سریال دل مدتی است که از پرداختن به قصهی عشق آرش و رستا و بلایی که بر سر رستا میآید به سمت عشق آوا به آرش میل کرده است و گویی نقش اصلی سریال آوا است و داستان سریال آن چیزی است که بر او میگذرد و رستا فقط یک داستان فرعی در کنار داستان زندگی او است.
۵۵۹ مطلب
سریال دل مدتی است که از پرداختن به قصهی عشق آرش و رستا و بلایی که بر سر رستا میآید به سمت عشق آوا به آرش میل کرده است و گویی نقش اصلی سریال آوا است و داستان سریال آن چیزی است که بر او میگذرد و رستا فقط یک داستان فرعی در کنار داستان زندگی او است.
آقازاده با وجود پشتوانهی قوی مالی اش و با این که سعی میکند از بهترین و به روزترین امکانات در مقایسه با سایر رقبایش استفاده کند، اما باز هم در جای جای نتیجهی کار اهمیتی که سازندگان اثر به زدن برخی حرفهای مورد نظرشان میدهند مشخص است. حرفهایی که برایشان بسیار بیشتر از ساختار قصه، جریان قصه، شخصیت پردازی و کارگردانی کار اهمیت دارد.
هم گناه نشان خیال مخاطب را راحت کرده است که تا لحظهی آخرش قصه برای گفتن و برگ برنده برای روی کردن دارد و تا لحظهی آخر هم مخاطبش را رها نمیکند. چیزی تا پایان سریال هم گناه نمانده است و مخاطبان سریال که تا حالا برای آمدن قسمتهای جدید لحظه شماری میکردند دوست دارند به این زودی با قسمت آخر روبرو نشوند.
قسمت پنج نیز بیشتر به گذشتهی راضیه و مسیری که تا مانلی شدن و رجعت دوباره اش به خود طی شده است میپردازد. راضیه همچنان که گیج از کارهای نیما و اطرافیانش است و سعی میکند با شلوغی مدام دور و برش کنار بیاید با اتفاقی سهمگین مواجه میشود که در انتخاب راهش تاثیر زیادی میگذارد.
گرههای دل بعد از سی قسمت بالاخره رو به سمت باز شدن گذاشته اند. پدر رستا اگرچه قلبش امکان انتقام را از او گرفت، اما گناهکار را شناخت و رستا هم با توجه به جلسات مشاوره اش به زودی با واقعیت نکیسا آشنا میشود. مادر آوا هم سرنخهایی از مسائل آوا پیدا کرده است و به زودی میتواند مانع کارهای او شود.
موچین فارغ از نقدها و نظرهای مربوط به آثار شبکهی نمایش خانگی و انتظاری که مخاطبان از این آثار دارند با همان فرمولهای قدیمی این کمدیها پا به عرصه گذاشته است و طبیعتا هیچ رقابتی هم با سایر آثار ندارد. چرا که حتی برای رقابت با بدترین آنها هم حداقلی از کیفیت لازم است که موچین به کلی فاقد آن است.
قسمت ۳۱ سریال دل؛ دل هر صحنه و هر اتفاقی را بارها و بارها و بارها تکرار میکند. آن قدر این تکرارها ادامه پیدا میکند که گویی سازندگان دل، مخاطب را کم هوش و معلول ذهنی قلمداد میکنند که نیاز است این همه هر چیزی برایش یادآوری شود تا از سیر داستان عقب نماند.
هم گناه خودش طوری مخاطبش را عادت داده است که نگاه به اکنون سریال یا آیندهی نزدیکش داشته باشد، نه رازی که همه در پی افشایش یا رابطهای که همه در پی شکل گرفتنش باشند. هم گناه به خوبی در داستانش با «چگونگی» کار دارد. بیشتر مخاطبان هم گناه درگیر این هستند که مشکلات خانوادهی صبوری چگونه حل میشود نه این که بخواهند زودتر ببینند پایان ماجرا «چه» میشود.
پسر کشی ششمین فیلم محمد هادی کریمی، فیلمنامه نویس و کارگردان، است که با کش و قوسهای فراوان برای اولین بار در سی و هشتمین دورهی جشنوارهی فیلم فجر به نمایش در آمد و حالا و با مسائل و مشکلات مربوط به بیماری کرونا، برای نمایش فیلم برای مخاطب عام، اکران آنلاین را انتخاب کرده است.
در قسمت چهارم هم با فلش بکهایی به گذشتهی راضیه و راهی که او طی میکند تا تبدیل به شاه ماه نیما شود، میرویم. راضیه با سودای موفقیت از شهرش دل میکند و به تهران میآید و با رساندن خودش به نیما با استقبال گرم او مواجه میشود. خانه و امکاناتی فراتر از انتظار راضیه از طرف نیما در اختیارش قرار میگیرد، اما خود نیما نیست.