای پل میگذرد برنمیدارد.
اعتراض مردم اصفهان به خشکی زایندهرود، پنجشنبه بعد از ظهر آنها را پای سی و سه پل کشاند.
وقتی 512 سال پیش شیخ بهایی داشت با دقت هرچهتمامتر برای تقسیم آب زایندهرود طومار مینوشت، شاید هیچوقت فکرش را نمیکرد که روزی، با تقاضای یک پیرزن، آب زاینده رود خشک شود و هیچ سهمی به اصفهان نرسد.