ترنج

تجاوز

۷۳۸ مطلب

  • آخرین بار شروین اصرار داشت به دیدن او بروم. او حتی تهدید کرد اگر به ملاقاتش نروم، مقابل خانه‌مان آبروریزی راه می‌اندازد. او می‌گفت برایم کتانی هدیه خریده است. وقتی سر قرار رفتم شروین کتانی را به من داد و گفت می‌خواهد مرا با یکی از دوستانش آشنا کند. او می‌گفت دوست صمیمی‌اش به نام شایان می‌خواهد مرا ببیند و اگر مرا بپسندد به خواستگاری‌ام می‌آید. من سوار موتور شروین شدم و او مرا به خانه‌ای در قرچک ورامین برد و آنجا شایان مرا آزار داد. چند ساعت بعد شروین دنبالم آمد و مرا به خانه خودش در تهران برد…

  • تحقیقات بیشتر درباره جرایم مرد معروف به «هیولای سیاه» با صدور دستورات ویژه‌ای از سوی قضات شعبه یکم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی توسط کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی درحالی ادامه دارد که تاکنون تعدادی از شاکیان وی به پلیس آگاهی مراجعه و او را شناسایی کرده اند.

  • در حالی که تعداد زیادی قاب گوشی تلفن همراه، چراغ گردان و ... در بازرسی از مخفیگاه «هیولای سیاه» کشف شده است، بررسی سوابق وی نشان می‌دهد که او قبلا به جرم سرقت نیز روانه زندان شده و از سال ۹۷ به جرایم تعرض به زنان ادامه می‌داده است.

  • دو دختر هم در خیابان بودند و فکر نمی‌کردم دختر‌های خوب و خانواده‌داری باشند؛ به همین دلیل یکی از آن‌ها را به‌زور سوار ماشین کردم. من حالت طبیعی نداشتم و به خاطر مشروبی که خورده بودم، مست بودم. این در حالی بود که پزشکی قانونی نیز بعد از معاینه الناز، تعرض به این دختر را تأیید کرد

  • «قبول داری که خودت مقصری؟» ادامه همان ایده‌ای است که می‌گوید «کرم از خود درخته»، «چیزی که پوشیدی باعث میشه بهت تجاوز کنن»، «اگه اونجا نرفته بودی، این اتفاق نمی‌افتاد»، «اگه نخشو نگرفته بودی» و .... این ایده تا آنجا ادامه پیدا می‌کند و جزئی می‌شود که برخی در واکنش می‌گویند: «بله، اگه دختری روی زمین وجود نداشته باشه، کسی تجاوز نمیکنه؛ پس تقصیر دختراست».

  • دادستان عمومی و انقلاب گنبدکاووس گفت: متهم به دادستانی احضار و پس از اخذ اظهارات، اتهام آدم ربایی به وی تفهیم و با صدور قرار بازداشت موقت، فعلا روانه زندان شد.

  • مدتی قبل متهمین نسبت به آدم‌ربایی و تجاوز به عنف یک زن و مرد کوهنورد در منطقه سفید سنگ فریمان اقدام کرده بودند و با بستن دست و پای مرد، جلوی چشم وی همسرش را مورد تجاوز گروهی قرار داده بودند.

  • من سال‌ها قبل از شوهرم جدا شدم و با دختر ۹‌ساله‌ام در کنار مادرم زندگی می‌کردم. مدتی قبل مادرم را از دست دادم. هر پنجشنبه سر مزار مادرم می‌رفتم و درد‌ها و رنج‌هایم را با او در میان می‌گذاشتم. روز حادثه نیز حالم خیلی بد بود و گریه می‌کردم. مرد جوان سمتم آمد. او یک آبمیوه داد و گفت او هم مادرش را از دست داده و حالش خوب نیست. یک‌دفعه من بی‌حال شدم و مرد جوان مرا مورد آزار‌و‌اذیت قرار داد.

  • من و دوستانم مشغول بازی فوتبال در خیابان بودیم که سه پسرعمو که از قبل آن‌ها را می‌شناختم، سراغم آمدند. یکی از آن‌ها من را بغل کرد و به‌سرعت به زیرزمین خانه‌ای متروک برد. آنجا سه پسر‌عمو با تهدید چاقو من را آزار دادند و تهدیدم کردند، اگر در‌این‌باره با کسی حرف بزنم، من را می‌کشند.

  • من روز حادثه از جلسه اولیا و مربیان مدرسه دخترم به خانه برمی‌گشتم و در محدوده اسلامشهر منتظر تاکسی بودم که یک پراید مدل‌پایین مقابل پایم توقف کرد. فکر کردم راننده مسافرکش است، سوار شدم، اما راننده ظاهری به‌هم‌ریخته و کثیف داشت. تاول و زخم‌های روی دستش باعث شد به او مشکوک شوم. می‌خواستم پیاده شوم، اما راننده گفت مسیر را اشتباه آمده است. او به این بهانه که باید دنده‌عقب برود، صندلی ماشین را خواباند. سپس می‌خواست من را آزار دهد که التماس کردم دست از سرم بردارد. به او گفتم شوهر و بچه دارم، اما با…

تبلیغات