کار کردن در معدن زغالسنگ کار هر کسی نیست؛ با این حال در میان کارگران، چهرههای متفاوتی از پیر و جوان به چشم میآید. محمد، یکی از کارگران قدیمی معدن است که سن و سال بالایش از چهرهاش پیداست. بعد از خوشامدگویی کوتاه، دست در جیب لباس کارش میبرد و کاغذی تاخورده بیرون میآورد؛ نامهای که امید دارد شاید دری به روی آینده دخترش باز کند. آن را به دستم میدهد و میگوید: «این نامهای است که میخواهم به دست آقای پزشکیان برسد.»