ساعت ٦ و ٢٠ دقیقه غروب پنجم محرم بود. مردم، درحال اقامه نماز مغرب و عشا بودند که صدای فریادها از مسجد ارگ در بازار تهران بلند شد؛ فریادهایی که خبر از یک حادثه وحشتناک میداد. کمکم شعلههای آتش از این مسجد بزرگ دیده شد و فریادها هر لحظه بیشتر از قبل میشد. چادر یکی از خانمها آتش گرفته بود. چند مرد برای کمک به قسمت زنانه رفتند، اما فایدهای نداشت. آتش بود که از سقف بر سر نمازگزاران میبارید.