ترنج

آدم ربایی

۳۷۸ مطلب

  • آخرین بار فریبا با من تماس گرفت و خواست او را به خانه یکی از دوستانش برسانم، من هم به دنبالش رفتم و او را به محلی که می‌خواست رساندم و دیگر اطلاعی از او نداشتم تا این که برادرش با من تماس گرفت و پیگیر خواهرش شد. وی افزود: من هم هر چه به موبایل فریبا زنگ زدم جوابی نشنیدم و نمی‌دانم پس از پیاده شدن از خودرو به کجا رفته و چه اتفاقی برایش افتاده است

  • متهم ردیف دوم گفت: من آن روز از ماجرا خبر نداشتم فقط وقتی دوستم گفت: برای گوشمالی دادن یک مرد پولدار باید به خانه‌اش برویم و پول خوبی گیرم می‌آید با او همراه شدم. من بیکار بودم و به این پول احتیاج داشتم. از بقیه ماجرا هم بی‌خبرم. بدین ترتیب هر ۷ متهم پرونده به دفاع از خود پرداختند و در پایان قضات برای صدور حکم وارد شور شدند.

  • روز حادثه من اصلا متوجه زن پرستار در ماشین نشدم. فکر کردم ماشین خالی است و خواستم آن را سرقت کنم که بعد از سوارشدن زن جوان را در آن دیدم. وقتی هم بازداشت شدم، سه روز در بازداشتگاه کلانتری خواب بودم، چون مقدار زیادی داروی آرام‌بخش مصرف کرده بودم و اصلا حال درستی نداشتم.

  • گروهی از افراد مسلح یک بیمار را که در بیمارستانی در مکزیک تحت مراقبت بود، ربودند. این مرد پیش از این بر اثر شلیک گلوله زخمی و در بیمارستان بستری شده بود. جسد مثله شده فرد ربوده شده دو ساعت پس از آدم ربایی در حوالی شهر پیدا شد. عوامل این جنایت تا کنون مشخص نشده اند.

  • با دوست پسر سابق خواهرم تماس گرفتم و از او خواستم پیامکی را که برایش ارسال می‌کنم به عنوان یک فرد ناشناس با خانواده ام در میان بگذارد. او هم در تماس با پدرم مدعی شد که دختر شما را گروگان گرفته اند و قصد خودکشی دارد.

  • پسری جوان که ربوده شده و در یک مرکز ترک اعتیاد زندانی شده بود، بعد از آزادی انگشت اتهام را به‌سمت پدر و عمویش گرفت و گفت: آن دو قصد دارند اموالش را تصاحب کنند.

  • راننده پراید مسافرکش که ۵ زن و دختر را در شرق تهران ربوده و مورد آزار و اذیت قرار داده بود از سوی قاضی دادگاه کیفری تهران به بیش از یک صد سال زندان، شلاق و پرداخت دیه محکوم شد.

  • زن آرایشگر وقتی با همکارش دردل کرد و از شوهرش به دلیل اینکه خودروی او را پس نمی‌دهد گلایه کرد، نمی‌دانست چه دامی برای شوهرش پهن خواهد شد.

  • مدیرشرکت گلدیران خودروی لکسوزش را در کنار خیابان متوقف کرد و یکی از سرنشینان داخل پرشیای سفید به سراغ او رفت و پس از نشان دادن چند برگ کاغذ در حالی که پسر جوان خود را مامور معرفی کرده بود گفت که حکم جلب این مرد را دارد و از وی خواست تا به آرامی از خودرو پیاده و سواربر خودروی آن‌ها شود.

  • با وجود مخالفت پدرم، من و حمید با هم ارتباط داشتیم و در نهایت تصمیم گرفتیم ماجرای آدم‌ربایی خیالی را پیش بکشیم. طبق نقشه، من به خانه حمید رفتم و وانمود کردم ربوده شده‌ام و آدم‌ربایان یک میلیارد تومان خواسته‌اند. می‌دانستم پدرم این مبلغ را ندارد که برای آزادی من بپردازد. قرار بود حمید وارد ماجرا شود و با پرداخت یک میلیارد تومان برای نجات من دل پدرم را به دست بیاورد و در نهایت پدرم به ازدواج ما رضایت دهد.

تبلیغات