پژمان جمشیدی گفت: هر کجا که باشم، باز هم برمیگردم، چه رسد به حالا که کارهای زیادی دارم و باید حق خود را بگیرم. مگر من کاری کردهام که ترسیده باشم و فرار کنم؟
۳۵۵ مطلب
پژمان جمشیدی گفت: هر کجا که باشم، باز هم برمیگردم، چه رسد به حالا که کارهای زیادی دارم و باید حق خود را بگیرم. مگر من کاری کردهام که ترسیده باشم و فرار کنم؟
وکیل پژمان جمشیدی مسافرت موکل خود به کانادا را تأیید کرد و گفت: این مسافرت برای دیدار با خانوادهاش بوده است و هر زمان لازم باشد به ایران بازمیگردد. /انتخاب
درباره خبر مشاهدۀ بازیگر درگیر یک پروندۀ پرسر و صدا در کانادا یک واکنش نگرانکننده است و در عین حال یک نوشته هم بسیار قابل تأمل. نگران کننده همان جملاتی که فردی نوشت "اگر پیشنهاد 50 میلیارد تومانی به شاکی برای جلب رضایت راست باشد دختر اشتباه کرده نگرفته چون میتوانست 300 میلیون تا یک میلیارد آن را به کسی بدهد تا انتقام بگیرد و خودش و مادرش با آن پول راهی کانادا شوند!". ممکن است به طعنه باشد اما باز جای نگرانی دارد و در این فضای هیجانی البته مقالۀ یک پژوهشگر حاوی نکات قابل تأملی است...
وکیل پژمان جمشیدی مسافرت موکل خود به کانادا را تأیید کرد و گفت: این مسافرت برای دیدار با خانواده اش بوده است و هر زمان لازم باشد به ایران بازمیگردد.
خروج قانونی آقای جمشیدی از کشور در حالی رخ داده که طبق قوانین ایران، صدور قرار وثیقه بهتنهایی به معنای ممنوعالخروجی نیست؛ با این حال، پرسشها درباره تناقض در عملکرد نهادهای قضایی و امنیتی همچنان پابرجاست.
تصاویری در فضای مجازی منتشر شده که مدعی ورود پژمان جمشیدی به کاناداست.
سازمان سینمایی کشور شایعه توقیف آثار پژمان جمشیدی را تکذیب کرد.
مدیر مسئول روزنامه هممیهن گفت: «اینکه به بهانه انتشار یک عکس در روزنامه که به دلیل درخواست شاکی از عدم انتشار تصویرش رخ داده به روزنامه حمله شود، شائبهبرانگیز است.»
فیلمبرداری فیلم کمدی «مازراتی» به کارگردانی قربان محمدپور و بازی پژمان جمشیدی به پایان رسید.
صبح روز سهشنبه از اولین ساعتهای آغاز به کار روزنامه، تلفنهای تحریریه پشت سر هم زنگ میخوردند. این موضوع البته غیرطبیعی نیست. رسانههای که محتوای تولیدی آنها واکنشبرانگیز میشود، تجربه مشابه را دارند. بعضی از تماسها حاوی اظهارنظرهای مثبت و منفی، گاهی تشکر و اغلب نیز فحاشی است. اما این تجربه در روز سهشنبه برای هممیهن متفاوت بود. تلفنها به صورت متواتر زنگ میخوردند و صرفاً فحاشی و گاهی تهدید از آن سوی خط شنیده میشد.