سکینه حورسی از شیرزنان خرمشهری است که از پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون در این شهر فعالیت داشته است. سکینه حورسی در طول جنگ هیچگاه خرمشهر را ترک نکرد.
۴۹ مطلب
سکینه حورسی از شیرزنان خرمشهری است که از پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون در این شهر فعالیت داشته است. سکینه حورسی در طول جنگ هیچگاه خرمشهر را ترک نکرد.
امیر سرتیپ خلبان آزاده محمدصدیق قادری در خاطراتی از زمان اسارتش در عراق میگوید: برادر ناتنی صدام از آن سوی سالن برخواست و به سمت من آمد. سرم را بوسید. شاید اگر در آن لحظه دِشنه در سرم فرو میکردند برایم قابل تحملتر بود. بعد گفت: «آرزو میکردم یک افسر ما در ایران مثل تو باشد.» و پس از بازجویی در نامهای نوشت که تا وقتی در استخبارات است دیگر کسی نباید از این خلبان ایرانی بازجویی کند و همینطور هم شد.
محسن رفیقدوست از مؤسسان سپاه درباره تهیه مهمات برای جنگ ایران و عراق گفت: اولینبار که به لیبی رفتم و دو کشتی قطعات یدکی و موتور و مهمات نیروی دریایی لیبی را بار کردم، برای نیروی دریایی رایگان بود، موشکهایی هم که گرفتیم رایگان بود؛ اما اواخر دوره خودم یک بار هم رفتم از لیبیاییها حدود ١۶۵ میلیون دلار مهمات خریدم که نسیه بود؛ یعنی پول ندادم. بعد که از وزارت رفتم گویا وزارت دفاع چیزهایی را بهجای آن پول به لیبیاییها داده بود؛ وگرنه شاید چیزی نزدیک به حدود ۹۰۰ میلیون دلار از لیبی اسلحه رایگان …
محسن رفیق دوست در پاسخ به این پرسش که در طول جنگ تداخل وظایف یا اختلافی با فرمانده وقت سپاه نداشته است، گفت: مشکلی با سردار محسن رضایی نداشتم و شرح وظایف ما مشخص بود. من باید امکانات تهیه میکردم و آقای رضایی باید در جبهه افراد تحت فرمان را اداره میکرد. با آقای رضایی رفیق بودیم و حضرت امام (ره) در جلسهای تکلیف کردند که از فرماندهی سپاه حمایت کنم و من تا زمانی که مسئولیت داشتم از او حمایت کردم.
نسل امروز باید بداند جنگ در زمانی به ما تحمیل شد که تمام استعداد سپاه پاسداران در کل کشور حدود ۱۵ هزار نفر بود که عمدتا در کردستان، گنبد، بلوچستان و... درگیر مبارزه با ضدانقلاب بودند و نقش نیروی هوایی، دریایی و زمینی و هوانیروز ارتش در جلوگیری از سقوط خوزستان انکارنشدنی است. دولت مهندس موسوی، تمام توان خود را در پشتیبانی از نیروهای عملیاتی به کار گرفت و در طول جنگ، نیروهای عملیاتی اعم از بسیجی، پاسدار، سرباز، افسر و درجهدار با ایثار و فداکاری نقش خود را به خوبی ایفا کردند.
انتخاب تاکتیکهای ابتکاری و شجاعانه در عملیات فتحالمبین که از پشت به دشمن برسند یا در بیتالمقدس انواع تاکتیکهای نو به ظهور رسید. اینها همه کارهای مدبرانه و عاقلانه بود و کمتر نیروی مسلحی میتواند با چنین اعمالی کار را پیش ببرد. حتی همان پذیرش قطعنامه که امام به جام زهر تعبیر کردند نیز از عقلانیترین کارهایی بود که انجام شد.
محمدرضا کائینی از آزادگان دوران دفاع مقدس روایت میکند: دیگر خط اول دفاعی عراقیها دیده میشد؛ همان سنگرهایی که تا چند ساعت پیش از پشت دوربین خرگوشی میدیدمشان. در میان سنگرها پمپاژهای اسیدپاش کار گذاشته بودند تا اگر نیروهای ما به آنجا حمله کردند، به طرفشان اسید بپاشند. سر پمپاژها بین سنگرها بود؛ طوری که از پشت دوربین خرگوشی متوجه آنها نشده بودم. همان لحظه حدود ۲۰ سرباز عراقی از بین شیارهای دشت پیدایشان شد و با خوشحالی به طرف ضدانقلابها آمدند.
عصر به مناسبت هفته دولت، همراه اعضاى دولت، به ملاقات آیتالله خامنهاى رفتیم. من و رهبری صحبت کردیم. همانجا نشان درجهیک فتح را به من دادند؛ پذیرفتم. مدتى پیش مىخواستند بدهند، مناسب نمىدیدم؛ ولى با پیروزىهاى جارى، قابل قبول شده بود.
نکته مهمی که در خاطرات هاشمی وجود دارد، این است که پس از نوشتن نخستین نامه، هاشمی پس از مشورت با مقام معظم رهبری تصمیم میگیرد که به نامه صدام جواب بدهد و پیشنویس این جواب را حسن روحانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، آماده میکند.