«انقلاب با مجموعهای از آرمانها و وعدهها شکل گرفت: استقلال، جمهوری، آزادی، رسانه آزاد، نفی سانسور و شکنجه. در کنار اینها، وعده مهم دیگری نیز وجود داشت: اینکه هم دین مردم آباد شود و هم دنیای آنان. اکنون پس از نزدیک به ۵۰ سال، حق جامعه است که درباره میزان تحقق این وعدهها پرسش کند.»
کوروش احمدی معتقد است انسداد سیاسی علت اصلی وقوع انقلاب ۵۷ بود. انسداد سیاسی در دوره پهلوی بهصورتی بود که عملا همه مجاری قانونی و مسالمتآمیز برای مشارکت مؤثر، رقابت سیاسی واقعی و نهایتا چرخش نخبگان سیاسی در جامعه بسته شده بود.
عبدالکریم سروش در سالهای ابتدایی انقلاب به عضویت ستاد انقلاب فرهنگی درآمد و رفتهرفته به یکی از چهرههای فرهنگی و بسیار مهم انقلاب بدل شد. بااینوجود، پساز گذشت چند دهه، از جریان انقلاب منشعب شد و مسیر دیگری را در پیش گرفت.
صادق زیباکلام در اظهاراتی تازه از حجم گسترده انتقادها نسبت به خود سخن گفت و تأکید کرد که نهتنها مردم در خیابان او را بابت حمایت از انقلاب ۵۷ سرزنش میکنند، بلکه همسر و فرزندانش نیز شدیداً با او مخالفت دارند.
معیار توافق مردم با آیتالله خمینی نه باورهای قلبی و قبلی و نیات و ذهنیات اشان که وعدههای اعلام شده در جریان انقلاب ۵۷ و سندی است به نام قانون اساسی در سال ۵۸ (که فصل حقوق ملت و اصول دموکراتیک آن در بازنگری ۶۸ هم از بین نرفت) و به فرض اگر هم حسب ادعای نواصولگرایان قلبا باور نداشته بازنمیتوان به آن استناد کرد کما اینکه کسی نمیتواند بخشی از کتاب ولایت فقیه در نجف را مبنای نپرداختن مالیات کند و ادعای دیگران دربارۀ بهرۀ بانکی به استناد آرای برخی مراجع توجیه شانه خالی کردن از پرداخت آن نیست.
آیتالله جنتی با بیان اینکه انقلاب ۵۷ همیشه زنده است و باید زنده بماند، تاکید کرد: این حرکت باید طوری به نسل جوان منتقل شود که انگار در صحنه حاضر بودهاند.
پس از ورود امام به ایران تا ۲۲ بهمن شاهد حضور دو دولت در ایران بودیم. بختیار و بازرگان هر دو در پی اثبات مقام مشروعیت خود و ارائه ادله در خصوص عدم مشروعیت رقیب برآمدند.