ترنج

کلاهبرداری

۱۳۵۸ مطلب

  • پدرم اگرچه بسیار تردید داشت و نمی‌توانست به این گونه خرید‌ها اطمینان یابد، اما وقتی چشمان اشک بار مرا دید، همه سرمایه اش را به حساب بانکی من واریز کرد و من هم با ارسال فهرست کامل جهیزیه ام، وجه را به فروشنده اینترنتی پرداخت کردم. این بار هر روزی که سپری می‌شد اضطراب بیشتری پیدا می‌کردم چرا که ده‌ها میلیون تومان دارایی و وام پدرم را به حساب بانکی کسی ریخته بودم که هیچ سند و مدرکی از او نداشتم.

  • این باند بعد از اینکه سند جعل کرده و قصد تصاحب ویلا را داشته‌اند، به سراغ سرایدار خانه رفته‌اند. او که فردی بی‌سواد است، قصد داشته به موکل اطلاع دهد؛ اما دست و پای او را بستند و با این ادعا که اعتیاد دارد، او را به زور در یک مرکز ترک اعتیاد بستری و با پرداخت مبلغی پول غیرقانونی به مدیر کمپ مدتی هم او را در کمپ نگهداری کردند؛ اما بعد از مدتی وقتی این مرد از کمپ خارج شد، مشخص شد او اصلا اعتیاد نداشته است.

  • روز بعد هراسان و نگران به بانک رفتم، ولی با توضیحات کارمند بانک فهمیدم که آن مرد ناشناس فقط یک ساعت بعد از آن که مبلغ ۱۰ میلیون تومان را به حساب خودم انتقال دادم، با ترفند گم شدن کارت بانکی به بانک رفته و حساب همسرش را تغییر داده است، تازه فهمیدم که در دام یک شیاد از خدا بی خبر افتاده‌ام به طوری که نه تنها ۵ میلیون تومان پس‌اندازم را بر باد داده ام بلکه حالا باید اشک‌های دخترم را به نظاره بنشینم

  • دوستم مشتریان متمول بانک را شناسایی و بعد از برقراری ارتباط با این افراد من را به‌عنوان بازرگان به آن‌ها معرفی می‌کرد و سپس با وعده خرید ارز از مشتریان بانک کلاهبرداری می‌کردیم. من در موعد تحویل ارز مدعی می‌شدم به‌خاطر موارد امنیتی امکان خرید نداشتم و آن‌ها را می‌ترساندم تا پیگیر بازپس‌گیری پول‌های خود نشوند.

  • پسر جوان در بازجویی‌ها مدعی شد هیچ ارتباطی به زور با دختران نداشته است. او گفت: چون من فرد ثروتمند و خوش‌تیپی هستم، دختر‌ها جذب من می‌شدند. من اصلا کاری با آن‌ها نداشتم و به‌خاطر ثروتم این دختر‌ها برای من تله گذاشته‌اند. او درباره آدم‌ربایی که در دادسرای جنایی نیز در حال رسیدگی است، گفت: آن دختر خودش به من گفت: جا و مکان ندارد و من هم به او جا دادم و ارتباطی با هم نداشتیم.

  • زنی که در پوشش فروش اقساطی خودرو از ۱۴۰ تن از شهروندان کلاهبرداری کرده بود، دستگیر شد.

  • زن ۳۵ ساله در کلانتری پرده از سودجویی‌های حیله گرانه یک زن غریبه برداشت .

  • یک روز یکی از آن دو نفر با چهره‌ای گرفته و غمگین نزد من آمد و گفت: خواب دیده ام که همسر و فرزندت را اجنه طلسم کرده اند و من باید ۳۰ گوسفند قربانی کنم. آن زمان هر رأس گوسفند حدود یک میلیون تومان بود، من هم بدون تفکر ۳۰ میلیون تومان به او دادم تا این کار را برایم انجام بدهد. این تازه آغاز ماجرا بود. مدتی بعد، دوست آن جوان هم به محل کارم آمد و از خواب‌های آشفته اش سخن گفت که روح پدرم به دلیل گناهانش در برزخ سرگردان است و چشم یاری به من دارد.

  • با وام از اداره و قرض از دوست و آشنا این پول را به حساب او ریختیم، ولی در این باره به هیچ کس چیزی نگفتیم تا نتیجه کار مشخص شود و مانند معالجات قبلی خجالت زده نشویم، اما هرچه منتظر ماندیم خبری از دارو‌ها و نتیجه آزمایش پزشکی نشد در حالی که تلفن آقای دکتر خاموش بود و پیام هایم را در فضای مجازی بی پاسخ می‌گذاشت.

  • شاکی با حضور در پایگاه هشتم پلیس آگاهی اظهار کرد، روز وقوع سرقت برای کاری از خانه خارج شدم و پس از بازگشت به منزل متوجه شدم منزلم به هم ریخته است و مقادیری طلاجات و ارز‌های خارجی که در گاو صندوق منزلم بود به ارزش شش میلیارد ریال سرقت شده است. رئیس

تبلیغات