فریماه فرجامی، اسیر همان باد خزانی شد که بسیاری در سینمای ایران و جهان از آن گزند خورده بودند. اسیر آفتی که از سینما به سینما زد و تنها نصیب آن هیچ بود، هیچ به معنای مطلق و واقعیاش. اگر از این باد و آفت فریماه سینمای ما خسران دید، خانهنشین شد و کنج عزلت گرفت، اما خسر الدنیا و الآخره این بازی فقط سینما بود، خود خود سینما که خود را از قمرالملوکی، چون او محروم کرد.