پلنگ در تلاش برای رهایی لاشه به کشیدن آن ادامه داد، اما فایدهای نداشت. او به معنای واقعی کلمه از آرواره هایش آویزان بود و از سر ایمپالا تاب میخورد. فقط چند لحظه بود که او به زمین افتاد. همه ما مبهوت و هیجانزده بودیم. من قبلا پلنگ را در درختان دیده بودم، اما هرگز اینطور ندیده بودم.