بهترين درس از اين تجربه آن است كه در برابر عظمت اين ملت تعظيم كنيم و راه براي مشاركت آنان در تمام عرصهها بگشاييم و اين ممكن نخواهد شد مگر با رعايت حقوق شهروندي. يعني با احترام گذاشتن به سبك زندگي مردم و اجازه دادن به آنان در گرد آمدن در تشكلهايي كه ميپسندند.
خطای دیگر این نگرش آنست که گویی اگر اصلاح طلبان وارد دولت نشوند، حکومت یکپارچه باقی میماند. حال آنکه در ایران وضعیت «تقسیم بر دو» حاکم است. حداکثر یکسال بعد از اینکه رقیب اصلی حذف و قدرت یکدست میشود، بین جناح حاکم اختلاف میافتد. این که فکر کنیم یک جناح به قدرت برسد که با انسجام مشکلات را حل کند توهم است. مگر از آقای احمدی نژاد همسوتر داشتیم؟ او میگفت: آمده ام تا تیرهای طعنه به جای رهب سراغ من بیاید. حال خود امروز در برابر کل سیستم قد علم کرده است. جالب اینکه ۴۳ نفر از وزرا و معاونینش از…
بعد از اینکه طی اعتراضات سال گذشته شعاری با محتوای «اصلاحطلب-اصولگرا، دیگر تمام ماجرا» مطرح شد، یک سوال به صورت مداوم پرسیده میشود و این است که آیا با گذشت چندین دهه از تقسیم جریانهای سیاسی کشور از چپ و راست به اصلاحطلب و اصولگرا، آیا زمان آن رسیده که بار دیگر شاهد ظهور یک جریان سیاسی باشیم؟
«آقای هاشمی فرزند زمان خودش بود و با تحولات خیلی خوب پیش رفت، کمتر سیاستمداری دیدم که تا این حد با مردم همراه باشد. روستازادهای که در سطح جهانی به سیاستمداری برجسته تبدیل شد. ایشان روحیهای دموکراتیک داشت و در هر شرایطی حاضر شد خود را در معرض رأی مردم قرار دهد. کسی که دائم خود را در معرض رأی مردم قرار میدهد مجبور است با مردم راه بیاید. آخوندی که دغدغهاش پیشرفت ایران بود، به همین جهت كتاب امیرکبیر را نوشت».